از امروز راضی بودم .صبح فکر میکردم هوا گرمه ولی توراه قندیل بستم و دستام یخخ زده بود بعدش که دو زنگ سر کلاس عناصر بودیم زنگ سوم که دانش فنی داشتیم دبیرمون مارو به سه قسمت تقسیم کرد کلا دوتا سوالم بهمون داد و ما بخاطر کارای تخصصیمون هیچیچی نخونده بودیم و آره خلاصه ته کلاس کتاب باز کردم و سوالارو با دوستم نوشتیم و جالبیش اینجاس که من خیلی خیلی واضح تو دوربین بودم ولی چون دو سه تفر جلوم بودن فکر نکنم دیده باشن😂🖐🏻زنگ عربیم ته کلاس بودیم، من هم عربی مینوشتم هم میخوردم ، هم کارای هنرمو تکمبل میکردممم، اونم جلوی معلم و دوربین. دوستمم کف زمین خوابیده بود و کلا همه ته کلاس داشتن حرف میزدن، کلا ته کلاس واسه ی همچین زنگای چرتی خیلی خوبهه😭😂🛐همیننن دیگهه.
یه چند ساعتی سرش بودم و کمرم خم شد ولی بعد که پوشیدمشم تو آیینه یه نگاه به خودم انداختم دیدم نیشم تا بناگوش بازه😂داشتم تو آیینه مثل بچه کوچولوها میچرخیدم ببینم چه شکلیهه😭😂💕
- شازده کوچولو -
دامن جدیدم انقدررر ناز. و خوردنیههه😭😭💓
واهایتسمکزسککسکشکیممیممیمضمسسحس
هدایت شده از معشوقهٔ آفتابگردان
تا زنده هستم بهم گل بدید. گلِ روی گور چه ذوقی رو در منِ مرده زنده میکنه؟
هدایت شده از خانومِلوبیا
به خودم گفتم هرجور شده امشب باید تمومش کنم و اینم نتیجه: