eitaa logo
عطــــرشهــــدا 🕊
1.2هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
1.8هزار ویدیو
10 فایل
بســم‌ رب شهداءوصدیقیݩ🌸 <شهدا را نیازۍبه گفتن ونوشتن نیست، آنان نانوشته دیدنی وخواندنی هستند.> پاسخگویی @Majnonehosain
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱ابراهیم مداحی می‌کرد؛ اما نه همه‌جا. می‌گفت: مداح باید آبروی اهل‌بیت(ع) را در خواندنش حفظ کند و هر حرفی نزند. اگر در مجلسی شرایط نبود، روضه نخواند! 🕊 ♥️ 【 @atre_shohada
برگی از خاطرات...🌸 غروب ماه رمضان بود. ابراهیم در خانه ما آمد و یک قابلمه بزرگ گرفت و به کله پزی رفت. گفتم داش ابرام افطاری کله پاچه خیلی میچسبه. گفت آره ولی برا من نیست. رفتیم پشت پارک چهل تن انتهای کوچه در زدیم و کله پاچه ها را به خانواده مستحقی تحویل دادیم. آن ها ابراهیم را به خوبی می شناختند ... ♥️🕊 🌙 【 @atre_shohada
10.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱ابراهیم خندید‌گفت: ای بابا،همیشه یه ڪاری ڪن خدا خوشش بیاد نه مردم ... 🕊 ♥️ 【 @atre_shohada
🌱ڪسـانی ڪہ بـــــرای هـدایت دیـگـــران تــلاش مـی ڪنـنـد؛ بہ جای مردن، شهید می شوند... 🕊 ♥️ 【 @atre_shohada
🌿 وسلام بر اوکه میگفت: با خدا باش از همان جایی که گمان نمیکنی روزی تورا می رساند. 🕊 ♥️ 【 @atre_shohada
اگر‌خانم‌ها‌حریم‌رابطه‌بانامحرم‌راحفظ‌کنندخواهید‌دید‌که‌چقدر‌آرامش‌خانواده‌هابیشتر‌میشود. 🕊 ♥️ 【 @atre_shohada
🌱گمنامی؛ تنها برای شهدا نیست می تونی زنده باشی و سرباز حضرت زهرا(س) باشی... اما یه شرط داره؛ باید فقط برای خدا کار کنی نه ریا... ♥️ 🕊 【 @atre_shohada
وای به روزی که بین بسیجی و فرمانده تبعیض قائل شویم...💔 🕊 ♥️ 【 @atre_shohada
🌱روزی را خدا می‌رساند. برکتِ پول مهم است! کاری هم که برای خدا باشد، برکت دارد. 🕊 ♥️ 【 @atre_shohada
🌱میگفت.. درزندگی‌آدمی‌موفق‌تراست‌که دربرابرعصبانیت‌دیگران‌صبورباشد وکاربی‌منطق‌انجام‌ندهد! 🕊 🖤 【 @atre_shohada
ما افسانه نیستیم❗️ دخترم در کلاسهای تابستانی شهرک محل سکونت ما یعنی شهرک ارتش تهران شرکت می کرد. یک روز یک گل سینه هدیه گرفت که عکس شهیدی روی آن بود. آخر شب، گل سینه روی زمین افتاده بود. پایم رفت روی سوزن آن و حسابی خون آمد. بعد از پانسمان، گل سینه را برداشتم و باعصبانیت انداختم توی سطل زباله. آخر شب طبق روال هرشب سریال ترکیه ای را دیدم و خوابیدم. من اگر هر کار اشتباهی انجام دهم اما نمازم را سر وقت می خوانم.صبح حدود ساعت پنج بود. بعد از نمازصبح مشغول تسبیحات بودم که احساس کردم یک جوان روبروی من نشسته!! نفهمیدم خوابم یا بیدار اما آن جوان که صورتش پیدا نبود به من گفت: سریالهایی که می بینی افسانه است. اما ما افسانه نیستیم. ما با شما هستیم. باتعجب گفتم: شما کی هستی؟ گفت: تصویر من روی گل سینه بود که انداختی توی سطل. دویدم و رفتم داخل سطل را گشتم.تصویر یک شهید بود که زیر آن نوشته بود: « شهید ابراهیم هادی » خیلی برایم عجیب بود. به طور اتفاقی رفتم سر کمد کتابخانه. دیدم کتابی به نام سلام بر ابراهیم لابه لای کتابها ست. کتابی در مورد همین شهید. مشغول مطالعه شدم. خیلی جالب بود.شوهرم را صدا زدم و پرسیدم که این کتاب کجا بوده؟ گفت: چند روز پیش توی اداره به ما هدیه دادند. هر دو جلد کتاب را آن روز خواندم. خیلی عالی بود. صبح روز بعد؛ بعد از نماز به بهشت زهرا رفتیم. ساعتی را در کنار مزار یادبود او بودم. حالا او حقیقت زندگیم شده. دیگر سراغ افسانه های ماهواره نمی روم. حجاب و نمازم نیز کاملا تغییر کرده. 🥀 @atre_shohada
🖤شهیدگمنام خوش نام تویی، گمنام منم ... ✍ نام مادر سادات را که به زبان می آورد، بلافاصله می گفت “سلام الله علیها” یادم هست یکبار در ایام فاطمیه در زورخانه، مرشد شروع به خواندن اشعاری در مصیبت حضرت زهرا سلام الله علیها نمود. ابراهیم همینطور که شنا می رفت، با صدای بلند شروع به گریه کرد ، لحظاتی بعد صدای او بلند تر شد و به هق هق افتاد طوری که برای دقایقی ورزش مختل شد و مرشد شعرش را عوض کرد. 🥀 @atre_shohada