«آسـდـرین»
شکوفههای هلو رسته روی پیراهنَت
دوباره صورتیِ صورتی است باغ تنَت
دوباره خواب مرا میبرد که تا ببرد
به روز صورتیاَت - رنگ مهربان شدنَت
چه روزی، آه چه روزی! که هر پرنده رسید
نوکی به پنجره زد پیش باز در زدنَت
تو آمدی و بهار آمد و درخت هلو
شکوفه کرد دوباره به شوق آمدنَت
درخت شکل تو بود و تو مثل آینهاش
شکوفههای هلو رسته روی پیراهنَت
و از بهشتترین شاخه روی گونهٔ چپ
شکوفهای زده بودی به موی پرشِکَنَت
پرندهای که پرید از دهان بوسهٔ من
نشست زمزمهگر روی بوسهٔ دهنَت
شکفته بودی و بی اختیار گفتم: آه
چه قدر صورتیِ صورتی است باغ تنَت
«حسین منزوی» - 🍑
🪴@asrin_21
رتبه میخواهی چو خورشید از خلایق دور باش!
سایه از همراهی مردم به خاک افتاده است.
🪴@asrin_21
رابطه این نیست که من ۵۰ بزارم تو هم ۵۰ بزاری...
رابطه یعنی؛ من یه روز حالم خوب نیست ۲۰ میزارم تو اون روز ۸۰ بزار!
🪴@asrin_21
فراموش نخواهم کرد تا جان در بدن دارم؛
اگر دیدی فراموشی، بدان تن در کفن دارم!
🪴@asrin_21
خوب کردی که رخ از آینه پنهان کردی...
هر پریشاننظری لایق دیدار تو نیست!
🪴@asrin_21
بعضی وقتا یه جوری گند میزنی که دلت میخواد بمیری🙂
محو بشی و نابود!
دیگه نمیخوای ادامه بدی
چون آنقدر کم آوردی که درست نمیشه هیچجوره...
فقط باید بمیری:)💔
🪴@asrin_21