📜 روایت کوتاه و تاریخی
یکی از فرنگیان در زمان فتحعلیشاه قاجار به ایران آمد و مقداری سیبزمینی به شاه هدیه کرد. او توضیح داد که این گیاه تازه در آمریکا کشف شده، در اروپا رواج یافته و برای جلوگیری از قحطی بسیار مفید است؛ پس شایسته است در ایران هم کاشته شود.
اما فتحعلیشاه، که گمان میکرد مثل همیشه خارجیها برای گرفتن امتیاز آمدهاند، پرسید:
«پس به دولت چه تقدیم میکنید تا ما این کار را انجام دهیم؟»
شاه قاجار خیال میکرد پای رشوه و امتیازگیری در میان است؛ نمیدانست موضوع تنها معرفی یک گیاه مفید است!
@AsrTarikh
✍ یک حقیقت تاریخی درباره مرزهای ایران
📜 تا حدود ۲۸۶ سال پیش، گستره سیاسی و فرهنگی ایران بسیار وسیعتر از مرزهای امروزی بود. در دوره صفوی و اوایل افشاریه، مناطقی چون گرجستان، ارمنستان، آران (جمهوری آذربایجان امروز)، بحرین، افغانستان، بخشهایی از پاکستان و نواحی شیعهنشین عربستان تحت حاکمیت ایران قرار داشتند.
🗺️ این مناطق طی جنگها، معاهدات اجباری، ضعف دولتها و دخالت قدرتهای خارجی از ایران جدا شدند و نقشه ایران به شکل کنونی درآمد.
🇮🇷 تاریخ مرزهای ایران پر فراز و نشیب است؛ اما فرهنگ و تمدن ایرانی قرنهاست که فراتر از خطوط سیاسی امروز جریان دارد.
@AsrTarikh
📸آخرین عکس امام موسی صدر در فرودگاه بیروت
آخرین عکس موجود و شناخته شده از امام موسی صدر، تصویری است که در تاریخ ۹ شهریور ۱۳۵۷ (۳۱ اوت ۱۹۷۸) در فرودگاه بینالمللی بیروت، پیش از عزیمت ایشان به سفر لیبی گرفته شده است.
در این تصویر، امام موسی صدر در حال عبور از سالن فرودگاه دیده میشود و این آخرین لحظهای است که حضور ایشان در انظار عمومی در لبنان ثبت شده است، پیش از آنکه در سفر به لیبی ناپدید شوند
@AsrTarikh
تعجب درباریان فتحعلی شاه از خر راه راه(گورخر)!
در میان وزیران با میرزا رضا ایلچیِ ایران در دربارِ بناپارت آشنا شدیم که با گزارشی از «فرنگستان» (اروپا) ما را سرگرم ساخت. دربارهٔ همهٔ دیدههای خود در «فرنگستان» با شور و شادی آشکار به درازی سخن گفت. میرزا شفیع [صدراعظم] که شاید بارها این سخنان را از زبان او شنیده بود به سر هارفورد جونز گفت: «من میتوانم بسیاری از گفتههای او را باور کنم اما یک چیز مرا شگفتزده ساخته و آن سخنانی است که دربارهٔ خری میگوید که در وین دیده با پشت راهراه که نمیتوانم آن را باور کنم مگر اینکه شما گفتهٔ او را تصدیق کنید!» سر هارفورد گفت این گفته نیک درست است و در دماغه امیدنیک[آفریقای جنوبی] از اینگونه جانور فراوان است میرزا شفیع خرسند شد.
منبع: سفرنامهٔ جیمز موریه (سفر یکم، جلد یکم)، جیمز جاسیتی نین موریه، ترجمهٔ ابوالقاسم سرّی و ویرایش مسعود رجبنیا، ص۲۳۱
@AsrTarikh
🎂عکس یادگاری با کیک جشن های
۲۵۰۰ ساله - سال ۱۳۵۰
@AsrTarikh
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏛️ دروازه ملل؛ شکوهی که دوباره از زیر خاک برخاست
✨ قسمت بالای دروازه ملل که در عکسهای دوره قاجار دیده نمیشود، در واقع پس از فرو ریختن طی ۲۵۰۰ سال زیر خاک دفن شده بود؛
در دوران رضاشاه پهلوی و طی کاوشهای علمی، این بخش دوباره پیدا شد و بهصورت اصلی روی بنا نصب گردید.
🦁 دروازه ملل در قرن پنجم پیش از میلاد ساخته شد؛ ورودی باشکوهی که هیئتهای کشورهای تابع از آن وارد تخت جمشید میشدند.
🐂 تندیسهای عظیم گاو بالدار در ورودی و خروجی، نماد قدرت، نظم و اقتدار هخامنشی بودند.
📜 کتیبههای سهزبانه این بنا نیز نشاندهنده تنوع فرهنگی و گستره وسیع زبانهای رسمی در شاهنشاهی ایران باستان است.
@AsrTarikh
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📯 درس زندگی از دل بازار تهران
تو دلِ بازار قدیم تهران، مردایی بودن که بهجای کتاب، از نون و غیرت درس زندگی میدادن. بازاری که شاهها مفت جنس میبردن، اما کاسبها با عزت نون درمیآوردن. یکیشون حاج علی جغجغه بود؛ مردی که میگفت:
«آدم باید صدا داشته باشه؛ وگرنه بقیه میشن سوار کولت.»
یعنی اگه اعتراض نکنی، خودتو نشون ندی و از حقت دفاع نکنی، بقیه جای تو تصمیم میگیرن.
یه درس مردونگی، عزتنفس و غیرت اجتماعی… از یه نونوای طهرونی.
@AsrTarikh
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📜 قنات قصبه؛ شاهکار ۲۶۰۰ ساله در دل کویر خراسان
💧 قدیمیترین قنات زنده جهان، قنات قصبه گناباد است؛ سازهای شگفتانگیز با ۲۶۰۰ سال قدمت که گفته میشود در دوران کوروش بزرگ ساخته شده است.
⛏️ با عمق ۳۰۰ متر و ۳۳ کیلومتر طول، این قنات بدون هیچ فناوری مدرن و تنها با نبوغ و دستهای نیاکان ما حفر شده و تا امروز همچنان جریان دارد.
🏜️ در دل کویر خشک، این قنات نماد خرد ایرانی، مهندسی دقیق و آشتی دادن انسان با طبیعت است؛ آبی که از دل زمین و از دل تاریخ میجوشد.
🏺 قنات قصبه؛ میراث یونسکو و افتخار تمدن ایران.
@AsrTarikh
📌 ایران در آستانهٔ انقلاب مشروطه – روایت یک فروپاشی تدریجی
ایرانِ پیش از مشروطه، سرزمینی بود در چنگال آشفتگی. از شمال روس میکشید، از جنوب انگلیس فشار میآورد و عثمانی نیز ادعایی برای خود داشت. دولت قاجار گرفتار وامهای خارجی بود؛ خزانه تهی، گمرکات گرو، بودجهای در کار نبود و هر حاکمی برای خوشآمد شاه و صدراعظم پیشکش میداد و از مردم چند برابر میستاند.
بازاریان خشمگین و درمانده، مردمِ گرفتار مالیاتهای بیپایان، وزرایی وابسته به سفارتها، و شاهی بیمار و بیخبر از مردم… هرکس در فکر سود خود بود، نه نجات وطن. تنها اندکاندکی دغدغهٔ ایران داشتند، آن هم زیر فشار اکثریت بیاعتنا.
جامعه مثل انبار باروت بود؛ سینهها پر از بغض… و فقط زمان لازم بود تا این «بمب پنهان» منفجر شود و نامش را تاریخ «مشروطه» بنامد.
📖 برگرفته از طلوع مشروطیت، مهدیقلیخان هدایت
@AsrTarikh
📼 آزاد شدن ویدئو در ایران – سال ۱۳۷۱
در سال ۱۳۷۱ ممنوعیت استفاده و واردات دستگاههای ویدئو در ایران برداشته شد. این تصمیم پس از سالها محدودیت، با تصویب «شرایط استفاده صحیح از تجهیزات سمعیـبصری» و با پیگیری دولت هاشمی رفسنجانی و وزارت فرهنگ و ارشاد اتخاذ شد.
📜 پیشزمینه:
واردات ویدئو پیشتر آزاد شده بود، اما فعالیت رسمی ویدئوکلوپها و تولیدات ویدیویی همچنان ممنوع بود.
🏛 تصویب قانون:
در ۲۲ دی ۱۳۷۱ شورای عالی انقلاب فرهنگی، قانون رفع ممنوعیت فعالیتهای ویدیویی را تصویب کرد و وزارت ارشاد را مسئول ساماندهی آن دانست.
🎥 نتیجه:
فعال شدن سینما، ویدئوکلوپها و رونق گرفتن دوباره بازار فیلم و محصولات ویدئویی در دهه هفتاد.
@AsrTarikh
🔻ماجرای دزدیده شدن ماشین تختی:
تختی يک ماشين بنز ۱۷۰ داشت. هميشه برای تعمير به تعمیرگاه نادر میآمد که مالکانش دو شريک بودند، علی و آوانس. مردمی که گرفتاری داشتند برای تختی نامه می نوشتند و به صاحبان این تعمیرگاه می دادند تا به دست تختی برسد. يک روز در اين تعمیرگاه نشسته بوديم که تختی بدون ماشین آمد. گفتيم ماشين کو؟ آقا تختی گفت: ديشب ماشين را دزديدند.
يک هفته بعد، در تعمیرگاه نادر بوديم که چند نامه به تختی دادند. پهلوان در حالی که یکی از نامه ها را ميخواند، يک دفعه خنده بلندی کرد و گفت: نامه آقا دزده است! نوشته ماشينت مقابل شير پاستوريزه پارک شده و شرمنده ام که ماشینت رو دزدیدم. به همراه تختی به محلی که سارق گفته بود رفتيم. ماشین آنجا بود، تختی دور ماشين چرخيد و گفت: لاستيکها، تودوزی، ضبط و همه چيز ماشین نو شده!
سارق بعد از اینکه فهمیده بود ماشین جهان پهلوان تختی رو دزدیده از کارش پشیمون شده و برای عذرخواهی همه چیز ماشین رو نو کرده بود. بعد که سوار ماشین شدیم، تختی گفت: عمو حيدر! بيا مبلغی که برای ماشين من خرج شده را به خيريه بدهيم.
@AsrTarikh