تا اینجارو داشتھ باشید اعضا جانمون
فردا از عمود 600 بگیم...🖐🏿
شبتون کربلایی اعضا جانمون...🖤
وقتییهرفیق خدایی داریکه
حرفزدنباهاشمیتونهحالت
روخوبکنهتو؛
سههیچازدنیاجلویی❤️
#رفیق_خاص👌🌟
#دخترانه😍🧕🏻
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 🌸
@asganshadt
#تلنگر💥
📞از #شهدا به جامانده ها؛
هنوز هم #شهادت مےدهند
اما بہ "اهل درد"
نه بے خیال هافقط دم زدن #ازشهـدا
افتخار نیست...🖐🏻♥️
☝️🏻باید... #زندگےمان،حرفمان، نگاهمان،
لقمه هایمان، رفاقتمان
هم #شهدایی باشد...🌱🌸
#دݪݥان💞 را شهدایی کنیم
خادمان شهدا باشیم...
🥀اَلَّلهُمـّ؏جِّللِوَلیِڪَالفرَج🥀
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 🌸
@asganshadt
حسین من صدای بی قراری قلبم را می شنوی 💓
ای قلب آرام گیر و آنقدر خود را به در و دیوار وجود نزن
چاره ای نیست 😢
صبوری باید کرد😭💔
#مهدوی
هدایت شده از 『 مُدرِّس نوین 』
🌄 #فوری
دفتر ریاست جمهوری : روحانی با لباس مخصوص در جلسه سران قوا شرکت خواهد کرد .
#مگامن
#بت_من
#مرد_عنکبوتی
#هیچکدام؟
◾️🍃🌱↷
『 @modarese_novin 』🏴
گنجینه شهدای جهان اسلام (عاشقان شهادت)
🌄 #فوری دفتر ریاست جمهوری : روحانی با لباس مخصوص در جلسه سران قوا شرکت خواهد کرد . #مگامن #بت_من #
بسم الله الرحمن الرحیم
این دیگه چه ادمی هست؟
خۆش بھ حاڵِ دݪِ مݩ
مثݪ ٺۅ داࢪد
آقا
#ࢪهبࢪانـہ✨🌸
@asganshadt
.
تصویر راست معلمی شیطان پرست ، حکم دادگاه فرانسه در اعتراض والدین به چهره ی خشن وی این شخص ازاد است چون اندیشه هرکس متعلق به وی است
تصویر چپ مریم بوجیتو رئیس شورای صنفی دانشجویان دانشگا سوربون ،ورود وی به دانشگا ممنوع است ،علت حجاب وی می باشد.!!
هر اندیشه ای جز #اسلام آزاد است
.
#معلم #شیطان #شیطان_پرستی #فرانسه🇫🇷 #والدین #مریم #آزادی_بیان
@asganshadt
❀↲بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمْ↳❀
به وقت رمان📢
♡
#رمان_دلارامِ_من❤️
#قسمت_هفتم
مینشینم روی نیمکت؛ عزا گرفته ام که امشب را کجا صبح کنم؛ ناخودآگاه یاد
خواب شب قبل می افتم، به ذهنم فشار می اورم بلکه چهره پیرمرد را بین شهدایی که میشناسم پیدا کنم اما بی نتیجه است؛
خیره میشوم به زاینده رود؛
آب را باز کرده اند
و انعکاس نور چراغهای پل فردوسی درآن پیداست.
گوشی ام زنگ میخورد؛ عمو رحیم است؛ عموی ناتنی ام که برعکس بقیه مرا
دوست دارد!
-سلام عمو! خوبی؟
-سلام، ممنون!
-زنگ زدم خونتون نبودی، کجایی؟ چکار میکنی؟
-زاینده رودم، شما خوبید؟راضی نشدن حوزه بخونی؟
-تقریبا چرا!
-نمیخواد ازم قایم کنی دخترم، از بابات شنیدم چی گفته!
بغض میکنم؛ عمو رحیم بیشتر از هرکسی شبیه است به یک پدر واقعی؛ گرچه
پدر نشده و با زن عمو تنها زندگی میکنند و از بچگی دوست داشتند به جای بچه
نداشته اشان مرا دخترم خطاب کنند.
نمیدانم چرا اینطور اظهار نیاز کردم!
کمی پشیمان میشوم ولی دلم گرم است.
میگید چکار کنم؟ نمیدونم کجا برم!
عمو با بقیه فرق دارد
.
-ناراحتی نداره که عمو!
بیا خونه ما، یه فکری میکنیم بالاخره! بیکس و کار که نیستی!
بین دو حس متضاد گیر کرده ام؛
اینکه دست نیاز دراز نکنم جلوی کسی، یا
محبت پدرانه عمو را بپذیرم؛
سکوتم که طولانی میشود عمو میگوید: بیام دنبالت؟
-نه، ممنون...
خودم میام.
منتظرتم، بیا که زنعموت منو کشت!
تماس را که قطع میکنم، خط اشک روی چهره ام کشیده میشود؛
پدر میخواهد؛ کسی مثل پیرمردی که در خواب دیدم، تصاویر زیادی از پدرم ساخته ام و همه ختم میشوند به تصویر پدر، لب حوض فیروزه و زیر درخت انگور که ریحانە ٔ یک و نیم ساله را روی پایش نشانده؛ اگر پدر بود، حتما حمایت میکرد از تصمیمم.
با همین فکرهاست که میرسم سرخیابان؛ شاسی بلندی جلوی پایم ترمز
میزند؛
بیشتر از اینکه بترسم، تعجب میکنم که کجای قیافه من به آنهایی میخورد
که...
بگذریم!
یادم نمی آید درطول عمرم از پسری ترسیده باشم؛
همیشه مقابلشان جسور و
بداخلاق بوده ام؛
حالا اما پسری که جلویم ترمز زده و دارد متلک بارم میکند،
موجبات خنده و شادی ام را فراهم کرده! بدبخت بیچاره چقدر از همه جا رانده
است که آمده یک دختر چادری را سوار کند!
حتما طمع چمدان را دارد و خلوت
بودن خیابان جسورش کرده، وگرنه یادم نیست تابحال متلک شنیده باشم؛
ولی خوب اینها اصلا دلم را به رحم نمی آورد؛
درحالی که با دستی چمدان را نگه داشته ام و با دستی چاقوی ضامن دار را از کیفم بیرون میکشم،
از ماشینش فاصله میگیرم؛ به نفعش است مثل یک پسر خوب بفهمد به کاهدان زده و برود پی کارش؛
✍ #نویسنده:#فاطمه_شکیبا(فرات)
↩️ #ادامہ_دارد....
•┈┈••☆•♥️☆••┈┈
@asganshadt
•┈┈••☆•♥️•☆••┈┈•