یجوری با آمنه سال قبل تو درس نخوندن رقابت میکنم ، که فقط خدا میدونه.
"آشفته بازار یک کمالگرا"
یجوری با آمنه سال قبل تو درس نخوندن رقابت میکنم ، که فقط خدا میدونه.
و یجور با آمنه سال 1402 و 1403 تو بی خاصیت بودن رقابت میکنم که خودمم نمیدونم دارم چیکار میکنم.
از 12 شب به بعد مغزم تصمیم میگیره به میمنت روز جدید تمام سوتی ها ، تر زدن ها ، انجام ندادن و تمام کاش ها رو بررسی کنه حتی اگه ماله 1000 سال نوری قبله