ما پُشتِمان ضعيف تر از آن بُوَد که تو
بار فراق و دوریِ خود را بر آن نِهی(:...🖤
"اَشعارِمَن"
؏ـشق یعنۍ وسطِ نیم نگاهۍ گاهے... بتوان گرمۍ دستانِ ڪسے را حس ڪرد
عشق یعنی که تو باشی و من و پاییز و ..
نَم نَم و خِش خِش هر کوچهی تهران باشد
از خدا پنهان نبود و از تو پنهان مے ڪنم
بعدِ دل بستن به تو پیدا نڪردم قبله را..
آغوش خود را بازکن، محکم مرا دربر بگیر
حَیَّعَلیٰخَیرِالعَمل، یعنی همین آغوشها