"اَشعارِمَن"
اگرچه خواب هرشب راحرامم کرده ای اما نمیدانی دل تنگم ، تو را بسیار می خواهد
یک امشبی که آمده بودی به خواب من
من از غم فراق تو خوابم نبرده بود..!
عَهد و پیمانِ تو با ما و وَفا با دگِران..
سادهِدل من که قَسمهای تو باور کردم..
گَر مَرا هیچ نَباشَد نَ بِ دُنیا نَ بِ عُقبی
چون تُ دارَم هَمه دارَم دِگَرَم هیچ نَباشَد...
لب را هنر خنده
بیاموز وگرنه
گریاندن یک جمع پریشان
هنری نیست ...
♡
در چنان حالم، اگر مجنون ببیند حال من•••
آن چنان گِریَد به حالم، لیلی از یادش رود •••
چه غریب ماندی ای دل
نه غمی نه غمگساری
نه به انتظار یاری نه ز یار انتظاری...
🤍🕊