حد مِی هشتاد ضــربه،حد چشمان تو چيست؟
مستِ چشمان تـــــو رااعدام بايد كردو كُشت!
.حلقه کردی دست هایت را به دورِ گردنَم....
تا که عقل آمد به خود، دیدم طنابِ دار بود!
مبهوت مانده ام چه بخــوانم تـــو را، که" تــو"
هم خـود هجومِ دردی وهــم سیلِ چاره ای...