زندگی اصلا سخت نیست. خیلیم جشنوارهست. عالی نه ولی خوبه.
اما من وسط این جشنواره گم و گور شدم.
مثل یه پیرمردی که آلزایمر داره. نه میدونه کجاست نه میدونه چیکار میکنه. فقط نگاه.
یا اینکه چندسال بعد یسریاتون میاید و میگید وای فلانی من از اون روزا که میگفتی مثل یه پیرمرد آلزایمری وسط یه جشنواره میمونی دنبالت میکنم و فلان
منم بگم وااای یادش بخیر چه روزایی بود((=
حالا بذارید درباره جلسه امروزمون با اساتید موسسه بهتون بگم و بلابالابلبابادصخفتف
شاهنامهخونی چهارشنبه یادتون نره بچهها✨
خیلی خوشاومدید عزیزانِ من. متاسفانه اینجا نان و شرابی ندارم برای پذیرایی از شما. فقط ذوب میشم و شما هرموقع تشنه شدید از من بنوشید.
روح
آه انقدر امروز خوب بود که نمیخوام روزنگار 6565 رو بنویسم. #سفرنامهروحگمشده
یادم باشه برای روزِ _6570_.
از این روز نمیشه گذشت.