آسِـمونِآبـی ؛ ☁️
_
پر از زخمم پر از رنجم پر از امّید و لبخندم
به قول دوستان پر افاده ، فعلا ایرانم ..
- حامدعسکری
آسِـمونِآبـی ؛ ☁️
آره خلاصه این برنامه هم تموم شد
و حالا ماییم یه دنیا خاطره
از رانندگی های خراب خانم میر لوحی
تا ضبط های طولانی صدا سیما
خنده های الکی تو نماز خونه
رسوندن کار ها توی دقیقه نود
اضطراب و استرس سر تعداد پرچم ها
حرص خوردن های آیه خانوم 🦦
عکس گرفتن توی حوزه هنری
کروماکی های طاقت فرسا
ولگردی توی میدون امام
گم کردن وسایل هانیه
و هزارتا خاطره دیگه که کنار هم دیگه ساختیم و حالا دلتنگشونیم
آسِـمونِآبـی ؛ ☁️
_
به قول خانم مرادوند آب روضه مجسمه
از اون روزی که آب شد مهریه حضرت زهرا
از آب سرد کن های سراسری کربلا
از بیشترین کلمه ای که تو اربعین میشنوی مای بارد
از آب مایه حیاته
از روضه های بدون کلامی که توی تاریخ توی خونه ها مخفیانه فقط با یه ظرف آب میگرفتن
انگار آب خودش روضه میخونه
انگار آب وظیفه داشته که کربلا را روایت کنه
و تو آقای شهیدم با زبان تشنه شهید شدی و اینبار آب باز هم روایت کرد باز هم جریانی شد برای دوباره رسوندن پیام کربلا برای مظلومیت بچه های حیدر و حالا گویی ما هم در این جریان هر آبی لبمان را تر میکند در گلویمان گره میخورد و جاری میشود روی گونه هایمان . .