"اَشعارِمَن"
قلـبِ کسی برای تـو در شَـهر میتَپـد ای خوبِ بی نهایتِ شب های من بیـا...
شایـد ڪھ باورڪردنش هـم سخت باشـد
امشب دعاڪـردمڪھ اوخوشبخت باشـد!
تورامن دیده ام با او، بماند حال و احوالم
به هم میآمدید اما تو سهم قلب من بودی
"اَشعارِمَن"
شایـد ڪھ باورڪردنش هـم سخت باشـد امشب دعاڪـردمڪھ اوخوشبخت باشـد!
[ما که رفتیم بخوابیم، ولی ای دنیا؛
امشبی تا بهسحر ظلم نکن آدم باش]