eitaa logo
𝖠𝗍𝗈𝗇𝖾𝗆𝖾𝗇𝗍
28 دنبال‌کننده
32 عکس
13 ویدیو
0 فایل
𝖳𝗁𝖾 𝖻𝖾𝗀𝗂𝗇𝗇𝗂𝗇𝗀 𝗈𝖿 𝖺𝗍𝗈𝗇𝖾𝗆𝖾𝗇𝗍 𝗂𝗌 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝖾𝗇𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝗂𝗍𝗌 𝗇𝖾𝖼𝖾𝗌𝗌𝗂𝗍𝗒. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_sn5voj3&btn=⧗anything.to.say?
مشاهده در ایتا
دانلود
علایقم دقیقاً همینقدر به‌هم مربوط نیستن =)
تصمیم گرفتم طبق چیزهای مختلفی که در سایت‌ها و نظرات مشاهده کردم، یکم اسپایدرمن چهار رو موشکافی کنم (●’◡’●)ノ
چرا از اسپایدرمن چهار (brand new day) اونقدر که باید، خوشم نیومد؟! امتیازم بهش با کلی ارفاق چون خیلی زیاد عاشق این کاراکتر ام: ۳ از ۵.
اول از همه از نقاط قوت شروع می‌کنم. مهم‌ترین اینه که فیلم واقعاً و خیلی جدی رو تنهایی و انزوای پیتر عزیزم تمرکز میکنه. دیدن این ورژن از پیتر اشکم رو درآورد. بعد از Spider-Man 2 با بازی توبی و همچنین the amazing Spider-Man 2 با بازی اندرو، همش منتظر بودم این رنج و‌ تنهایی پیتر بیشتر بولد بشه. بچم همه رو نجات می‌داد ولی به محض اینکه نقابش رو برمی‌داشت دیگه کسی رو نداشت :( البته چندتا فضای حال خوب کن (feel-good moment) هم داشت. نمیخوام درموردشون حرف بزنم که اسپویل نباشه و لذت دیدنش رو نگیره.
ولی در ادامه: ❌پیام‌ها اسپویل از Spider-Man: Brand new day محسوب میشن❌ به دلیل حجم بالا امکان گذاشتن در لینک رو ندارم.
-استفاده از حضورهای کوتاه (cameo) از دشمنای آشنای پیتر! درست طبق کمیک. نشون داد پیتر این چند سال بیکار نبوده و مدام درحال پاکسازی شهر بوده. نشون داد پیتر کم کم داره وارد یه مرحله‌ی جدید از زندگیش میشه که دشمن‌هاش درحال شکل گرفتن و یا نزدیک شدن بهش هستن. حضور اسکورپیون محشر بود. -«هورمون‌های عنکبوتی»! حقیقتاً اصلاً انتظار دیدن این بخش رو نداشتم. تمام موارد قبلی رو حدس میزدم ولی این یکی رو نه. انگار وجود تارهای ارگانیک نماد بلوغ پیتر بود. قدرت‌هاش غیرقابل پیش‌بینی‌تر شدن، واکنش‌هاش گاهی خشونت‌آمیزتر.
-جین گری از زمانی که شایعه شد ممکنه سیدی سینک بازیگر این کاراکتر باشه من به‌طور کاملاً جدی دعا می‌کردم که اینطور نشه. جین گری شخصیتیه که واقعاً حس ناآرامی ایجاد می‌کنه. میتونه وارد ذهن دیگران بشه، خاطراتشون رو دستکاری کنه، کنترل بدن و ذهن دیگران رو در دست بگیره و… . حتی میشه گفت از لحاظ قدرت، بعد از اسکارلت ویچ قرار می‌گیره. که این یعنی واقعاً واو. کسایی که ایکس‌من دیدن بهتر درک می‌کنن منظورم چیه، ولی اسپویل نمیکنم و عمیقاً پیشنهاد می‌دم ایکس‌من رو تماشا کنید. البته برای دومزدی هم دیدنش ضروری هست. اما نه تمام سری‌ها. شخصیت جین گری توی این فیلم موفق بود، اما چیزی نبود که انتظار داشتم. اصلاً. انتظار یه کاراکتری رو داشتم که حداقل یه شرور درست و حسابی باشه. یه شخصیت خبیث مرموز و overarching. فردی که فعلاً در سایه‌ها حضور داره و وقایع رو از پشت پرده کنترل می‌کنه و در سری‌های بعدی حضورش کم کن پررنگ می‌شه. مثلاً یه چیزی مثل نورمن آزبورن یا حتی پروفسور مایلز وارن (شغال). البته قوی‌تر. یه شخصیتی که اینجا فقط نشونه‌هایی رو ازش ببینیم و در سری‌های بعد به عنوان big bad معرفی بشه. ولی متأسفانه اینطور نبود. اگر این زمینه چینی اتفاق میفتاد می‌تونست مسیر سه‌گانه‌ی اسپایدرمن رو واقعاً منسجم‌تر کنه. جین اینجا با وجود این همه قدرت، (که حتی به‌نظرم قدرت‌های این کاراکتر هم به درستی توی فیلم اون حسی که باید رو نشون نمی‌داد.) انگار یه شرور ساده و مرتبط با بحران فعلی پیتر هست. نمیشه گفت الزاماً چنین شخصیتی نقطه ضعف فیلم محسوب میشه، صرفاً فرصت بزرگی بود که می‌تونستن ازش استفاده کنن. هرچند واقعاً ناامیدم کرد. احتمالاً سر گفتن این موضوع خیلی مخالف باشید، اما در حقیقت احساس میکنم استفاده از بازیگر سیدی سینک صرفاً برای جذب طرفدارهای بیشتری بود. البته امیدوارم منظورم رو اشتباه متوجه نشید، اصلا مشکلی با خود بازیگر ندارم. سیدی از مورد علاقه‌های من از زمان پخش استرینجر ثینگز بوده و بازیگر به‌شدت خوبیه. اما نتونست حس "جین گری بودن" رو منتقل کنه. تاحدودی فیلمنامه رو هم مقصر می‌دونم.
-فیلمنامه‌ی قوی، اما نه بی‌نقص. فیلمنامه در مجموع منسجم هست، اما بی‌نقص نیست. برای مثال، پانیشر یک شخصیت درحال تعقیبه درسته؟ پس چطور به راحتی در اتاق پیتر در بیمارستان حضور پیدا کرد؟ بدون اینکه نیروهای امنیتی یا مأمورها متوجهش بشن؟ یا حتی مهم‌تر؛ پیتر واقعاً بعد از ایییین همممه تجربه چطوری باز هم انقدر راحت گول سازمان کنترل خسارت و رئیسشون رو خورد؟؟ واقعاً میخواستم از دستش جیغ بکشم. توی فیلم‌های قبلی هم با دادن عینک تونی به میستریو همین اشتباه رو کرده بود. واقعاً خسته شدیم از کلیشه‌های فیلم‌های کمیک بوکی! شفا دادن شخصیت خبیث با کمک به دستگاه جدید و اختراع و بلابلابلا. دقیقاً همین ایده در فیلم قبلی و با همین روش به‌کار رفته بود! ظاهراً انتظار دارن بیننده از این مسئله عبور کنه و روی اهمیت صحنه تمرکز کنه. متأسفانه من نمی‌تونم. اینجور ایرادها وجود دارن، ولی اونقدری بزرگ نیستن که انسجام کلی رو از بین ببرن و در نهایت ستون اصلی فیلمنامه پابرجاست.
-صحنه‌های اکشن صحنه‌های اکشن این فیلم نسبت به فیلم‌های قبلی پیشرفت محسوسی کرده و انگار از بازی‌های ساخته شده توسط شرکت اینسامنیاک گیمز هم الهام گرفتن. سعی کردن مبارزه‌هارو خلاقانه‌تر نشون بدن و بیشتر به توانایی‌های خودِ اسپایدرمن تکیه کنن. کارگردانی کرتون در این بخش کاملاً به چشم میاد. دوربین تا حدی اجازه می‌ده حرکات رو ببینیم و مبارزه فقط به جلوه‌های ویژه‌ی نامشخص وابسته نباشه. اوج اکشن قطعاً نبرد آخر با نینجاهای هند بود. واقعاً محشر. هم از نظر طراحی مبارزه و choreography محشره و هم از نظر احساسی وزن زیادی داره. امااا باز هم کامل بی‌نقص نیست. ضعف کوچیکی در جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری داره که مربوط میشه به صحنه‌های تاپ خوردن پیتر در سطح شهر. در چند لحظه حرکتش و ترکیب بدن دیجیتالی با محیط تا جدی مصنوعی به‌نظر می‌رسه و اون حس طبیعی‌ای که انتظار داریم رو انتقال نمی‌ده. مخصوصاً چون تاب خوردن در شهر یکی از هویت‌های بصری اصلی اسپایدرمن محسوب میشه.