💎 #کلام_ناب
انقلاب ما، آنهنگام انقلابی واقعی خواهد بود که خانوادهای حاضر نشود ایام عید برای فرزندان خود لباس نو تهیه کند مگر آنکه قبلاً مطمئن شده باشد خانوادههای فقرا، دارای لباس نو هستند.
🎙 شهید مطهری رحمه الله
📚 آینده انقلاب اسلامی، ص ۶١
#عید_نوروز #فقرا
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها
@astanehmehr
#عرض_ارادت
هوای این گدای رانده شده از هر خانه را
داری.....؟
📸فاطمهعباسی
〰️⚜〰️⚜〰️⚜〰️
@astanehmehr
#تلنگرانه
مرنج و مرنجان. نه کسـی را بـرنجـان
و نه از بدیِ دیگران رنجیده خاطر شو
زیرا خداوند شاهد است.
- شیخ حسنعلی نخودکی
჻ᭂ࿐✰🌸჻ᭂ࿐✰
💠#کلام_امیر
✨اهمیت کنترل زبان
🔻خطرات زبان:
هيچ عضوى از اعضاى انسان به اندازه زبان بى قيدوبند خطرناك نيست به طورى كه گاه مى شود يك جمله آتش جنگى را مى افروزد و سبب ريختن خون ها و هتك نواميس و از بين رفتن آرامش و امنيت جامعه مى گردد، لذا در حديثى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه خداوند زبان را عذابى مى كند كه هيچ يك از اعضاى بدن را با آن عذاب نمى كند. زبان عرضه مى دارد اى پروردگار تو مرا مجازاتى كردى كه هيچ چيز را با آن مجازات نكردى خداوند به او مى فرمايد: «خَرَجَتْ مِنْكَ كَلِمَةٌ فَبَلَغَتْ مَشارِقَ الاْرْضِ وَمَغارِبَها، فَسَفَكَ بِها الدَّمُ الْحَرامُ وَانْتَهَبَ بِهَا الْمالُ الْحَرامُ وَانْتَهَكَ بِهَا الْفَرجُ الْحَرامُ، وَعِزَّتى وَجَلالى لاَُعَذَّبَنَّكَ بِعَذاب لا أُعَذِّبُ بِهِ شَيْئاً مِنْ جَوارِحِكَ; سخنى از تو خارج شد و به شرق و غرب زمين رسيد و به سبب آن خون بيگناهان ريخته شد و اموال مردم غارت گرديد و نواميس مردم بر باد رفت به عزت و جلالم سوگند تو را مجازاتى مى كنم كه هيچ يك از اعضا را با آن مجازات نخواهم كرد».
📚 شرح پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام ، آیت الله مکارم شیرازی
#امام_زمان_أرواحنا_فداه
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم مطهر #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanehmehr
#خاطراتمامان۳۳
#خاطرهبد
محمدجواد تبش زیادشده بود و من واقعا درمونده بودم. لعنت به بی تجربگی
چرا هیچوقت به تب فکرنکرده بودم که در موردش از بقیه بپرسم کاش هیچوقت مریض نمیشدی مادر😔😔
خلاصه بچه رو بغل کردم و دیدم شکل بخاری شده .هل زده و نگران ساعت 3 شب بچه به بغل بیمارستان بودیم. دکتر لباس پسرم رو باز
کرد و فورا گفت بستری. یه چیزی روی کاغذ نوشت و داد دست احسان که قیافش هنوز خواب آلود بود. تا احسان برگرده نصف عمرشدم. انگار محمدجواد از حالت طبیعی خارج شده بود و با چشماش به آسمون نگاه میکرد و چشماش میچرخید.🤒 فوری پرسنل بیمارستان راهنماییم کردند که ببرمش سمت اتاقهای بستری.پرستارها فوری بچه رو گرفتند بهش شیاف زدند . رگش رو برای سرم زدن اماده کردند.برام وحشتناک بود اصلا این وضعیت رو دوست نداشتم. 😨
خدایا یعنی چی میشد. باسرمی که بدست بچه کوچولو و نحیفم زدند دلم خون شد. من داشتم چی میدیدم؟ محل سرم رو اتل بسته بودند که با تکون دادن دستش باز نشه.
بچه رو میخواستند lp کنن. بعدا فهمیدم الپی یه عمل جراحی سرپایی بحساب میاد که از مغز استخوان برای آزمایش می کشند تا طی ازمایش مشخص بشه تشنج کرده یانه. گریه های بچم داشت دیوونم میکرد.😭😭نازش میکردم و اشک میریختم. یه پرستار اومد و برام توضیح داد که وقتی دوباره تب میکنه چکارش کنم.کاش این آموزشهارو وقتی که میبردمش واکسن میزدم یادم میدادند.😭
تاظهر روز بعدنه میتونستم چیزی بخورم نه منیتونستم از جام تکون بخورم.وقتی محمدجواد میخابید میدویدم باهزارتا استرس میرفتم دستشویی یا نماز میخوندم. ساعت سه تا4ملاقات بود و احسان اومد.خودم رو به احسان چسبوندم و دوتایی های های گریه کردیم با ورود مامان باباش آروم شدیم .محمدجواد با چشمای حلقه بسته و تب خفیف نگاشون میکرد و نغ میزد. مادرشوهرم میگفت بچه رو چکارش کردین؟ دلم میخواست میگفتم دیشب همش بغل خودتون بود مادرجون...
خودمم مثل بچه هاشده بودم و دلم مامانمو میخواست اما مامان زنگ زد که کارگر تو خونست و نمیتونه بیاد.اوضاع کروناهم وخیم بود و میترسیدم محمدجواد کرونا گرفته باشه.خلاصه چشمم اشک بود و دلم خون.
همش احساس میکردم خدا میخاد محمدجواد رو ازم بگیره
پشیمون بودم که چرا وقتی شبانمیخوابید و گریه میکرد تو دلم غرمیزدم.باخودم میگفتم تو سالم باش من نوکرتم تاابد دورت میگردم مادر.
خونمون رو تصور میکردم.جایی که تا دیروز خوش و شادمان بودیم.😇😇صبح ساعت 8 دکتر اومد بالای سر محمدجواد. پرسید چندبار تب شدید داشته.گفتم سه بار شدید الانم داره تبش بالا میره
زدم زیر گریه.دکتر پرسید اولین بچته
گفتم بله
گفت فکر کردی تو مراقب اینی. لابد داری خودتو بخاطر سهل انگاریهات سرزنش میکنی. نه خانوم یکی دیگه محافظشه. اینم خدا داره.بسپرش به خدا🤲
اصرار میکردم دکتر بگه کی محمدجواد مرخص میشه که گفت تا دوسه روز دیگه مهمونشون هستیم.🤲 فردا شب اول ماه رمضون بود.دلم میخواست میرفتم خونمون محمدجواد دست و پا میزد و نصف شب دوتایی بیدار و سحری درست میکردیم
خدایا یعنی روزای خوشم برمیگردن؟
کلافه بودم و روز سوم از بستری و تعویض رگ و.... به تنگ اومدم.گریه کنان 😭😭به ایستگاه پرستاری رفتم و گفتم عزیزم نه آنتی بیوتیک به بچه میزنید نه شربت و نه قطره بهش میدید فقط سرم سرم سرم که چی؟
پرستارا میگفتند برو خانم سرجات پیش بچت. مگه میتونی تو خونه تبش رو کنترل کنی؟بچه رو دستی دستی میکشی.باید باشید تا خوبشه
گریه میکردم رفتم پیش محمدجواد که اونم داشت گریه میکرد. یه پرستار اومد و آروم بهم گفت ببین گلم میخای رضایت بده با رضایت خودت بچه رو ببر.
گفتم دوباره تب کنه چی
گقت مرخصش کردی نرو خونه یراست ببرش مطب فلان دکتر.دکتر بسیار مجربیه.بهت میگه چکار کن. اینجا فقط بچت سوراخ سوراخ میشه
فوری به احسان زنگ زدم و خوشحال گفتم بیاد دنبالمون. خدایا یعنی ما از اینجا خلاص میشدیم؟
✍ مطهره پیوسته
💉🌱💊🌱💊🌱💉🌱
@astanehmehr
15.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃 #مهر_و_ماه
دوباره مِگن که سکه قیمتش گیرون شده
دوباره مِگن دلار رفته بالا امام رضا!
میدونِد چی چی مُخوام؟ نه پول مُخوام و نه شفا
من فقط مُخوام برات کربلا امام رضا...😔
🎥 درد و دل جالب یک پیرزن با امام رضا علیهالسّلام، با لهجهی شیرین یزدی ☺️
📲 بفرست واسه چند نفر دیگه و لبخند رو بهشون هدیه بده.
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها
@astanehmehr
#عرض_ارادت
ای کاش به گیسوی ضریحش بزنم چنگ
تا چند بسوزیم و بسازیم چُنان عود
📸امیرحسین علینیا
〰️⚜〰️⚜〰️⚜〰️
@astanehmehr
#تلنگرانه
- زهد، حرام کردن حلال هایِ
الهی نـیـســت. بـلکه وابـسـته
نبودن به آنهاست.
- شهید دیالمه
჻ᭂ࿐✰🌸჻ᭂ࿐✰
🍃#مهربانو
🔰همکاری بچهها در تمیز و مرتب کردن خانه حس مسئولیتپذیری به آنها میدهد. نظم و مرتب بودن را هم در آنها تقویت میکند و در افزایش اعتماد به نفس آنها موثر است.
🤝 برای اینکه همکاری خوبی با بچهها داشته باشیم ضروری است به نکات زیر توجه کنیم:
1⃣ از او بخواهید اتاق خود را مرتب نماید.
2⃣ تمیز کاری را به بازی تبدیل کنید!
3⃣ کارهای مناسب با سن کودک را به او بسپارید.
4⃣ قبل از سپردن هر کاری به کودک اصول کار را برای او توضیح بدهید.
5⃣ وقت تفریح و استراحت بگذارید.
#خانه_تکانی
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها
@astanehmehr
🕊 #شهد_عشق
باید خانه تکانی میکردیم. کسی هم دستور نمیداد و خودمان میدانستیم. هر چند که در همه جبههها نظافت سنگر، حکم اجباری پیدا کرده بود، ولی خانه تکانی سال نو، فرق میکرد و بهانهای بود که شکل و شمایل سنگر را هم بفهمی نفهمی عوض کنیم.
اگر جا داشت، کف سنگر را بیشتر گود می کردیم؛ تا کمرمان از خمیده رفتن، درد نگیرد. در دیواره سنگی هم جایی به عنوان طاقچه می کندیم و مهرها و جانمازها و قرآنها از آن جا می گذاشتیم. این طوری دیگر مجبور نبودیم موقع خوابیدن، مثل ماهی کنسرو، به همدیگر بچسبیم.🦈
پتوها را از کف نم گرفته سنگر بیرون می بردیم و در رودخانه آن سوی تپه می شستیم. آب گرم رودخانه، تنمان را هم صفا میداد.
از صبح تا غروب، کسی داخل سنگر نمیشد؛ فقط یک نفر آن را جارو می کرد و منتظر میماندیم تا نم آن خشک شود.☀️
🐭 پر کردن سوراخ موش ها هم وظیفه ای مهم بود؛ نه گچ داشتیم و نه سیمان و مجبور بودیم یک تکه سنگ با لبه های تیز را در دهانه لانه شان فرو کنیم؛ ولی آن ها هم بیکار نمی نشستند؛ پاتک می زدند و در کمتر از یکی دو روز، از جایی دیگر که اصلاً احتمالش را نمی دادیم، کانال می زدند و راه باز می کردند. 😅
این جور مواقع، کار و کاسبی تله موش های چوبی کوچک که جزء واجبات هر سنگر بود، سکه می شد.
✍🏻 حمید داود آبادی
#سنگر_تکانی #نوروز_در_جبهه
🔷🔸💠🔸🔷
@astanehmehr | «آستانِ مهر»
📖 #دو_خط_شعر
هزار زخم ز مارِ در آستین خوردم
مرا خلاص از این نفس هولناکم کن
نجات چیست؟ هلاکِ نگاهِ یار شدن
مرا بگیر و به راهِ خودت هلاکم کن
شبیه شانه شده تا به زلف یار رسد
نگاه بر دلِ از غصه چاک چاکم کن
به غیر اشک ثمر نیست کِشتهی ما را
در این ریاض مرا همنشین تاکم کن
در آنچه رفته ز شعبان اگر نگشتم پاک
در آنچه مانده ز شعبان بیا و پاکم کن
✍🏻 علی مقدم
#وداع_با_ماه_شعبان
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها
@astanehmehr