#خاطرات_مامان۲۶
خلاصه روزهایی که آرزو داشتم از راه رسیده بود و مابچه داشتیم.به اندازه یه مدیرکل باد به قبقب انداخته بودم و پله های خونه رو بچه به بغل می اومدم.دلم می خاست حالا برعکس قدیما که من همسایه هارو بچه به بغل میدیدم و حسرت میخوردم اوناهم بیان و ببینن من یه دسته گل دارم. هیچ کس اون موقع بیرون نیومد😐ولی خب روزای بعد دارم براشون😄 حورا و ریحانه اولین دستپاچه هایی بودند که اومدند بچه رو ببینن😁.چقدر از بابت باهم بودن مجدد این خانواده خوشحال بودم.
مامانم رفته بود تو اتاق خواب و خوابیده بود.بنده خدا بابت بیداری شب قبل توی بیمارستان خسته بود. انقد خسته که خودم اون روز ناهارو بارگذاشتم.
خلاصه حورا مدام تشکرمی کرد و برام دعامی کرد که مشکلش رو حل کردم. منم خندم میگرفت چون حقیقت این بود که من داشتم اقدامات جدایی این دونفرو فراهم میکردم نه اینطور که حورا تشکرمیکرد و منو عامل صلح و آشتی شون میدونست😊 ریحانه داشت لپ میزد و خندون بود، خداروشکر، خدا از سر تقصیراتم بگذره😕
بخاطر زایمان سختم کمی اذیت بودم ولی مامان که خواب بود پاشدم از میوه ها و شیرینی که احسان روی اُپن چیده بود برای مهمونام آوردم.
حورا یه لباس سرهمی حوله ای برای محمدجواد آورده بود، زمینه سفید با خرسای رنگی رنگی.
همه ی لذت بچه داری یطرف، این لباسای کوچولو و خوش طرح و رنگ یطرف.چقد همه چیز لذت بخش بود.🥰
اون سه روز اول مشکل لپی پیدا کرده بودم.از بس خوشحال بودم و بهمه چیز دنیا لبخند میزدم عضلات صورتم یکسره به حالت خنده قرار داشت و واقعا لپم میلرزید و ضعف کرده بود.خدایاشکرت🙏
مژده خواهر احسان روز سوم از کرج اومده بود دیدن محمدجواد ، پریسا اون یکی خواهر احسان هم که هر روز می اومد عمه بازی،اومده بودند خونمون.
مامان هنوز حال نیومده بود و مدام تیکه تیکه میرفت و میخوابید و صدای بلند خروپفش مهمونا رو میخندوند.
مژده تا محمدجوادو دید قهقهه ای سر داد و گفت: وای حاج آقا کوچولو شده که منظورش باباحمیدم بود.😉کیف کردم مژده ناخواسته پرونده کلکل مادرحمید ومادرمنو با این حرفش بسته بود.
عمه جون برای بچم یه پلاک طلا آورده بود که روش و ان یکاد نوشته بود.
خودم هم از کنار حرم برای محمدجواد و ان یکاد استیل خریده بودم و طواف داده بودم و بهش وصلش کرده بودم .بچم شده بود نخودی محفل و از این بغل به اون بغل میشد.
باز پاشدم شیرینی و میوه آوردم و چای دم کردم😐 خدایا ممنون چه روزای خوبی.
پریسا خواهر احسان کمک کرد و غذای ناهار اون روز رو گذاشت.
مامان ساعت۱۲ ونیم بیدار شد و شیطون رو لعنت میکرد که انقد میخوابه😂 بنده خدا نه حال می اومد و نه میتونست بیدار باشه . همچنان خمیازه میکشید و با تعریفای خوشمزش از روز زایمان من بقیه رو میخندوند. مامان خیلی خوش زبونه.خدا برام حفظش کنه.
پریسا خیلی اون روز کمک کرد حتی یبار هم جای محمدجوادو عوض کرد🙊 مدام هم انگار بیمار باشه بچه رو ناز میکرد و میگفت : ممدی جواد پسر عزیزجون چطوره؟ یعنی پسر مامان خودش
نمیدونم اینا چرا اصرار داشتند به بچه القا کنن مادر خودشون بچه رو بدنیا آورده😒
عصری مادرشوهرم هم اومد و ماجرای اون با مامان رو تعریف کنم...
عزیزخانم مادرشوهرم به محض ورود به خونمون شعرمیخوند ماشالله ماشالله.کوررررر بشه چش حسودا.بتتترکه دل سیاه بخیلا. بچم ماه شب چهارده ست. ممدی جواد ممدی آقا بیا بغل عزیز پسر عزیزجون.
به پریسا گفت دست از ناز کردن دخترش نیلا بکشه و بره اسپند حسابی دود کنه.روم نمیشد بگم اسپند و دودش برا بچم که نارس بدنیا اومده بده و این کارو کردند.انقد غلیظ بود خودشونم سرفه میکردن و بجای کور کردن چش حسود و بخیل که احتمالا مامان من بوده خودشون به سرفه افتاده بودند.مامان بچه رو ازش گرفت و گفت ننه عزیز این دود برای من خوب نیست میشه ولم کنی من برم بغل مادرجونم.
بچه تو دوتا دستای پرغضب این دو مادر بکش و واکش میشد و خدا رحم کرد قبل از آسیب دیدن ،مادراحسان کوتاه اومد و باگفتن اصل ننجون شمایی بچه رو ول کرد.😤
مامان بچه رو برد تو اتاق و بهونه عوض کردن لباس محمدجوادو گرفت. از اونجایی که لباس عوض کردن محمدجواد کار حساس و ترسناکی بود رفتم ازش گرفتم و خودم تن بچم کردم.مامان غرمیزد و میگفت به اینا نهیب بزن انقد اینورا نیان.بهشون بگو مامان جون انقد زحمت نکشید اینجا نیاین.مامانم هست😕
حالا من داشتم با حرص و زحمت لباس تن بچه می کردم که مادر شوهرم اومد تو اتاق و گفت مادر بده بچه رو تا لخته ببرمش حمومش بدم🤣 و مامان من مث بمب ترکید و گفت مگه نگفتین ننجون اصلی منم خودم میبرمش چراشما؟!!
من به این بکش واکش باتعجب نگاه میکردم و می دیدم که بچه لختم هی نیم متر به شرق و نیم متر به غرب کشیده میشه.اون وسط من مراقب بودم که گیره ناف بچم آسیب نبینه😔
از اونجایی که مامان عرضه حموم بردن بچه رو نداشت به پریسا گفت پری خانوم بیامادر این بچه رو نگه دار.
انگار هی سرمیخوره😱
@astanehmehr
#اینالرجبیون
💠 ماه رجب را ریسمانی میان خود و بندگانم قرار دادهام؛ هر کس به آن چنگ زند، به وصال من رسد.
📙 اقبال الاعمال ج۲ ص ۶۲۸
#ماهرجب
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
@astanehmehr
▪️#مهر_و_ماه
🔘 غربت،
همان واژهای که هميشه در کنار اسم شما اهلبیت علیهمالسّلام میآید.
همان که امروز، شعله زده بر قلبهایمان.
از داغ فرزندی از فرزندان شما، که راه و رسمش، هدایتگری بود و اسمش روشن کنندهٔ راه.
🔘 غربت،
همان که هم شما آن را چشیدهاید، هم خواهر کریمهتان و هم امام هادی علیهالسّلام...
🔘 غربت،
همان که در راه خدا و برای نجات ما،
آن را به جان خریدید...
▪️خداوند به دل شما و خواهرتان، صبر دهد،
در مصیبت #امام_هادی علیهالسّلام...
📸 مبین سعیدی
#شهادت_امام_هادی
◼️◾️▫️◾️◼️
کانال رسمی «آستانِ مهر»
@astanehmehr
مدیریت آرزوها.mp3
7.19M
#تلنگری
🎙#استاد_شجاعی
🎙#استاد_پناهیان
✿ اینکه خداوند یک شب، در یکی از بزرگترین و مهمترین رحمهای زمانی را به عنوان لیلة الرغائب یا شب رغبتها قرار داده است،
نشان ازین دارد که #آرزو #گرایش #رغبت تا چه حد می تواند در ساختار وجودی و سیر تکاملی #انسان نقش داشته باشد.
اینکه؛
- چه چیزی را آرزو کنیم؟
- چطور آرزو کنیم؟
- آرزوهایمان را چطور اولویت بندی کنیم؟
نشان می دهد چقدر در راه رسیدن به #انسانیت موفق بودهایم!
🔺ویژه #لیلة_الرغائب
*****************
@astanehmehr
#عرض_ارادت
💛ای دختر آفتاب ای خواهر ماه
ای آنکه تو را ستاره ها خاطرخواه
💛این ذره به درگاه تو آورده پناه
یا فاطمه اشفعی لنا عندالله
السلام علیک یا حضرت معصومه سلام الله علیها
〰️⚜〰️⚜〰️⚜〰️⚜
@astanehmehr
#تلنگرانه
ماههای رجب و شعبان و رمضان از راه رسید؛ بیدار باش!
تا اینکه برای مسافرت خویش[به جهان آخرت] توشه برداری، و این فرصت را از دست مده و غنیمت بشمار !
#آیتاللهسیدعلیقاضی
«#اَلَّلهُمعجِّللِوَلیِڪَالفرَج»
჻ᭂ࿐✰🌸჻ᭂ࿐✰
🌸 #مهربانو
خدایا شکرت که به ما اجازه دادی یه ماه رجب دیگه رو هم ببینیم. 💚
تغییر حال و هوای خونه و اینکه اعضای خانواده بیشتر حواسشون به خدای مهربان باشه، کاریه که از ما خانما برمیاد.
در قدم اول، خودمون چند نکته رو رعایت میکنیم تا کم کم بتونیم فضای خونه رو به سمت معنویت سوق بدیم.
1⃣ در ماه رجب به ذکر، دعا و توسل اهمیت بدیم.
2⃣ از دعاهای ماه رجب معارف الهی رو یاد بگیریم.
3⃣ از هر ساعت ماه رجب برای جلب توجه خدا استفاده کنیم.
4⃣ توسلاتمون رو هرچه میتونیم بیشتر کنیم.
5⃣ در ماه رجب دائم استغفار کنیم.
6⃣ اگه شرایطش رو داریم تو اعتکاف شرکت کنیم.
7⃣ ماه رجب بیشتر ماه نمازه، از نمازهای قشنگش غافل نشیم.
8⃣ از ماه رجب برای تقویت بُعد معنویّتگراییمون بهره ببریم.
9⃣ دعاهای این ماه رو عاشقانه بخونیم.
💎 برگرفته از بیانات رهبر انقلاب حفظهالله
#ماه_رجب #لیله_الرغائب
🔷🔸💠🔸🔷
@astanehmehr | «آستانِ مهر»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#لیلهالرغائب
🔴 رَغائب به معنای آرزو نیست!
بلکه شب رغبتها است،
یعنی از خدا بخواهید رغبتهای
یک سال شما را هدایت و اصلاح کند.
فَاستبقوا الخیرات شویم،
بالاترین خیرات زمینه سازی ظهور مولاست، که باید به سمتش سبقت بگیریم.
📚 آیت الله جوادی آملی
«#اَلَّلهُمعجِّللِوَلیِڪَالفرَج»
🔹️🔸️💠🔸️🔹️
@astanehmehr
sound.tebyan.net - TSG= Tebyab Sound Gallery.mp3
8.57M
🤲من آمدم ای خدا
🤲درد خود دوا کنم
🤲رخصت بده در زنم
🤲هی خدا خدا کنم
🤲ماه من،شاه من
🤲مهربان الهه من
🤲جان مولا علی
🤲بگذر از گناه من
🎙استاد کریمخانی
برای همه دعا کنید خصوصا فرج آقاجانمون🙏
آماده شیم برای ورود به شب آرزوها
«#اَلَّلهُمعجِّللِوَلیِڪَالفرَج»
🔹️🔸️💠🔸️🔹️
@astanehmehr