سرما خورده ام مادر بزرگ میگوید:
اندکی عسل و لیمو را...
لیمو را که از باغچه چیده ام و اما...
کمی نمیخندی؟
دل به دِلبر دادم و دلدار، دل را، دل ندید
دل به دلبر دل سپرد، دلدار، پا از دل کشید
"اَشعارِمَن"
دل به دِلبر دادم و دلدار، دل را، دل ندید دل به دلبر دل سپرد، دلدار، پا از دل کشید
دل به دنبال دِلش، دل دل کنان، دلخونِ دل
دل ز دلبر خواستم، دلبر، دل از این دل برید