خب، حوصلهم سررفته و کلی درس دارم. پس وقت چیه؟ دقیقاً. وقت اینکه کل کتابهام رو بریزم و چینششون رو تغییر بدم.
کاشکی میشد خدا از آسمون برام یه کتابخونهی بزرگ بفرسته، چون واقعاً دوست دارم بعضی از کتابهام جلوی چشمهام باشن. که هربار وقتی حالم بده بهشون نگاه کنم و یادم بیاد زمان خوندنشون چه چیزی رو تجربه کردم. بلکه شاید در اونصورت خوب بشم.