سخته، بچه. سخته.
اینکه به بیهوده بودن همهچیز در نهایت پی ببری و همچنان باید توی زندگیت مسئولیتهایی بپذیری و به زندگی ادامه بدی سخته.
بچهها، واقعیتش نمیدونم چی باعث میشه که دنبالکنندههای یه چنل با ادمینش ارتباط برقرار کنن و طرف رو دوست داشته باشن و باهاش صحبتای رندوم کنن.
ولی خب درواقع هدف اصلیم از اینجا تعامل با مخاطبین بود.
روح
بچهها، واقعیتش نمیدونم چی باعث میشه که دنبالکنندههای یه چنل با ادمینش ارتباط برقرار کنن و طرف رو
میدونی مهم نیست که شما حرف نمیزنید، من که میتونم بزنم.
راستش الان از گفتن این حرفا حس خودزنی دارم. اون حس درموندگی ادمین یه چنل دورافتاده توی ایتا که برای دو لقمه پیام ناشناس التماس میکنه و دوتا پیام با مضمون "#نه_به_ایگنور" یا "سلام اصل بده" مواجه میشه.
یا گاهی لاقل برای حفظ ظاهر دوتا پیام خودش به خودش میده و میذاره تو کانال و مثل آدمای نایس بهشون جواب میده. تا شاااااید چهار نفر لابد از سر کنجکاوی بهش دوتا پیام دیگه بدن.
درصورتی که حقیقتا چنلش اون ته مهای لیست کانالها توی گوشی یه ممبره و اصلا شاید پیاما رو نبینه و همینطوری عضو شده و اینا.
ممبرایی که چنلای محبوب خودشونو دارن و صحبتای رندومشونو میبرن که با ادمینای محبوبشون بزنن. حالا تو هی خودتو جر بده و شونصد تا پنجره باز مرورگر از لینک چالش حرف ناشناس ابزارک و تایم فرند بذار 🦦
چیزی که میدونم اینه که برقراری ارتباط پروسه زمانبریه و نیاز به فعالیت داره و باید چیزی باشه که طرفو تحتتاثیر قرار بده یا لاقل تو شخصیت الهام بخش یا قابل تحسین یا کنجکاوی برانگیزی باشی.
ولی تو فقط یه آدم "فاکینگ" معمولی هستی.
فکر کنم جنس امشبم خیلی نابه که دارم اینطوری حرف میزنم.
منی که مکالمات عادیم انگار داره توی قرن ۵ام ودربار سامانیان اتفاق میفته و وسط دوتا جملهام یه بیت شعرم میخونم.
تموم این ۱۸ سال، هرسال مرخرفتر از پارسال. اینکه یه چیز خاص و متفاوتو برای خودم رقم بزنم خیلی برام نجات دهندهاس! اما وقتی که با یکی دربارهش حرف بزنم میگه : وااای عزیزمم گوگولیی تو چقدر فانتزی ای!
ترجمه: زر نزن بابا از دنیای تخمی تخیلیت بیا بیرون
خیلی دلم میخواست که اینجا یه فعالیت منظم، تمیز و مفید داشته باشه و منم یه ادمین نایس و تحسین برانگیز.
نه یکی که بگه آه کاش من _شبیه_ گلشیدِ شبهای حوا، رزی رادیو سکوت، بابونه ریشه در خاک بودم و بلابلابلاب