من از تأثیر یڪ بوسه، چنان لرزید ایمانم
ڪـہ بم با آن خرابے ها، نلرزیدہ ست بنیادش...
کنارت مانده ام امّا چه سودی دارد این ماندن
شبیه چَتر نَمناکی که خود درگیرِ باران است
به چشمانم نگاهی کن ، ببین حال پریشانم
من و تو هر دو در رنجیم ،بدنبال چه میگردی ؟
آمَدی قِصّه بِبافی که مُوَجّه بِرَوی..!!
دَر نَزَن رَفته ام از خویش کَسی مَنزل نیست..!
اندر احوالات عشق ما همین یک جمله بس!
من تو را بسیار میخواهم..تو ، من را......بگذریم