[ بى قرارىاش بیشتر نیست! ]
بیقراری شبانهی کسی
در بسترش، بابت اینکه
من به او وعده اى داده ام
تا بلکه فردا شود و به مرادش برسد؛
از بى قرارى خودم
که در بسترم جوش میزنم
تا بلکه صبح بشود
و از زیر دِين وعده اى كه
به او دادهام بيرون بیايم؛
بیشتر نیست!
آن هم از ترس اينكه مبادا
مانعی باعث خُلف وعدهام شود!
زيرا كه خلف وعده
از خصلت هاى كريمان نيست...
_ امیرمومنان، علیعلیهالسلام
| غررالحكم،حدیث۹۶۹۳
گویند علی علیهالسلام میزده صد وصله به کفشش
ای کاش دل خسته ما کفش علی علیهالسلام بود
وحشتاز عشق کهنه،ترسم ازاین فاصله هاست
وحشتاز غصه کهنه،ترسم از این خاتمههاست
ترس بیهوده ندارم،صحبت ازخاطره هاست
صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست
کوله باریست پر از هیچ ، که بر شانه ماست
گلهاز دست کسینیست،مقصر دل دیوانهماست
_ قیصر امینپور