#قرارگاه_فرهنگی
#همایش_دختران_حاج_قاسم
#به_یاد_حاج_قاسم
بسم رب شهدا
✍️ خبر:
همایش دختران حاج قاسم
✍️گزارش
🎤با روایتگری سید مسافر(همرزم حاج قاسم)
🎼سرود
🍔شام
🎁هدیه
🕌با همکاری هیئت بنات الحسین و آستان مقدس باب المراد و حوزه بسیج حضرت زهرا سلام الله علیها
📅تاریخ:1402/10/13
پایگاه مقاومت بسیج محدثه
#شهید_القدس
#استان_اصفهان
#ناحیه_مقاومت_بسیج_آران_و_بیدگل
#حوزه_بسیج_حضرت_زهرا_سلام_الله
#پایگاه_بسیج_خواهران_محدثه
#مسئول_فرهنگی_هنری
#یه_ایران_بود_یه_دنیا_دشمن
@iraniraneman
#اطلاع_رسانی_پایگاه_محدثه
@asheghanshahidagomnam
#خبرگزاری_آران_و_بیدگل
@basijnews_ab
#قرارگاه_فرهنگی
#به_یاد_حاج_قاسم
#اجرای_سرود
#دختران_مقتدر
✍اجرای گروه سرود دختران مقتدر پایگاه بسیج محدثه درجشن میلاد حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها پایگاه مرضیه.
#شهید_القدس
#استان_اصفهان
#ناحیه_مقاومت_آران_و_بیدگل
#حوزه_بسیج_حضرت_زهرا_سلام_الله
#پایگاه_بسیج_محدثه
#مسئول_فرهنگی_هنری
#یک_ایران_بود_و_یک_دنیا_دشمن
@iraniraneman
#اطلاع_رسانی_پایگاه_محدثه
@asheghanshahidagomnam
#کانال_خبری_بسیج
@basijnews_ab
39.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#قرارگاه_فرهنگی
#به_یاد_حاج_قاسم
#اجرای_سرود
#دختران_مقتدر
✍اجرای گروه سرود دختران مقتدر پایگاه بسیج محدثه درجشن میلاد حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها پایگاه مرضیه.
#شهید_القدس
#استان_اصفهان
#ناحیه_مقاومت_آران_و_بیدگل
#حوزه_بسیج_حضرت_زهرا_سلام_الله
#پایگاه_بسیج_محدثه
#مسئول_فرهنگی_هنری
#یک_ایران_بود_و_یک_دنیا_دشمن
@iraniraneman
#اطلاع_رسانی_پایگاه_محدثه
@asheghanshahidagomnam
#کانال_خبری_بسیج
@basijnews_ab
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
33.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پویش فرزندان شهید عموقاسم
عرض تسلیت به مناسبت شهادت جمعی از هموطنان عزیز به ویژه 22 دانش آموز مظلوم در حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان، ابتکاردانش آموز عزیز محمد عماد پورمحمدی
#شهید_القدس
#استان_اصفهان
#ناحیه_مقاومت_آران_و_بیدگل
#حوزه_بسیج_حضرت_زهرا_سلام_الله
#پایگاه_بسیج_محدثه
#مسئول_فرهنگی_هنری
#یک_ایران_بود_و_یک_دنیا_دشمن
@iraniraneman
#اطلاع_رسانی_پایگاه_محدثه
@asheghanshahidagomnam
#کانال_خبری_بسیج
@basijnews_ab
پویش فرزندان شهید عموقاسم
:small_blue_diamond:ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت جمعی از هموطنان عزیز به ویژه 22 دانش آموز مظلوم در حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان، دانش آموزان عزیز ابتکارات و خلاقیت های خود در قالب
*روشن کردن شمع
*نقاشی
* دلنوشته
* سرود
*دکلمه خوانی و... را به مناسبت شهادت دانش آموزان در کرمان را به نمایش بگذارند.
*تصاویر و فیلم های این برنامه جهت انتشار به اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی اداره کل آموزشوپرورش استان اصفهان به حساب کاربری زیر در پیام رسان ایتا یا شاد ارسال شود.
@isfmedu
:small_red_triangle_down:به آثار برتر هدایایی اهدا خواهد شد.
:diamond_shape_with_a_dot_inside:لینک کانال آموزش و پرورش استان اصفهان:
@isf_medu
:+1:
2
136
23:46
شنبه، 16 دی 1402
#قرارگاه_فرهنگی
روز ۱۹ دیماه سال ۱۳۸۴ یادآور حادثه تلخ سانحهي سقوط هواپيماي فالكن سپاه است که در حدود 10 كيلومتري فرودگاه اروميه به خاطر نقص فني در هر دو موتور آن با زمين اصابت كرد. اين هواپيما حامل سردار كاظمي فرماندهي نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و سردار سعيد مهتدي فرمانده لشكر پياده مكانيزه ۲۷ محمد رسول الله(ص) و ۹ نفر ديگر از همراهان بود كه عازم ماموريت عملياتي بودند. نام و خاطر شهدای این حادثه علی الخصوص شهید احمد کاظمی یار و همرزم سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و سردار سرتیپ صفدر رشادی دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی دانشگاه شهید بهشتی را گرامی میداریم.
#قرارگاه_فرهنگی
#۱۹دیماه_سالگرد_شهادت_سردارحاج_احمدکاظمی
#سردارشهادتت_مبارک🌷
🔰بخش هایی از وصیتنامه سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی
🔴خطاب به خانواده شهدا...
✍فرزندانم، دختران و پسرانم، فرزندان شهدا، پدران و مادران باقیمانده از شهدا، ای چراغهای فروزان کشور ما، خواهران و برادران و همسران وفادار و متدینه شهدا! در این عالم، صوتی که روزانه من میشنیدم و مأنوس با آن بودم و همچون صوت قرآن به من آرامش میداد و بزرگترین پشتوانه معنوی خود میدانستم، صدای فرزندان شهدا بود که بعضاً روزانه با آن مأنوس بودم؛ صدای پدر و مادر شهدا بود که وجود مادر و پدرم را در وجودشان احساس میکردم.
عزیزانم! تا پیشکسوتان این ملتید، قدر خودتان را بدانید. شهیدتان را در خودتان جلوهگر کنید، بهطوری که هر کس شما را میبیند، پدر شهید یا فرزند شهید را، بعینه خوِد شهید را احساس کند، با همان معنویت، صلابت و خصوصیت.
خواهش میکنم مرا حلال کنید و عفو نمایید. من نتوانستم حق لازم را پیرامون خیلی از شماها و حتی فرزندان شهیدتان ادا کنم، هم استغفار میکنم و هم طلب عفو دارم.
دوست دارم جنازهام را فرزندان شهدا بر دوش گیرند، شاید بهبرکت اصابت دستان پاک آنها بر جسدم، خداوند مرا مورد عنایت قرار دهد.
#طوفان_الاقصی 🇵🇸
#حاج_قاسم #امام_زمان #حجاب
#پند #طوفان_الاقصی #فلسطین #غزه
اعترافات یک زن از جهاد نکاح
#قسمت_اول_اعترافات
وقتی بهم گفتند: قراره با چه کسی
مصاحبه کنم جا خوردم ! به سر دبیر
گفتم: یک زن اینجا ! جهاد نکاح!
چطور ممکنه؟
اصلا مگر تو ایران همچین آدم هایی هم داریم؟
سردبیرمون با حالت خاصی گفت: بله
دیگه مدافعان حرم رو میگن ولی این آدمها رو که دیگه نمیان بگن که!
به خاطر همین این سوژه
خیلی خاصه باید تا اتمام مصاحبه به
کسی چیزی نگید یه وقت سوژه نپره...متوجه هستید که!
کمی ابروهامو کشیدم تو همو و با بی رغبتی گفتم: نمیشه این مصاحبه رو خانم امجد انجام بدن؟
شما که می دونید من اصلا از
اینجور مصاحبه ها خوشم نمیاد...
با همون حالت خاصش گفت:
من میدونم شما از چه مصاحبه هایی
خوشتون میاد و از چه مصاحبه هایی
خوشتون نمیاد!
اتفاقا بخاطر همین گفتم: شما این مصاحبه را انجام بدین تا بدونید همه ی اونهایی که رفتن سوریه مدافع حرم نبودن!
جالبه بدونید یکی از بچه هایی که سوریه بود پیشنهاد این سوژه را داد که تا حالا شکار رسانه نشده...
از طرز صحبت کردنش اصلا خوشم نیومد...
دلم می خواست سرش رو بکوبم
توی دیوار مردیکه ی...
حیف ،حیف که به این کار نیاز داشتم
والا یه لحظه هم زیر بار همچین مصاحبه ایی نمی رفتم....
ولی واقعا برای خودم سوال شده بود
چنین کاری از یک خانم چطور ممکنه!
جهاد نکاح!
جهاد نکاح!
حتی فکر کردن بهش هم وحشتناک بود با اون داعشی های آدمخوار....
وای مو به تن آدم سیخ میشه...
در هر صورت چاره ایی نبود من باید مصاحبه را انجام میدادم زمان و محل
قرار مصاحبه را بهم گفتند.
سه شنبه ساعت ده صبح ....
دو روز دیگه مونده بود تا با این سوژه
ملاقات کنم.
حالا مگه فکر من آزاد می
شد از موضوع این مصاحبه....
از سوژه ایی که قرار بود ببینم....
از اینکه اصلا چجوری روش میشه مصاحبه کنه....
رمان جذابمون را از دست ندهید هر شب حوالی ساعت ⏰
#پایگاه_بسیج_محدثه
هدایت شده از عشق مادر
.
🖋اعترافات یک زن از جهاد نکاح
#قسمت_دوم
از محل کارم که رسیدم خونه بدون اینکه استراحتی کنم رفتم سراغ لپ تاپم شروع کردم سرچ کردن که یک مقدار اطلاعات بیشتری راجع به جهاد نکاح داشته باشم.
این که قراره با چه نوع تفکری مصاحبه کنم آشفته ام کرده بود وقتی تحقیق کردم آشفته تر هم شدم...
نکته قابل توجهی که به چشم می خورد این بود که از کشورهای متفاوتی مثل تونس ،تاجیکستان، افغانستان، روسیه هلند، و .... زنهایی بودند که خاطراتی از آن روز های وحشتناک گفته باشن ولی از ایران کسی اشاره ایی به این مطلب نکرده بود
شاید سردبیر مون درست می گفت که این خانوم سوژه خاصیه که هنوز شکار رسانه ها نشده...
با خودم گفتم خدا به داد من برسه که قرار بود من اولین نفری باشم چنین مصاحبه ای می گیرم
وقتی داشتم خاطرات این طیف از زن ها را می خواندم قلبم داشت کنده میشد آخه آدم چقدر میتونه زی شعور باشه که برای رسیدن به بهشت دست به همچین حماقتی بزنه!!! هر عقل ناقصی هم با یک دو دو تا چهار تا می فهمید که این ره که می روند به ترکستان است نه بهشت....
البته خیلی هاشون هم به هوای پول سر از خرابه های داعش در آورده بودند که این درست باهمون دو دو تا چهار تا که براشون گفتن باعث راهی شدنشان بود و حالا دستشان در پوست گردو مانده بود و روحشان در گودالی از وحشت ...
ذهنم درگیر شده بود یعنی خانمی که قرار بود من باهاش مصاحبه کنم سودای بهشت در سر داشته! یا طمع پول او را به سمت بیابان های سوریه کشانده ....
نکته دیگری که وجود داشت زن هایی که درگیر این توهم شوم شده بودن یا بی سواد بودند یا سطح سواد کمی داشتن یعنی حتی دریغ از یک دیپلم و دقیقاً همسرانشون همه دارای همین ویژگی بودند به علاوه ی تعصبی که نمیدونم از کدوم مذهب نشأت گرفته ؟؟؟
همه اینها سرنخهایی به من میداد که بدونم سوژه ی مصاحبه من چه ویژگی هایی داره تا بتونم کارم را راحت تر انجام بدم.
چیزی که من را نگران می کرد اکثر کسانی که در حین مصاحبه بودن به دلیل یادآوری خاطرات زجر آور و وحشتناک حالشون وسط مصاحبه بد میشد و این برای من که قرار بود مصاحبه بگیرم استرس ایجاد می کرد...
عجب گرفتاری شده بودم! چی میشد این مصاحبه را خانم امجد بگیره وقتی که عاشق هم چنین سوژه هایی هم هست؟؟ بعضی وقت ها سر از کار های سردبیرمون در نمیارم ! حرفهایی که امروز زد با سپردن این مصاحبه به من! شاید می خواست حال من رو بگیره که اگر نیتش این بود دقیقا زده بود وسط خال...
#سیده_زهرا_بهادر
رمان جذابمون را از دست ندهید هر شب حوالی ساعت ⏰
در کانال مدافعان حرم
.
هدایت شده از عشق مادر
🖋اعترافات یک زن از جهاد نکاح
#قسمت_سوم
هرچی با خودم کلنجار رفتم نمی تونستم با این مصاحبه کنار بیام ...گفتم فردا که میرم سرکار خیلی جدی به سردبیر مون میگم من این مصاحبه را انجام نمیدم!
هنوز نرفته استرس تمام وجودم رو گرفته مگه دیوانه شدم ذهن خودم را درگیر ه کسی کنم که هیچی از شرافت و غیرت حالیش نیست ...
این همه آدم خوب توی این مملکت داریم هیچکس اصلاً نمی شناستشون بعد من برم از یه خانومی که .....لا اله الا الله!
مصاحبه بگیرم! ته تهش اینه که اخراجم میکنه که بکنه! اصلا مهم نیست ....
بهتر ازاین که مصاحبهکننده همچین فردی باشم و اعصاب و روانم رو داغون کنم....ولی کارم چی ...خدایا خودت کمک کن.....چه پروژه ایی...
با همین افکار شب را صبح کردم .صبح راهی محل کارم شدم تا رسیدم دفتر خانم امجد رو دیدم پیش خودم گفتم بهترین فرصته برم باهاش صحبت کنم که این مصاحبه رو خودش انجام بده...
وقتی سوژه رو بهش گفتم چنان ذوق زده شد که انگار قراره با چه شخصیت شخیصی مصاحبه کنه !!!همون موقع سردبیرمون هم رسید با هم رفتیم تا باهاش صحبت کنیم
من گفتم آقای جلالی متاسفانه من نمیتونم برای مصاحبه فردا برم با خانم امجد صحبت کردم ایشون هم قبول کردند...
هنوز حرفم تموم نشده بود که خیلی عصبانی گفت مگه من نگفتم راجع به این سوژه با کسی صحبت نکنید!؟ مگه من نمیدونستم خانم امجد در این مجموعه هست ؟؟
خوب حتما یه چیزی بوده که به شما گفتم این مصاحبه رو انجام بدید ....
بعد در حالی که نگاهش به خانم امجد بود گفت تنها شما دو نفر مطلع شدید تحت هیچ شرایطی نباید موضوع این مصاحبه به بیرون درز کنه !
اگر از بیرون چیزی بشنوم و سوژه بپره جز شما دو نفر شخص دیگه ایی مقصر نیست...
در این صورت هم دیگه خودتون برید حسابداری برای تسویه حساب.....
خانم امجد که خیلی ناراحت و مضطرب شده بود گفت چشم آقای جلالی چشم از طرف ما مطمئن باشید خیالتون راحت...
آقای جلالی نگاهی به من کرد و گفت قرار فردا ساعت ۱۰ یادتون نره منتظر گزارش کارتون هستم...
#سیده_زهرا_بهادر
.