eitaa logo
🇮🇷🇵🇸 حسینیه مجازی عاشقان روح الله 🇵🇸🇮🇷
621 دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
2هزار ویدیو
278 فایل
✅ ارتباط با مدیر کانال: @a_m_k_m_d جلسات هفتگی:شب های پنج شنبه،اصفهان،درچه،خیابان جانبازان،کوی سیدمرتضی،مسجد سید مرتضی رحمه الله علیه هیئت عاشقان روح الله تاسیس ۱۳۷۷
مشاهده در ایتا
دانلود
11.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبتهای انقلابی استاد ازغدی دربرنامه ثریا:ترامپ دیوانه یه حرفی میزنه قیمتادرکشور ما بالا پایین میشه! این از بی عرضگی مسئولینه! چرا ارزش پول عراق و سوریه جنگ زده اشغال شده از ارزش پول ما بیشتره؟! 🔹مردم می پرسند چرا در این 40 سال یک وزیر یا نماینده فاسد را اعدام نکرده اید؟ ❌چرا بعد از برکناری یک مسئول بی عرضه و متخلف، دوباره به او پست می دهید؟ 👈 👇 🏴 @asheghaneruhollah
🇮🇷🇵🇸 حسینیه مجازی عاشقان روح الله 🇵🇸🇮🇷
🌷بسم الله الهادی🌷 🔴 #یک_فنجان_چای_با_خدا قسمت 0⃣1⃣2⃣ عمری نمانده بود که عیب بگیرم به آن مادر د
🌷بسم الله الهادی🌷 🔴 قسمت 1⃣1⃣2⃣ این غریبه با شلوار کتانِ مشکی و پیراهنِ مردانه یِ سرمه ای رنگش، زیادی دلنشین نبود؟؟ طبق معمول چشم به زمین چسبانده بود. با همان موهایِ کوتاه اما به سمت بالا مدل داده اش، و ته ریشی که نظمش، جذابیتی خاص ایجاد می کرد. و باز هم سر بلند نکرد. " سلام سارا خانووم. " همین؟؟؟ نمی خواست حالم را بپرسد؟ ؟ حالم دلم را چه؟؟ از آن خبر داشت؟؟ آنقدر عصبی به صورتش زل زدم که زخمِ تازه ترمیم شده ی گوشه ابروهایش هم آرامم نکرد. حتما سوغاتِ آن دو روز سرگردانی در سوریه بود. چند دقیقه پیش در امامزاده از خدا خواستم تا فکرش را نیست و نابود کند.. و خدا چقدر حرف گوش کن بود و نیستش را هست کرد.. بغض گلویم را به دندان گرفت، انگار کسی غرورم را به بازی کشانده بود. زیر لب جوابش را دادم و با پاهایی سنگ شده از کنارش گذشتم. کمی مکث کرد. سپس با قدم هایی بلند در حالی که صدایم می زد، مقابلم ایستاد. دستانش را به نشانه ی ایست بالا برد " سارا خانم.. فقط چند دقیقه.. خواهش می کنم.. " با تعجب نگاهش کردم. پسرِ مذهبی و این حرفها؟؟ لحنش مثل همیشه محترمانه بود " از دانیال اجازه گرفتم تا باهاتون صحبت کنم.. " نفسم را با صدا بیرون دادم. اجازه گرفته بود.. آن هم برای صحبت با دختری که در دل آلمان سانت به سانت قد کشیده بود.. باید حدسش را می زدم. سرش را می بریدی از اصولش نمی گذشت. ابرویی بالا دادم " فکر نمی کنم حرف خاصی واسه گفتن باشه.. پس اجازه بدین رد شم.." ابرویی در هم کشید. این پسر اخم کردن هم بلد بود " اگه حرف خاصی نبود، امروز رو مرخصی نمی گرفتم بیام اینجا.. پس باید.... " ⏪ ادامه دارد... 🌹🌹🌹🌹🌹 ✍ نویسنده:خانم زهرا اسعد بلند دوست 🌟🌟🌟🌟 منتظرشنیدن نظرات وپیشنهادهای شماهستیم❤️🌹 🔶 @asheghaneruhollah 🔷 ‼️این داستان کاملا واقعی است
🌷بسم الله الهادی🌷 🔴 قسمت 2⃣1⃣2⃣ "باید" اش زیادی محکم بود و استفاده از این کلمه در برابر سارا نوعی اعلام جنگ محسوب می شد. با حرص نفس کشیدم. تن صدایم کمی خشن شد " باید؟؟ باید چی؟؟ " انگار قصد کوتاه آمدن نداشت. سخت و مردانه جواب داد " باید جوابم سوالم رو بدین.. " کدام سوال؟؟ گیجی به وجودم تزریق شد و حالم را فراموش کردم " سوالِ ؟؟ چه سوالی؟؟ " بدون نرمش در مقابلم ایستاد و دستانش را کنار بدنش پایین آورد " چرا به مادرم گفتین نه؟؟ " این سوال چه معنی داشت؟؟؟ دوست داشتن؟؟ یا عصبانیت برایِ خرد شدنِ غرور جنگی اش؟؟ مخلوطی از احساسات مختلف به سمتم هجوم آورد. او چه می دانست از خرابیِ این روزهایم؟ و فقط زخم خورده ی یک جواب منفی و شکسته شدنِ غرورش بود..؟ کاش می شد پنج انگشتم را روی صورتش حک کنم تا شاید خنک شود این دلتنگیِ سر رفته از ظرفِ وجودم. سوالش را به همان تیزی قبل تکرار کرد. و من پرسیدم که مگر فرقی هم دارد؟؟ و او باز با لحنی سرکش جواب داد که اگر فرق نداشت، وقتش را اینجا تلف نمی کرد. و چه سرمایی داشت حرفهایش.. این مرد می‌توانست خیلی بد باشد.. بدتر از عثمان و زیباتر از صوفی. و چه می خواست؟؟ اینکه به من بفهماند با وجودِ سرطان و عمرِ کوتاه، منت به سرم گذاشته و خواستگاری کرده؟؟ اینکه باید با سر قبول می کردم و تشکر؟؟ زندگی برادرم را به او مدیون بودم. پس باید غرورش را برمی گرداندم؟ ⏪ ادامه دارد... 🌹🌹🌹🌹🌹 ✍ نویسنده:خانم زهرا اسعد بلند دوست 🌟🌟🌟🌟 منتظرشنیدن نظرات وپیشنهادهای شماهستیم❤️🌹 🔶 @asheghaneruhollah 🔷 ‼️این داستان کاملا واقعی است
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 رسانه‌هایی که در داخل کشور با انتشار اخبار دروغ تلاش کردند بین مردم ایران و عراق تفرقه ایجاد کنند و اهداف آل سعود را محقق کنند، حالا این فیلم را ببینند و خجالت بکشند! الحمدلله هدفتان محقق نشد! کوری چشم دشمنان👊 🏴 @asheghaneruhollah
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
📌از دستش ندهید 😭اشک چشمانتون جاری شد مارو فراموش نکن 📹فوق العاده زیبا ماجرای زیبا و شنیدنی از نگاه پر مهر و محبت امام حسین (ع) به بانیان موکب‌های اربعین 🎤حاج اینا قصه و افسانه نیست❌ 🏴 @asheghaneruhollah
تا یار سفرکردهء مابرگردد بایادحسین دیده ها ترگردد با نالهء اربعینان دنیا گوش فلک ازروزازل کرگردد این سیل پیاده ازنجف هرساله تاکرب وبلا چه باصفاتر گردد هرکس که بجای مانده زین قافله ها با پای دلش حرم رود برگردد درروضهء اربعین قدم بگذارد تامورد لطف خاص کوثر گردد برسینه وسر زند بپای زینب تاهمنفس احمد و حیدر گردد این فضل خدا بود که عمرت صرف برپایی اشک وآه و منبر گردد 🏴 @asheghaneruhollah
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
shab charom06.mp3
3.29M
اینجا عالم روزی همه عشقه اینجائیم و دلیلش رقص من مال دنبال حسینم ممنون حسینم مجنون حسینم ❤️ ✅پیشنهاد دانلود 🏴 @asheghaneruhollah
MaAsheghaneHeidarim.mp3
860.4K
هرکس ز گوشه ای آمده اما شبیه یکدیگریم دور از نژاد و رنگ و زبان گویا همه ز یک با هر زبان با هر نژاد ما عاشقان ❤️ 🎤حاج 🔺زمینه شنیدنی 🏴 @asheghaneruhollah