eitaa logo
حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان
997 دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
588 ویدیو
23 فایل
اخبار و فعالیت‌های فرهنگی هنری حوزه هنری زنجان زنجان- خیابان امام(ره)-میدان پانزده خرداد- جنب دبیرستان ولیعصر(عج) ٠٢۴- ٣٣۵۶٣١۵٩ 📌ارتباط با ما در بله، ایتا، تلگرام و اینستاگرام: https://zil.ink/artzanjan.ir سایت: zanjan.hozehonari.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 🕌زخمی، اما پابرجا خون غیرت حسینی سال‌هاست که در رگ‌های همه ما زنجانی‌ها در جریان است. پدر بزرگم هرسال از خدا عمر می‌خواهد تا یک یوم العباس دیگر، دستانش را بالا ببرد و بر سینه بکوبد. پدر و مادرم هر سال اول عید، مقداری پول کنار می‌گذارند، برای قربانی‌های حسینیه اعظم که سفره فقرا را رنگین کنند. دوران کودکی دایی‌های من، پر از خاطرات کشیدن چرخ بلندگو‌های دسته حسینیه اعظم است. و چه رقابت‌هایی را شاهد بودیم که برای بلند کردن علم حضرت ام‌البنین (ع) میان پسربچه‌های محل درگرفته... ما سال‌های خیلی طولانی است که در خیابان‌های زنجان فریاد زدیم: یل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی و سال‌های طولانی‌تری است که در قلبمان به معنای این بیت شعر ایمان آورده‌ایم: کاخ نامردان یاتار یاتماز حسینین پرچمی و اینک یزیدیان زمان به چشم خواهند دید که جوله جوله طوفان‌های خصم زبون، درست مثل کف روی آب، ناپدید می‌شود. و آنچه که بر دستان زخمی ما بالا می‌رود، پرچم امام حسین (ع) است. ✍️ یاسمن رسولی سه‌شنبه | ١١ فروردین ١۴٠۵| شما هم روای باشید 👇 خانه روایت حوزه هنری زنجان| 🇮🇷 @revayat_zanjan ── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا | بله | سایت |
🏴 مردِ کوچکِ بزرگ! با همین قدوقامت کوچک و نحیف، آمده بود وسط آن همه آوار و خرابی. هرچقدر گفتند جای تو اینجا نیست، گوش نکرد. می‌گفت: «من تو حسینیه بزرگ شدم! میخوام کمک کنم.» یک ماسک زده بود روی صورتش تا گرد و غبار آوار اذیتش نکند. با همان دست‌های ظریف، تندتند کاغذها و کتاب‌های نیمه‌سوخته را از میان سنگ و خاک روی زمین جدا می‌کرد. کفش‌ها و شلوارش خاکی شده بود؛ اما اهمیتی نمی‌داد. چشم‌هایش می‌خندید و چیزی توی مردمک‌هایش موج می‌زد که دلم را می‌لرزاند. کوچک بود، اما دل نترسش به بزرگی مردهای دلیر میدان می‌مانست. بوی خاک توی هوا پیچیده بود. ساختمان‌های آوار شده حسینیه اعظم زنجان و کتاب‌های سوخته شده کتابخانه حسینیه، قلبم را مچاله می‌کرد. چشمم افتاد به مردِ کوچکِ بزرگ. با خودم فکر کردم شاید آجرها آوار شوند، اما از برکت حُبّ حسین، جوانه‌های تازه‌ای رشد می‌کنند. ✍️ الهه موسوی سه‌شنبه | ١١ فروردین ١۴٠۵| شما هم روای باشید 👇 خانه روایت حوزه هنری زنجان| 🇮🇷 @revayat_zanjan ── ✦ حوزه هنری استان زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا | بله | سایت |
✍️ دلنوشته استاد مجید جدیدی هنرمند خوشنویس و کاتب کتیبه‌های گنبد و گلدسته‌های حسینیه اعظم زنجان «هوَ صادِقُ الوعدِ لا یُخلِفُ المیعاد» 🏴 این روزها، روزهایی از جنس محرم بر سرزمین حسینیِ ما می‌گذرد؛ روزهایی سرشار از اندوهی سنگین و در عین حال آکنده از شکوهِ پایداری و حماسه. بی‌گمان این روزهای پرآزمون، با پایمردی و استواری مردان و زنان دلیر این سرزمین، به نقطه‌ای درخشان و ماندگار در تاریخ بدل خواهد شد.
🏴 با دیدن تصاویر جراحتِ پیکرِ نورانیِ حسینیه اعظم زنجان به یاد کلام سیدحسن حسینی افتادم که بر صاحب حسینه گفته بود: کس چون تو طریق پاکبازی نگرفت با زخم نشان سرفرازی نگرفت زین پیش دلاورا کس اینگونه شگرف حیثیت مرگ را به بازی نگرفت زخمی که نه بر دیوار و کاشی، بلکه بر خاطره‌ها، بر ایمان نسل‌ها، بر تاریخ گریه و عزاداری این سرزمین. این خانه‌ی دیرسالِ عشق و سوگ، قرن‌هاست که با اشک دلدادگان برافراشته مانده و هر آجرش با نذر دل‌هایی پاک، استوار شده است. چه بسیار عاشقانی که در یوم‌العباس زنجان موج ایمان را در کوچه‌ها روان کرده‌اند؛ روزی که نه تنها زنجان، که همه ایران به تماشای شکوه شور و شعور حسینی این مردم سرافراز می‌ایستد. امروز به قول سیدحسن حسینی نشان سر فرازی گرفت. از همان روز که به لطف پروردگار، و عنایت حضرت سیدالشهداء در سال‌ها پیش توفیق کتابت کتیبه‌های گنبد و گلدسته‌های این آستانه نورانی را یافتم، دل به این خانه معطر به نام حسین(ع) بستم و ارتباطی از جنس ارادت و عاطفه با آن پیدا کردم. این پیوند، این مهر دیرپا، امروز زخمی همرنگ جراحت حسینیه بر جانم نشاند؛ زخمی که با بغض هزاران دل در سراسر این سرزمین همنواست. امروز اگر غم شهادت سلاله پاک حضرت اباعبدالله الحسین، آن رهبر حکیم و سترگ و شهیدمان، سرداران رشیدش و مردان و زنان و کودکان بی‌گناه سرزمینمان بر سینه‌مان سنگینی می‌کند، اشک‌هایمان را به همان دریای بی‌کران می‌سپاریم که فرموده‌اند: «إن کُنتَ باکِیاً علی شیءٍ فابکِ للحسین» ملتی که با عاشورا قد کشیده، با اشک راه می‌رود، اما هرگز زانو نمی‌زند. جهان بداند: ملتِ تربیت‌شده در مکتب کربلا، ملتی که زانوانش از اشک خیس است اما از هیبت خم نشده، ملتی که در اوج اندوه، رجز می‌خواند، چنین ملتی را هیچ طوفانی نمی‌لرزاند. اگر خانه خانه این خاک سربلند زخمی شود، دیوارهایش دوباره برمی‌خیزند؛ اگر دل‌ها بشکنند، از تکه‌تکه‌شان کوه می‌جوشد. اشکباریم، اما اشکی که ریشه‌اش نور است، و ثمرش استقامت. و بدانید ایستادن برای این ملت یک انتخاب نیست؛ یک سرنوشت است. نام حسین، بیرق برافراشته‌ای‌ست که پیشاپیش همه بادها می‌ایستد؛ و حسینیه ایران، هرچند زخمی، اما چون صخره‌ای در برابر تندر ایستاده و گلوی متجاوز را با قدرت می‌فشارد استوارتر، بلندتر، و درخشان‌تر از پیش. باذن الله و بر پیمانِ استوارِ الهی و وعدهٔ صادقش که مایهٔ امید مؤمنان است. ✍️ استاد مجید جدیدی سه‌شنبه | ١١ فروردین ١۴٠۵| شما هم روای باشید 👇 خانه روایت حوزه هنری زنجان| 🇮🇷 @revayat_zanjan ── ✦ حوزه هنری استان زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا | بله | سایت |
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕌🏴 حمله بامدادی به حسینیه اعظم زنجان به ذلت تن نمیدم ای عزیز فاطمه یه عمره با ابالفضلم قدم هام محکمه 🥀🥀🥀 گروه سرود کریم اهل بیت (ع) زنجان 🔹سه‌شنبه ١١ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ ── ✦ حوزه هنری استان زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا | بله | سایت |
تک عکس؛ 🏴 یل یاتار طوفان یاتار 🏴 یاتماز حسینین پرچمی 📷 عکاس: حسن ارغا ── ✦ حوزه هنری استان زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا | بله | سایت |
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 یل یاتار طوفان یاتار 🏴 یاتماز حسینین پرچمی ── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا | بله | سایت |
«حُسَیْنٌ مِنِّی وَاَنَا مِنْ حُسَیْنٍ» 🏴 ای که نامش دوا و ذکرش شفاست طراح: رضا نجفلو ── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا | بله | سایت |
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 روایتی از خسارت وارد شده به حریم مقدس حسینیه اعظم زنجان در حمله وحشیانه آمریکایی صهیونی 🔹 یَا أباعَبدللّٰه إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إلی یَومِ قیامَهْ


      ── ✦ حوزه هنری استان زنجان ✦ ──  
🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: 
ایتا | بله | سایت |
السّلام ای تمام باور شهر آه ای جلوه گاهِ خاطره‌ها هر دم از اشتیاق می‌چرخند رو به سمتت تمام پنجره‌ها غرق آرامشم کنار تو من لحظه‌ی با تو بودنم زیباست قد کشیدم در این حرمخانه این برایم فراتر از رویاست السّلام ای حرم، «حُسینیّه» دسته‌ات بی‌نظیر و شورانگیز ایستادم دمی کنار تو من شدم از عطر کربلا لبریز بخشی از خاطرات کودکی‌ام مانده در کوچه‌های باریکت کوچه در کوچه می‌دویدم من می‌شدم دور و گاه نزدیکت مادرم می‌گرفت دست مرا در همان کودکی در این کوچه گوشه‌ی چادُرش که دستم بود یادم اُفتاد در همین کوچه ... ظرف یک لحظه گُم شدم، که مرا کرد وقتی که مادرم پیدا گفت این گوشواره نذر حرم این یکی نذر حضرت زهرا نه در آن کوچه حادثه رُخ داد نه کسی راه را به مادر بست! چادر مادرم نه خاکی شد! نه زمین خورد و گوشواره شکست! اشک افشان رسید «حاج اصغر» گفت از داغ سرخ لاله به من بعد با سوز ناب آذری‌اش روضه‌ای خواند از سه ساله به من «غسّاله سویی توکدو ایسلاندی قرا تئللر...» «حاج مهدی» هم از زبان رباب نوحه‌ای خواند بین هروله‌های یاد طفل سه روزه اُفتاد و آه از این جنون حرمله‌ها «الهی گئتدی اصغریم شفق قارالدی گلمدی قالیب ئورکده اللریم شفق قارالدی گلمدی» لحظه در لحظه می‌رسد بر گوش نوحه‌ی ناب از این در و دیوار نوحه‌ی «حاج مرتضی» را من زیر لب گاه می‌کنم تکرار «ای شمع حرمخانه قوربانین اولوم عباس قوربانین اولوم عباس جانلار سنه پروانه قوربانین اولوم عباس قوربانین اولوم عباس» ... صبح روز سه‌شنبه وقت اذان ذکر «اَمّن یجیب» پیچید و کوچه در کوچه‌ی «حُسینیّه» ناگهان عطر سیب پیچید و صبح روز سه‌شنبه وقت اذان گُنبدت در میان گرد و غبار کوچه‌ها در غبار غلتیدند کوچه‌ها را نمانده بود قرار صبح روز سه‌شنبه وقت اذان وَ اِذا ُزلزِلت... دلم لرزید دل هوایی شد و گُریزی زد چند بیتی به روضه گودال... روضه‌خوان حَرم رسید از راه چشم تر را به سمت من چرخاند از دل آهی کشید «حاج جواد» روضه قتلگاه بر من خواند: «دولانیر علی قیزی مقتلی قان ابچینده بیر بدن آختاریر_ باجی قارداشا کفن آختاریر» صبح روز سه‌شنبه وقت سحر دم گرفت و اُتاق شد تکیه پنجره گُر گرفت و رفت از هوش روضه در روضه گریه در گریه آه! آتش گرفته بود دلم! پُشت در داشت خیمه‌ها می‌سوخت بود انگار ظهر عاشورا باز هم داشت خیمه‌ها می‌سوخت تشنه بودم سحر، رسید از راه ماه تشنه سه جُرعه آبم داد آه ماه قبیله شد بی دست ناگهان مشک بر زمین افتاد نوحه خوان حرم رسید از راه زد گُریزی به حضرت سقّا با همان لحن ناب و شورانگیز نوحه‌ای خواند «حاج علی زیبا» «یا قمرِ بنی هاشم ابوالفضل... قانلی بیابانیذه پبکاره باخ مرکبین اوستونده علمداره باخ ایله تماشا سردار هنگه گلدی ابوالفضل میدان جنگه»... روضه خوانت رسید از راه و روضه‌ای از امام عطشان خواند «حاج یوسف شبیری» آمد و بعد روضه‌ای ناب از شهیدان خواند «لای لای ای جبهه لربن یورقونو ای خسته جوانلار لای لای اروند کناربنده قیزیل قانه باتانلار خوش یاتین یاخشی یاتیبسیز یاخچی دنیانی آتیبسیز» صبح روز سه‌شنبه وقت سحر تار و پود وجود من لرزید چشم‌هایم شبیه ابر بهار چشمه در چشمه در حرم بارید صبح روز سه‌شنبه وقت سحر تن گلدسته‌های تو لرزید واذا ُزلزلت... صدای اذان کوچه پس کوچه‌های تو لرزید السّلام ای حریم امن بهشت زخم خوردی تو در همین رُخداد پرچم تو ولی نمی‌افتد دشمن تو ولی به خاک اُفتاد ای که داری درون سینه خود نوحه‌ی شاعران نامی را پرچم گُنبدت تداعی کرد در دلم نوحه «کلامی» را «یئل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی کاخ نامردان یاتار یاتماز حسینون پرچمی» آه در وصف این شکوه تو من چه بگویم هنوز هم ماندم خیره بر سردَرِ تو شد چشمم باز شعر کتیبه را خواندم ✍️ شعر از ناصر دوستی در وصف حسینیه اعظم زنجان سه‌شنبه | ١٢ فروردین ١۴٠۵| ── ✦ حوزه هنری استان زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا | بله | سایت |
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایت متفاوت از حمله دشمن آمریکایی و صهیونی به حسینیه اعظم زنجان ── ✦ حوزه هنری استان زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا | بله | سایت |