"اَشعارِمَن"
رگِ خوابِ تو اگر دست دلم می افتاد قصّه ی عشق، فراهم شدنش حتمی بود
شک ندارم که اگر پای تو در بین نبود
«جنّت آباد» جهنّم شدنش حتمی بود
شبی دست از سرم بردار و سر بر شانه ام بگذار
بکش بر سینه این دیوانه ی حالی به حالی را