"اَشعارِمَن"
چنانعلمِپزشڪیرابهمزدچشمهایتڪہ رَوانکاوانبہچشمانتعلاجِدردمیگویند
تودورِیارمیگردی، ومندورِتومیگردم ...
بہتو،توریستِجِنتلمَن،بہمنوِلگردمیگویند
+روز و شب خواندم برایش
تا بفهمد عاشقم
کف زد و گفتا که :ایول، پس شما هم شاعری
هرکسیرا سرچیزیوتمنای کسی است
مـا بــه غــیـر از تــو نـداریــم تمنای دگــر*
'به طرزی وحشیانه عاشقِ زیباییات بودم
به جایِ عشقبازی،دائماً بازی درآوردی❤️🩹..'