خداوکیلی خستم از اینکه هیچ کسی رو ندارم باهاشون درد و دل کنم دارم ها ولی به هیچ کدوم اعتماد ندارم:)
پل بود اما ریخت گل بود اما مرد
عمر منم قد عشقت تحمل داشت
هر روز پاییزه هر هفته پاییزه
مفصلاند زمستانها
و برف نسخهی خوبی نیست
برای سرفهی گلدانها
گلی نمانده خودت گل باش
من چیزی را کم دارم.
شاید یک دوست
شاید کمی عشق
شاید امید
شاید فراموشی
و شاید خودم را...