"اَشعارِمَن"
<همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت! آنچه در خواب نشد؛ چشمِ من و فکرِ تو بود...>
لطفِ خیال بود
اگر شب به شب تو را
هم داشتم کنار خودم؛هم نداشتم!
من از شمشیرِ ابرویت نوشتم شعر و فهمیدم
که روزی کشته خواهم شددراین بیتُالمقدس ها