(١٢)
🗞 بخوانید| انتشار اشعار دریافتی از پویش شعر دوبیت نویسی «آیا میشناسیدم؟!»
🔸 «بس که در گلشن شبیخون خزان تکرار شد»
رویش شمشادهای غنچه بس دشوار شد
🔸 رشتهای از ماه گر افتاد در #چاه_قضا
بر برادر پیشهها دنیا مصیبت بار شد
#چاه قضا: اشاره به سرنوشت حضرت یوسف (ع)
✍️ شعر از امالبنین میرزایی از خراسان رضوی(خلیلآباد)|
٣١ اردیبهشت ١۴٠۵|
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
(١٣)
🗞 بخوانید| انتشار اشعار دریافتی از پویش شعر دوبیت نویسی «آیا میشناسیدم؟!»
🔸 «امشب غم تو در دل دیوانه نگنجد»
فردا دل تو در تن هر خانه نگنجد
🔸 مهتاب نگاهت به دلی یا به تنی زد
جایی که چراغ شب بیگانه نگنجد
✍️ شعر از بهروز عبداللهی صدرآبادی از شیراز|
٣١ اردیبهشت ١۴٠۵|
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
(١۴)
🗞 بخوانید| انتشار اشعار دریافتی از پویش شعر دوبیت نویسی «آیا میشناسیدم؟!»
🔸 «عشقت آموخت به من رمز پریشانی را»
انعکاسِ تو شکست این غمِ پنهانی را
🔸 با خیالِ تو اگر پیر شدم، عیبی نیست
انتظارِ تو کشید این خطِ پیشانی را ...
✍️ شعر از رضا کریمی از زنجان|
٣١ اردیبهشت ١۴٠۵|
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
(١۵)
🗞 بخوانید| انتشار اشعار دریافتی از پویش شعر دوبیت نویسی «آیا میشناسیدم؟!»
🔸 «ای تکنواز نابغۀ نینوا حسین»
ای باغبان گلشن کرب و بلا حسین
🔸 بر روی نیزه چون تو کسی با صدای عشق
قرآن نخوانده با سر از تن جدا حسین
✍️ شعر از سلمان مرادی از زنجان|
٣١ اردیبهشت ١۴٠۵|
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
زمین وَرزَقان با اشکهایت خیسِ باران شد
درون مِه صدایت از نفس اُفتاد بوران شد
نسیمی از عبای خاکی ات پیچید در جنگل
نسیم آرام غلتید و دَم رگبار و طوفان شد
و شب هر قطرهی اشکی که از چشم تو جاری گشت
چنان فانوس شد هردم چراغ راه انسان شد
بهاری سرد و یخبندان فراز کوه و جنگل مِه
برای مردمت اُردیبهشت آن شب زمستان شد
تو در رگهای جنگل ریختی آیات غیرت را
شبیه میرزا کوچک َدلت سرشار از ایمان شد
تو ای پیدای پنهان، ماه تابان، تا ابد روشن
اگرچه روی ماه تو درون خاک پنهان شد
خطوط سرخ خونت را شبی باران تلاوت کرد
که خونت سطر در سطرش شروع ختم قرآن شد
دوباره قصه آتش دوباره رقص در آتش
میان دود و خاکستر تنت ققنوسِ دوران شد
تو از آنش گذشتی ای خلیل نامی دوران
تو ابراهیمی و آتش برای تو گُلستان شد
دلت از کوره ده خورشید هشتم را زیارت کرد
میان باد و باران مونست شاه خراسان شد
شبی آیات کوثر را میان شعلهها خواندی
در آتش روضه بر پا شد اَنیست مرد میدان شد
شبی روح بلند تو به سمت آسمانها رفت
رسید و «یُرزَقون» برلب به خوانِ یار مهمان شد
شهادت شد نصیب تو شهید نامیِ جمهور
که مانده جاودان هرکس فدای نام ایران شد
امان از داغ جانکاهت که لرزان زیر تابوتت
خیابان در خیابان شانههای خیسِ تهران شد
صدایت بازتابی از صدای باهُنرها بود
صدای سرخ تو در قلب کوهستان نمایان شد
شبیه بالگرد تو جهان دور سرم چرخید
خیالم گیج و سردرگُم غزل سر در گریبان شد
بهشتی شد تنت سیّد میان شعله جانت سوخت
کشیدم تا به نظم این داغ را شعرم پریشان شد
✍️ شعر از ناصر دوستی| ٣١ اردیبهشت ١۴٠۵|
(١۶)
🗞 بخوانید| انتشار اشعار دریافتی از پویش شعر دوبیت نویسی «آیا میشناسیدم؟!»
🔸 «اگر باشی محبَّت روزگاری تازه خواهد یافت»
جهان از عطر گیسویت بهاری تازه خواهد یافت
🔸 اگر باشی نفسهایم به خود آهنگ می گیرد
زمان در سایهات جانا، قراری تازه خواهد یافت
✍️ شعر از زهرا پرویزی از شیراز|
١ خرداد ١۴٠۵|
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
(١٧)
🗞 بخوانید| انتشار اشعار دریافتی از پویش شعر دوبیت نویسی «آیا میشناسیدم؟!»
🔸 «صد طعنه به مجنون زده لیلای من این است»
آن یوسُفِ گمگشته زهرایِ؛ من این است
🔸 ای کاش که حافظ بدهد مژده ی وصلش
چون غُصِه یِ هر سالهیِ یلدایِ؛ من این است
✍️ شعر از نرگس شعبانی از همدان|
١ خرداد ١۴٠۵|
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
(١٨)
🗞 بخوانید| انتشار اشعار دریافتی از پویش شعر دوبیت نویسی «آیا میشناسیدم؟!»
🔸 من از طلوع جوانی به اضطراب رسیدم
به اتفاق قشنگی به عشق ناب رسیدم
🔸 تو را به سمت کویر و بساز کشتی خود را
«من از سیاهترین شب به افتاب رسیدم»
✍️ شعر از اسماسادات شیخی راد از گلستان|
١ خرداد ١۴٠۵|
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
(١٩)
🗞 بخوانید| انتشار اشعار دریافتی از پویش شعر دوبیت نویسی «آیا میشناسیدم؟!»
🔸 «لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد»
حیف از تمام عمر که صرف پیام شد
🔸 خیره شدم به چشم سیاهت دم وداع
گوشم پر از نواختن بیکلام شد
✍️ شعر از الهام تمدن از شیراز|
١ خرداد ١۴٠۵|
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
(٢٠)
🗞 بخوانید| انتشار اشعار دریافتی از پویش شعر دوبیت نویسی «آیا میشناسیدم؟!»
🔸 «چشمی به تخت و پخت ندارم، مرا بس است»
باشم در آستانِ خطر جان نثار تو!
🔸 عطر تو زنده میکند این قوی مرده را،
قویی که زنده بوده فقط در کنار تو!
✍️ شعر از فروزنده مستوفی از استان البرز|
١ خرداد ١۴٠۵|
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
(٢١)
🗞 بخوانید| انتشار اشعار دریافتی از پویش شعر دوبیت نویسی «آیا میشناسیدم؟!»
🔸 «لبت صریحترین آیهی شکوفاییست»
مرا ببین و ببین در دلم چه غوغاییست
🔸 قسم به جان تو زیباترین دقایق من
شروع تِکتِک آن ساعتی که میآییست
✍️ شعر از رضا بیات از زنجان|
٢ خرداد ١۴٠۵|
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
(٢٢)
🗞 بخوانید| انتشار اشعار دریافتی از پویش شعر دوبیت نویسی «آیا میشناسیدم؟!»
🔸 «طلوعهای مرا و غروبهای مرا»
به چشم دیده ولی ماندهاید پابرجا
🔸 غنیمت است حضور شما در این میدان
که هست وحدت مردم ضمانت فردا
✍️ شعر از فاطمه جباری از زنجان|
٢ خرداد ١۴٠۵|
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|