شدی در چشمهایش خیره اِی دل! سادگی کردی
از این پس هیچکس را غیر از او زیبا نمیبینی:)
"اَشعارِمَن"
به سرم زد که برایت بنویسم؛ خوبی؟! یادم آمد که بلاکم، دهنم را بستم...
یاسریع من را درآور زین بلاک لعنتی
یا به جان جفتمان من هم بلاکت میکنم