#روایت
🇮🇷جای خالی🇮🇷
چشم دوختهام به گچکاریهای ظریف سقف و گوش سپردهام به شعری که آقای ولایی، با صدای دلنشینش نجوا میکند.
قافیه و ردیف هر بیت را که بیان میکند، صدای کم جان جمعیت بلند میشود. معلوم است که شعرش همه را مجذوب خود کرده.
نگاهم را از زمینهی آبی رنگ گچکاریها میگیرم و زل میزنم به بنر روی دیوار.
جای خالی آقا روی صندلی چوبی، حسابی قلبم را مچاله میکند.
اما همین که نقش قرمز «الله» را توی دل پرچم میبینم، قوت قلب میگیرم.
حواسم را میدهم به باقی شعر آقای ولایی:
«این سگ زردی که دارد خوب عو عو میکند
گوشهایش را ز بانگ یا علی کر میکنیم.»
همین چند کلمهی اول کافی است تا پرتم کند سمت خاطراتم.
___
روز دوم جنگ بود.
بعد از خبر شهادت آقا، دل و دماغ هیچ کاری را نداشتم و ویروس جدید این روزهای سرد، افتاده بود به جانم.
گوشهای برای خودم لم داده بودم. توی موبایلم میپلکیدم و بین برنامهها سرک میکشیدم.
توی یکی از برنامهها، آگهی جالبی دیدم.
کنار تصویر ترامپ نوشته بودند «سگ زرد».
آگهی را باز کردم. نوشته بود:
«یک سگ زرد با نژاد آمریکایی و...»
این بیت آقای ولایی مرا غرق آن روز کرد.
روزی که غم از دست دادن را با تمام وجود حس کرده بودم.
خیره میشوم به قاب عکس آقا که کمی آن طرفتر روی میز لبخند میزند.
لبخندش انگار پر از دلگرمیست.
✍️ روایتی از امید شجاعی، از برگزاری محفل شعر امین به یاد #رهبر_شهید انقلاب
💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی:
ایتا | بله | سایت |
#روایت
🇮🇷ایستاده چون کوه🇮🇷
✍️ ۱۴ رمضان است و «محفل شعر امین» در مسجد حسینیه اعظم زنجان با حضور شاعران آیینی برگزار میشود.
مجری حاج خانم خالقیپور را صدا میزند.
او آرام آرام قدم برمیدارد و به میکروفون میرسد.
چند نفری تعارف میکنند روی صندلی بنشیند.
اما میایستد در مقابل جمعیت و شروع میکند به حرف زدن: «از وقتی این خبر را شنيدم انگار تازه بچههامو تو خاک گذاشتم.»
صدای شیون جمعیت بلند میشود.
یاد عید فطر یازدهم فروردین میافتد:
«به دوستم گفتم امسال خیلی بابرکته؛ قراره دوبار پشت سر حضرت آقا نماز عید فطر بخونیم، اول سال و آخر سال...»
سر به زیر میاندازم و نم چشم را با دستمالی میگیرم.
فکر میکنم این مادر که سه شهید تقدیم انقلاب کرده چطور با صلابت ایستاده.
یاد رهبر شهید میافتم. او هم در مواقع حساس محکم و استوار چون کوه میایستاد و حتی بدون عصا لشکرش را فرماندهی میکرد.
چنین رهبری چنین عاشقانی پرورش میدهد.
حاج خانم آنقدر محکم و با اقتدار حرف میزند که صلوات و احسنت جمعیت در مسجد جاری میشود.
یکی از شعرا بلند میشود و شعری میخواند:
دانی که چرا چو غنچه گل روییدم
اول ز وفا خاک حسین بوییدم
دوم ز ادب قامت خود خم کرده
من چادر مادر شهید بوسیدم
همه با صدای صلوات و احسنت خانم خالقیپور را همراهی میکنند که با قدمهایی استوار و آرام به سمت بانوان برمیگردد.
✍️ روایتی از سیده رقیه موسوی براساس خاطره مادر شهیدان خالقیپور در محفل شعر امین
💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی:
ایتا | بله | سایت |
لا تحزن ان الله معنا
مترس که خدا با ماست
اثر: میثم یعقوبی
مجمع هنرمندان قطره زنجان
@ghatre_media_znj
💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی:
ایتا | بله | سایت |
#روایت
🇮🇷اختلاط ترکی 🇮🇷
✍️ سرتا پا سیاه پوشیده.
حاج آقای کلامی موهای سفیدش را به یک طرف شانه کرده و نشسته کنار سید اولاد پیغمبر، نماینده ولی فقیه.
نمیدانم امشب که اینجاست چه غوغایی در دلش بپاست.
به قول خودش از سال ۸۲ هر سال در نیمه ی ماه رمضان خدمت حضرت آقا در محفل شاعران بوده؛ ولی امسال که...
بغض میکنم. شاید تک تک کسانی که در محفل هستند، بغض دارند.
می گوید:
«حضرت آقا هر جا بنده را می دیدند ترکی صحبت می کردند. پارسال همین موقع، با آقا سر سفره نشسته بودیم که حضرت شروع کردند به احوالپرسی ترکی: آقای کلامی نخبر وار؟»
بنده با صدای بلند عرض کردم: «در حق زنجان ظلم شده»
آقا فرمودند: «چی شده، چه ظلمی؟»
عرض کردم: «بانوان زنجان طلایه دار شروع تظاهرات قبل از انقلاب هستند؛ اما مورد بیمهری واقع شدند. آنها باید هر سال در این جلسه حضور داشته باشند.»
فکر میکنم شاید همین حرف تلنگری شده بود که امسال از بانوان زنجانی هم دعوت شود تا در نیمه رمضان مهمان حضرت آقا باشند، ولی...
جای خالی حضرت آقا جگر همهمان را سوزانده اما حالا بیشتر از قبل امانتدار وطنیم
✍️ روایتی از سیده رقیه موسوی براساس خاطرات حاج آقا کلامی از دیدار با #رهبر_شهید انقلاب
💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی:
ایتا | بله | سایت |
🚩 پوستر | شعله در منطقه
این شعله به دامن خودت افتاده
طراح گرافیک: علی خلج
#هنرهیأت
شبکه هنرمندان فعال در عرصه هیأت
@Honareheyat
💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی:
ایتا | بله | سایت |
#روایت
🇮🇷این بیت عزیز🇮🇷
حاج آقا کلامی ما را مهمان سفرهی خاطراتش کرده و از اولین دیدارش با آقا صحبت میکند:
_ از آن دسته شاعرانی که شعرهایشان زبانزد عالم و آدم میشود، نیستم. اما جزو این دسته از شاعرانی که گهگاه طبع شعریشان گل میکند، شاید باشم.
میگوید اولین باری که ایشان را دیده، غزل ترکی-آزاد برایشان تقدیم کرده که آقا مجذوبش شده.
کمی مکث میکند و بیت اول و آخر غزل ترکیاش را برایمان میخواند.
میگوید وقتی شعر را برای آقا خوانده، ایشان قافیه هایش را یادداشت کرده و بعد از اتمام، تعریف و تمجیدهای بسیاری را نثار حاج آقا کلامی کرده.
_ چهارده رمضان که میشد، دلم پر میکشید برای محفل شعرخوانی بیت رهبری.
وقتی خبر شهادت آقا را شنیدم، حسرتی همیشگی چپید کنج دلم. حالا که آقا بینمان نیست، شعر و محفل شعرخوانی، طعم و مزهی سابق را ندارد.
میگوید بعد از اولین دیدار، هر بار که به ملاقات ایشان مشرف میشدند، آقا با لهجهای شیرین به زبان ترکی صحبت میکردند و هر بار میپرسیدند: «نخبر وار؟»
_لحظهای که پوستر محفل شعر خوانی را دیدم، طبع شعریام گل کرد. قرار بود محفلی با حضور شاعران زنجانی، توی مسجد حسینیه اعظم برگزار شود. محفلی که حال و هوای بیت را برایمان تداعی کند. باید بیتی را به یاد محفل شعر خوانی بیت رهبری، برای آقا میسراییدم.
با اینکه حضرت آقا دیگر بینمان نیست، اما یادش همیشه توی دلهایمان میماند.
✍️ روایتی از امید شجاعی، از خاطره استاد ولیالله کلامی زنجانی در محفل شعر امین
💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی:
ایتا | بله | سایت |
#شابلون
🚩 اقدامات میدانی
🔹 طراح: خانم حسینی راد و خانم احمدی
مجمع هنرمندان قطره زنجان
@ghatre_media_znj
💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی:
ایتا | بله | سایت |
#شابلون
🚩 اقدامات میدانی
🔹 طراح: خانم حسینی راد و خانم احمدی
مجمع هنرمندان قطره زنجان
@ghatre_media_znj
💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی:
ایتا | بله | سایت |