به اَبرویَت قسم وقتی غَضب کردی یقین کردم
که می خواهی مَرا با یِک نگاه از پا بیندازی
"اَشعارِمَن"
وچـندشبیـست دگـر؛ "دوسـتت دارم" هایَـت را نمیشِنَوم
[انجمن ها همه مهمانِ دو چشمت هستند؛
در شبِ شعرِ قشنگی که فراهم کردی]