بچهها میدونین؛ من یهاعتقادی دارم که هرچی بشه، نمیذاره امیدمو از دست بدم. ینی همش دلم گرمه که هست و میشه و اره خلاصه که خیره. اونم چیه؟ اونم اینکه بهنظرم برکت خونههامون، از سجادهی مامانمون سرچشمه میگیره. همون سجاده و مفاتیحش که همیشه یه گوشه پهنه. با اون تسبیح قشنگش که بعضیوقتا تو اشپزخونهم دستشه. یا اون کارتکوچولوعه که دعای نماز غفیلهست و گذاشته زیر جانمازش. چادر گلگلیش که همیشه پای سجادهشه. یا مثلا دستخطش که یهدعاهای خاصی رو گوشه مفاتیحش نوشته که یادش نره. بهنظرم عامل عاقبت بخیریمون همینه. مامان دعامون نکنه هیچی نمیشیم. برکت و نور خونه از سجادهی مامانه. آخ چقد مامانا قشنگن:)
حالا بگذریم از اینکه دو سه روزه مامانم نیست و من تو سجادهش نماز میخونم. برکت خونه رو فعلا مدیون منن🥰💅
نه میدونین؛ یهپیام که بذارم و حس کنم یکم جدیه، بعدش فورا حس میکنم باید چرت و پرت بگم.
Asimeh | آسیمہ
این بود اصلش
بچهها میگم خیلی جالبهها
این عکسه رو انگار جدی دوست داشتید👩🦯