eitaa logo
حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان
1.1هزار دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
642 ویدیو
23 فایل
اخبار و فعالیت‌های فرهنگی هنری حوزه هنری زنجان زنجان- خیابان امام(ره)-میدان پانزده خرداد- جنب دبیرستان ولیعصر(عج) ٠٢۴- ٣٣۵۶٣١۵٩ 📌ارتباط با ما در بله، ایتا، تلگرام و اینستاگرام: https://zil.ink/artzanjan.ir سایت: zanjan.hozehonari.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 اثر جدید استاد حسن روح الامین ای صاحب ذوالفقار وقت مَدد است 🚩 ببینید| ، در شام شهادت امیرالمؤمنین علی (ع) فتح خیبر به دست ایشان و بمباران تل‌آویو را به دست فرزندان و شیعیان او، در تابلو نقاشی به‌نام «مع الله» ترسیم کرده است. 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
فزت و رب الکعبه 🖤 فرا رسیدن ایام سوگواری شهادت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) تسلیت باد 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
(ع) گشت چنین رستگار ✨انتشار به مناسبت تقارن ایام شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی رضوان‌الله‌علیه با شهادت حضرت امیرالمومنین علی بن ابی‌طالب(ع) 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
26.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩نماهنگ «شیعه‌ی حیدر» ✨شیعه‌لرین حضرت مولاسی‌وار✨ شیعه ندارد حزر از کارزار شیعه کجا دشمن بی‌بندو‌بار شیعه کند بر نسبش افتخار چون که گرفته‌ست از آن اعتبار شیعه‌لرین حضرت مولاسی‌وار 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
مدد زغیر تو ننگ است یا علی مددی زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی گُشاده کار دو عالم به یک اشاره ات توست به کار ما چه درنگ است یاعلی مددی.. 🔸تازه‌ترین اثر تولید شده در 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
🥀به یاد نوگل های پرپر شده‌ی مدرسه میناب🥀 🇮🇷قولِ قول از قلبم تا آسمون🇮🇷 مامان النگوها را به دست دختر انداخت؛ آرنجش را محکم گرفت و گفت: «مواظب باشیا! دزدها برای طلا، دست آدم رو می‌بُرَن.» دختر انگشت کوچکش را جلو آورد - قول می‌دم، حتی اگر جنگ بیاد. شهید که شد، تنها چیزی که از او باقی ماند، دستِ چپ بود. روی تابوتش نوشتند: «دخترِ النگو. یک دست.» ✍️ داستانک از نازیلا صفری برای دختران دانش‌آموز شما هم راوی باشید👇 🇮🇷@revayat_zanjan لینک کانال👇 🇮🇷 https://eitaa.com/revayat_zanjan 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
🥀به یاد نوگل های پرپر شده‌ی مدرسه میناب🥀 لقمه را به سمتش گرفت و گفت: «میخوری؟» مقنعه صورتی‌اش را جلوتر کشید و گفت: «نه روزه‌ام مامانم گفته اگه بتونی تا شب بگیری بهت یه جایزه...» جایزه آن روز شهادت بود. ✍️ داستانک از محمدطاها امیری برای دختران دانش‌آموز شما هم راوی باشید👇 🇮🇷@revayat_zanjan لینک کانال👇 🇮🇷 https://eitaa.com/revayat_zanjan 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
🥀به یاد نوگل های پرپر شده‌ی مدرسه میناب🥀 🎨 «تنها مداد آرزوها باقی ماند!» ✍🏻 طراح: مریم ساکیان محمدی 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
🥀به یاد نوگل های پرپر شده‌ی مدرسه میناب🥀 🇮🇷آن ۱۶۵ تنِ عزیز🇮🇷 کانال خبر را بالا و پایین می‌کنم. دایره روی عکس در حال چرخیدن است و عکس هنوز کامل دانلود نشده. زیرش نوشته: محل تدفین شهدای دبستان شجره طیبه به ریحانه‌ای فکر می‌کنم که اولین بار است روزه گرفته و در مسیر آمدن به مدرسه سفارش خرید زولبیا و بامیه را به بابا داده. به هانیه‌ای فکر می‌کنم که از ذوق اینکه زودتر لباس‌های عیدش را بپوشد، هر شب قبل از خواب از مادرش می‌پرسیده: مامان چند تا دیگه بخوابیم و بیدار بشیم عید میشه؟ به مرضیه فکر می‌کنم که قرار بود چند روز بعد با خانم جان و آقاجانش برود زیارت حرم امام رضا و برای کبوترهای حرم دانه بریزد. به آموزگار مهربان کلاس «اول ب» فکر می‌کنم که دلش نیامده بود قبل از آمدن به مدرسه، پسر شیرخوارش را ببوسد که مبادا بد خواب شود. آن را سپرده بود دست مادرش تا وقتی از مدرسه برگشت یک دل سیر بچلاندش و قربان صدقه خنده‌های نخودی‌اش برود. به مینا فکر می‌کنم که امروز قرار بود بعد از مدرسه اولین جلسه کلاس نقاشی را برود. آخر می‌دانید نقاشی های مینا خیلی قشنگ بود؛ آنقدر قشنگ که مامان آن‌ها را روی یخچال چسبانده بود. به مادری فکر می‌کنم که از دست شیطنت‌های دخترش مهیا ذله شده بود و صبح او را با قهر و بدون بغل همیشگی روانه مدرسه کرده بود. پشیمان بود و هی به عقربه‌های ساعت نگاه می‌انداخت تا در باز شود، مهیا بیاید و او را محکم بغل بگیرد و بگوید : قهر مادرها با بچه‌ها هیچ وقت واقعی نیست. اما مهیا دیگر قرار نبود هیچ وقت زنگ را بزند و از در بیاید تو! به اینجای فکرم که می‌رسم، قطره‌های اشک یکی پس از دیگری، از گوشه چشمم سر می‌خورند پایین. ۱۶۵ تن عزیز مگر عدد کمی است؟ تا کی باید اسم پشت هم ردیف کنم و به داستان زندگی‌شان فکر کنم؟ این داغ سرد می‌شود مگر؟ ✍️ روایت از حدیث محمودی برای دختران دانش‌آموز شما هم راوی باشید👇 🇮🇷@revayat_zanjan لینک کانال👇 🇮🇷 https://eitaa.com/revayat_zanjan 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩 روایت معلم جانباز از لحظات وقوع حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
🥀به یاد نوگل پرپر شده‌ی در زنجان | مهنیا حسن زاده🥀 🚩 نخستین شهیده دانش‌آموز جنگ رمضان در استان زنجان 📌 دانش‌آموز کلاس سوم آموزشگاه غیر دولتی نمونه بسیج زنجان، در حمله جنایتکارانه رژیم صهیونیستی و آمریکا به منزل مسکونی غیرنظامی در ١٩ اسفندماه ۱۴۰۴، به همراه مادر و خواهرش به شهادت رسید. 🔹 او اولین دانش‌آموز شهید استان زنجان در جنگ رمضان است که بی‌گناه و مظلوم در آغوش خانواده به شهادت رسید. 🖇️ عکس آرشیوی از مراسم جشن تکلیف در حسینیه اعظم زنجان 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
🇮🇷بیعت🇮🇷 هوا سرد است؛ ولی از وقتی که خبر انتخاب رهبرمان اعلام شد، انگار گرمای تابستانی دویده باشد توی جانم. از شهادت رهبرمان ده روز می‌گذرد. ده روزِ تلخ که هر روز پیکر دلاوری از مردان وطنم را به دوش می‌گیریم و تشییع می‌کنیم تنها دلخوشی‌مان انتقام است. همیشه باور داشتم شهادت زنده بودن تا ابد است؛ اما این‌بار این زنده شدن را به چشم دیدم. توی شب قدر، آخر دعای جوشن اعلام کردند که آقا سید مجتبی خامنه‌ای انتخاب شد. انگار خبر رسید که خدا دلش به غربت ملت ایران سوخته و میان این همه زوزه‌ی کفتارها و شغال‌ها، دوباره رهبرمان را به ما برگردانده! تکبیر چه نجوای عاشقانه‌ای بود انگار همه یک صدا فریاد می‌زدند: دوستت داریم خدا جان... قربانت برویم خدا جان... مردم به زبان می‌گفتند الله اکبر به دل اما انگار خدا را می‌بوسیدند. بوسه‌هایی به شکل سجده‌های شکر و خدا چه مهربان بوده با بندگانش فکر می‌کنم شاید اگر امت پیامبر هم بعد از او مثل مردمِ ما شب و روز توی خیابان‌‌ها می‌ماندند و از خدا کمک می‌خواستند، خدا برای آن‌ها هم معجزه‌ی امام علی را ۲۵ سال به تاخیر نمی‌انداخت؛ و امام حسن آن‌همه غریب و تنها نمی‌ماند که پیکر مطهرش تیرباران شود. مردم چقدر مهم هستند برای معجزه‌های الهی می‌توانند ورق را برگردانند. حالا با قلبی عزادار اما آرام، تکبیرگویان برای بیعت با امام مجتبی خامنه‌ای آمده‌ام میدان انقلاب زنجان. تمام عمرم خیابان‌های زنجان را این‌همه زیبا و مردم را این‌همه مهربان و صمیمی ندیده بودم. بیانیه که خوانده شد، دختر جوانی که کنارم ایستاده بود دستم را گرفت. به چهره‌اش نگاه کردم. هر دو لبخند زدیم. حاج مهدی دعای وحدت را خواند. تکرار کردیم: لااله الا الله الها واحدا و نحن له مسلمون ... ✍️ روایت از فاطمه شکوری پس از اعلام خبر رهبری آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (حفظه‌الله) شما هم راوی باشید👇 🇮🇷@revayat_zanjan لینک کانال👇 🇮🇷 https://eitaa.com/revayat_zanjan 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |