#دلنوشته
🇮🇷به یاد دختران شهید #میناب🇮🇷
🥀درس امروز: دختر ایران🥀
تعدادشان زیاد است و قدهایشان، فوقش به یک متر برسد. قبرها را کوچکتر حفر کنید.
بستر خاک را خوب نرم کنید. صورتشان برگ گل است.
این دو نفر میخواهند کنار هم باشند. دوست صمیمی هستند.
روی مزارشان بنویسید: به کدامین گناه؟
اینیکی شبها تنها نمیخوابد. میترسد. کنارش بمانید.
آنیکی عادت دارد وقتی میترسد دستان مادرش را بگیرد. مادرش کو؟
آهستهتر! هیاهو نکنید! بچهها میترسند.
آرام بخواب گلم، ما اینجاییم. کنارت میمانیم.
این بچه اضطرابجدایی دارد، مادرش را صدا کنید.
اینها روزهاولی هستند. فکر افطارشان باشید.
بشمارید کسی گم نشده باشد. دفتر حضوروغیاب کجاست؟
کیف این بچه را ندیدید؟ همان کیف صورتی. خیلی دوستش دارد.
خدایا این بچهها چرا اینقدر آرامند؟
چرا جیغ نمیکشند؟
چرا نمیخندند؟
دخترها زنگ تفریح است!
بنویسید!
درس امروز: دخترِ ایران ...
فردا اردو داریم؛ ۸ صبح، بهشت...
✍️ دلنوشته ای از زهرا رسولی/ زنجان پرس
💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی:
ایتا | بله | سایت |
#روایت
#تجمع_بانوان_زنجانی
🇮🇷حرف حساب🇮🇷
ساعت پنج عصر بود. یک ساعت و نیم از آغاز مراسم گذشته بود.
دیدم روی نیوجرسی سیمانی کنار میدان انقلاب اسلامی زنجان نشسته. پاهایش به زمین نمیرسید و در هوا تکان تکان میخورد.
سرمای هوا دست و پایم را کرخت کرده بود. نگاهش به نگاهم گره خورد، چادر مشکی با شال صورتی ترکیب دخترانهی انقلابیِ جالبی را رقم زده بود.
پرسیدم: اینجا چیکار میکنی؟
گفت: آمدم به آمریکا بگم با اینکه رهبرمون شهید شده، ولی هیچ وقت تسلیم نمیشیم.
کل صحبتهاشو در یازده ثانیه گفت و حرف حساب زد.
🇮🇷به فرزندان انقلابی این آب و خاک میبالیم.
✍️ روایتی از منیره زینالی، نویسنده حوزه هنری استان زنجان، از تجمع بانوان زنجانی
شما هم راوی باشید👇
🇮🇷@revayat_zanjan
لینک کانال👇
🇮🇷 https://eitaa.com/revayat_zanjan
💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی:
ایتا | بله | سایت |
#روایت
#تجمع_بانوان_زنجانی
🇮🇷به خونخواهی رهبر شهید🇮🇷
آهسته آهسته گام برمیداشت اما با گامهای استوار. داشت از کنارم رد میشد.
با میکروفون و گیمبال سراغش رفتم. عکس حضرت آقا را در دست داشت. از او پرسیدم: برای چه در میدان انقلاب اسلامی زنجان حاضر شدی؟ پاسخ داد: به خونخواهی رهبر شهیدمان آمدم، هنوز جملهاش را به پایان نبرده بود بغضش ترکید و شروع به گریه کرد، سریع خود را جمع کرد و ادامه داد خدا روح شهدای این جنگِ با آمریکا و اسراییل را بیامرزد و به خانوادههایشان صبر دهد.
میخواستم از او تشکر کنم که با مردم صحبتهایش را به اشتراک گذاشت، هنگام خداحافظی گفت: از اول انقلاب در تمام راهپیماییها حضور داشتم. پای آرمانهای انقلاب همچنان هستم.
عکس حضرت آقا را بلندتر از قبل روی دستش گرفت و با جمعیت یکصدا همشعار شد و رفت.
✍️ روایتی از منیره زینالی، نویسنده حوزه هنری استان زنجان، از تجمع بانوان زنجانی
شما هم راوی باشید👇
🇮🇷@revayat_zanjan
لینک کانال👇
🇮🇷 https://eitaa.com/revayat_zanjan
💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی:
ایتا | بله | سایت |
51.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#رهبر_شهید
🇮🇷انقلاب🇮🇷 (بخش دوم)
با خودم میگویم:
اولین نفری هستیم که میرسیم انقلاب، اما زهی خیال باطل!
جمعیت بقدری زیاد است که به زور خودمان را میرسانیم گوشهای.
زنگ میزنم به مامان و چند لحظه بعد توی آغوش هم گریه میکنیم.
چندتایی از فامیلها و آشنایان را میبینم. چشمهای همه بارانی است، مرد و زن ندارد.
انقلاب دور سرم میچرخد؛ دستم را به دیوار میگیرم و لب پله مغازهای مینشینم.
عکس آقا را بغل میکنم. هرکس گوشهای خلوت کرده و میگرید.
یکباره بلند میشویم و قدم برمیداریم جلوتر.
شعارها بلندتر میشود:
قسم به خون پاکت
راهت ادامه دارد
چشمهای سرخ مردم نشان از انتقام دارد.
از این همه همبستگی دلم گرم میشود.
جمعیت هر لحظه بیشتر میشود و
پلاکارد و عکسهای آقا قوت قلب میدهد به قلبهای زخمیمان.
عهد میبندیم که تا آخرین قطره خونمان
خواهیم جنگید.
ما انتقام خواهیم گرفت؛ اما نه یک انتقام معمولی.
انتقامی که در دنیا نظیر نخواهد داشت.
ادامه دارد....
✍️ روایت از پریناز رحیمی؛ از نویسندگان حوزه هنری استان زنجان در پي شهادت رهبر انقلاب و تجمع در میدان انقلاب
شما هم راوی باشید👇
🇮🇷@revayat_zanjan
لینک کانال👇
🇮🇷 https://eitaa.com/revayat_zanjan
💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی:
ایتا | بله | سایت |