eitaa logo
‌ پلاک 221B خیابان بِیکِر🌟
71 دنبال‌کننده
449 عکس
32 ویدیو
2 فایل
‌‌‌‌ ` چهار درصد مواقع که کنترل تلویزیون رو گممی‌کنید، آخر سر توی فریزر پیداش می‌کنید! Apollo's Daughter !!!🏹 🌅 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_qo0o56n&btn=قبل.از.هرچیزی.بگو.که.کابین.چندییی!! 🌅 @Qmari3
مشاهده در ایتا
دانلود
پس اگه چیز اشتباهی دیدید خیلی خیلی ممنون میشم بهم اطلاع بدید تا درستش کنم!!
‌ پلاک 221B خیابان بِیکِر🌟
(از بالتیس هم نتونستم چیزی پیدا کنم)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در روزگاری که هنوز خدایان با انسان ها در میان ابرها و امواج گپ می‌زدند،آتارگاتیس زندگی می‌کرد.
او تنها یک الهه نبود؛او تجسمِ زمین،باران و حیات بود.زیبایی اش چنان بود که خورشید هم وقتی به او می‌تابید،کمی شرم می‌کرد.
او قدرتی داشت که با یک لبخند،گل هارا شکوفا می‌کرد و با یک قطره اشک،رودخانه هارا جاری می‌ساخت.
اما سرنوشت،نقشه ی دیگری برای این الهه داشت؛ یک روز،در میان شلوغیِ زندگیِ فانی ها،چشمش به یک مرد ساده افتاد.
‌ پلاک 221B خیابان بِیکِر🌟
اما سرنوشت،نقشه ی دیگری برای این الهه داشت؛ یک روز،در میان شلوغیِ زندگیِ فانی ها،چشمش به یک مرد ساده
او نه قدرتِ خدایان را داشت و نه جادوی اعیان و اشراف را،او فقط یک انسان بود،با قلبی که به سرعت می‌تپید و چشمانی که با هر غروب به دنبال فردا می‌گشتند.
اما در آن نگاهِ ساده و در آن مهربانیِ انسانی،آتارگاتیس چیزی را دید که در میان ابدیتِ سردِ خدایان هرگز نیافته بود: احساس.
او که تا آن زمان فقط قدرت را می‌شناخت،حالا با عشق رو به رو شده بود.او عاشق آن مرد شد.عشقی که مثل یک طوفانِ ناگهانی،تمامِ آرامشِ الهی اش را درهم شکست.
آتارگاتیس نمی‌توانست بین دو دنیای خوب انتخاب کند: دنیای بی نهایت و بی تفاوتِ خدایان،یا دنیای کوتاه و گرم و پر از درد انسان ها.