📚#معرفی_کتاب
🔰 به امین بگو دوستش دارم
«مشک آبم خالیست، گوشهای میاندازمش. قریش بیش از این دوام نخواهد آورد بدون آب. شفا بر آستانه غار ایستاده، میگوید از کوه نبهان آمده است. میگویم نکند به یاد نبهان، آن جوانک یمانیست که اینقدر میروی به کوه نبهان؟ میخندد، ریز و سربهزیر.
- کوهها جای امنی برای یک دختر ده ساله نیست.
خنده بر صورتش میخشکد. پشیمان میشوم از هراسی که بر دلش انداختم. کاش میگذاشتم شیرینی نام نبهان دقیقهای در جانش بماند! نبهان از قبیله جُرهُم است. سال گذشته به مکه آمد، با رحلهای که کارش تجارت بود. او میبایست به رسم احمسیهای قریش، عریان طواف کند، آنگونه عریان که از مادر متولد شده است، مگر کسی از قریش به او جامهای دهد. نبهان در حرم مانده بوده سرگردان که شفا سر میرسد و جامه پدرمان هاشم را به او میدهد، به این برهان که پدر ما رحله شِتا و صَیف را بنا نهاده است، پس خود نیز باید جامه فراهم کند برای زائرانی که تاجرند و عریانی را خوش ندارند. آن روز نبهان جامهنپوشیده دلباخته شفا میشود».
💠 مریم راهی در این رمان از دوره زندگی عبدالمطلب پدربزرگ پیامبر صلیاللهعلیهوآله شروع میکند و تا سال هشتم هجری ادامه پیدا میدهد. یعنی تقریبا میتوان گفت این رمان به روایت حوادث ۸۵ سال از تاریخ میپردازد. رمان چهار شخصیت اصلی دارد که هر کدام به نوبت وارد میشوند و داستان خود را روایت میکنند. این چهار شخصیت، افرادی هستند که از حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله حمایت کردند.
#هفته_وحدت
🔷🔸💠🔸🔷
@astanehmehr | «آستانِ مهر»
#زائر_کوچولو
🔸شما می توانید عکس فرزند دلبندتان را حین عرض ارادت به بانوی کرامت به آیدی زیر:
@karimeh_135
ارسال کنید.
🔹🔸💠🔸🔹
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها
@astanehmehr
#عرض_ارادت
تا از میان دالان گنبدی شکلت عبور میکنم
گرمایی مادرانه احساس میکنم
حرارتی از جنس نور
و عجیب دلم خو گرفته است به هوایت بانو
ای ملتجا برای همه
نوازش مهرت همیشه شامل حالمان بوده
همسایه سایه ات روی سرمان مستدام باد
السلام علیک یا فاطمه المعصومه سلام الله علیها اشفعی لنا فی الجنه
🖋 فاطمه پاکدامن
🔶🔹🔸🔹🔶
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها
@astanehmehr
8.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ
🔮بالاخره یک کار اثرگذار برای حجاب تولید شد.
لطفا #بازنشر بفرمایید
#حجاب
#مرد_آفرین
#مقام_زن
🇮🇷@astanehmehr
آستانِ مهر
💌#مادرانهای_عاشقانه_۳۹ ❤️وسعت مادری دخترک نازنینم! شاید من همیشه تصور داشتم خیلی میتوانم مادران ر
💌#مادرانهای_عاشقانه_۴۰
❤️ سفر
یکی از لذت های عالم ، سفر رفتن با دخمل کوچولوی مامان و دیدن ذوق و خنده و شادی اوست...😘
عزیزکم، جمع کردن وسیله و ساک بستن برای تو، یعنی مامانی تنها نیست...
فرزند یار و همراه مادر است ... مخصوصا دخمل کوچولوی ناز مامان که طاقت دیدن اشک مادر را هم ندارد.😍
من ماندم چطور میشود یک زن که اینهمه عاطفه و عشق مادری خداوند در وجودش گذاشته ، سگ را به فرزندی میپذیرد!
سگ که عاطفهی مادری سرش نمیشود، تازه ممکن است طبق فطرت حمله هم بکند.😂😐
سگ که انیس سفر نیست...😁
یادم آمد یک چیزی الحمدلله 😂
یک شب که در بارداری نگران از دست رفتن تو بودم ، به دکتر مراجعه کردم ، درب مطب دکتر زن و شوهری با عشق دوتا سگ را با قلاده در ماشین خودشان سوار کردند.😁😐 اما بدانند و آگاه باشند ، هیچ وقت این سگ ها آنها را مامانی و بابایی خطاب نمیکنند.😁
فقط باید زحمت و رنج بکشی و هیچ وقت منتظر ثمر نباشی.😁
📝برگرفته از واقعیات زندگی یک مادر
#مادرانه #عاشقانه #هدیهی_الهی #لذتِ_فرزند_آوری
📬 عاشقانههای مادری خودتان را اینجا برای ما ارسال بفرمایید.
📲@jelveyedidar
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم مطهر #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanehmehr
رمان تو تکرارنمیشوی 21.m4a
5.81M
#قسمت_بیست_و_یک
🎧#رمانتوتکرارنمیشوی
خلاصه قسمت 20👇
دوستان خوبم توی قسمت بیستم شاهد یه اتفاق مهم بودیم دیدیم که لبلیتِ تازه مسلمان شده که توی حرم امام رضا علیه السلام مهمان خادمین حرم بود و توی اون چندروز نماز و... یادگرفته بود و دیگه میخواست برگرده که یاد نذر دومش توی زندان افتاده بود که رفتن به جبهه بود و نگران ادای اون بود چون تنهایی میترسید به این کاردست بزنه روحانی ای به او گفت چون صیغه نذرنخونده چیزی برگردنش نیست ولی همون روز به سمت شلوغی دریکی از صحن های حرم رفت ازقضا محل ثبت نام واعزام به جبهه بود و اونجا باخانمهایی آشناشد که برای کمک به مجروحین میرفتند وسوسه شد و چند ساعت بعد خودشو بین رزمندگان و خانمهایی که برای پرستاری میرفتند؛ دراتوبوسی که به سمت اهواز میرفت دید ولی ناگهان مردی بلند شد تا دعای توسل بخونه لیلیت باخودش فکرکرد اون رو کجا دیده ؟ واای نه! خدای من! اون خودش بود! مسیح ذهن خودش! همونی که همیشه به خوابش میومد اما بدون شال سبز درلباس دیگه ولی خود خودش بود مرد با اون سیمای ملکوتی که بین رزمنده ها بود و با صدای خوش دعا رو برای همه میخوند و لیلیت مجذوب سیمای اون شده بود
الان باهم به ادامه این رمان جذاب گوش بدیم...
❤️
🎙 با خوانش هنرمندانه ی نویسنده ی کتاب مطهرهپیوسته
༺◍⃟჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
تنهاکانال رسمی بانوان حرم
https://eitaa.com/joinchat/3163553795Cd8320e803c