"اَشعارِمَن"
به سرم زد که برایت بنویسم؛ خوبی؟! یادم آمد که بلاکم، دهنم را بستم...
یاسریع من را درآور زین بلاک لعنتی
یا به جان جفتمان من هم بلاکت میکنم
"اَشعارِمَن"
<وَ شـب؛ سـرآغـازِ تنهاییسـت>
[بوۍِ آغـوش تو آیـد
از هـواۍ نیمـہ شـب…]