🛑#داستان_واقعی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄
🔵 به مردههاتون غذا بدید
✍#حکایت از علامه #محمد_حسین_طهرانی صاحب کتاب معادشناسی: يك روز ميرزا نجم الدّين(پسردائی ما) به عموی ما حاج سيّدمحمّدرضا گفت: ديشب عمّهام (همان مادر سیدمحمدرضا) را خواب ديدم و در عالم رؤيا به من گفت:
به محمّدرضا بگو: چرا چند شب است غذای ما را نفرستادهای؟ عموی ما هر چه فكر كرد چيزی به نظرش نرسيد، فردای آن روز كه در منزل ما آمدند گفتند: معنی خواب را پيدا كردم. من سی سال است عادتم اين است كه بعد از نماز مغرب و عشاء دو ركعت نماز والدين ميخوانم و ثوابش را به روح پدر و مادرم هديّه ميكنم؛ چند شب است كه بواسطۀ پذيرائی از مهمانان نتوانستم بخوانم
_بخاطر همین مادرم به خواب ميرزا نجمالدّين آمده و از من گلايۀ نفرستادن غذای ملكوتی خود را کرده است.
_(ميرزا نجم الدّين ساكن سامرّاء و عموی ما ساكن تهران بود و ابداً از این عمل عموی ما مطّلع نبوده است و اين خواب موجب تعجّب همۀ حضّار شد)
📚معادشناسی ج۳ ص ۱۹۹ - ۲۰۰
🔴 نماز هدیه به والدین که هر زمان میشود خواند.
#شب_جمعه اموات و شهدا رو یاد کنیم با فاتحه ای به همراه صلوات
#امام_زمان
#داستان_واقعی
━⊰🌼🦋🌼⊱━━
https://eitaa.com/joinchat/1569587359C2ee9dbd2e9
✳️#داستان_واقعی
❁❥༺◍⃟჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
🔸#ظاهر. #خوبین
🔻 همه چیز در #پول و پول و پول خلاصه نمیشود، نه، این خبرها نیست،
🔹یک وقتی من سوار یک تاکسی تلفنی شدم، یک پیکان قدیمی ما را سوار کرد. خُب آن راننده دوست داشت صحبت کند، خود ایشان هم شروع کرد، گفت: آقا من سی سال است که در این کشور دبیر هستم –مثل اینکه دبیر ریاضی هم بود.
_ولی الآن غیر از فصلِ کاری آموزش و پرورش مسافرکشی هم میکنم و این سؤال در ذهن من است که چطور من با اینکه این همه دارم کار میکنم فقط به حداقلهای زندگی خود میرسم، [اما] یک برادر دارم که الف را از ب تشخیص نمیدهد و هیچ سوادی هم ندارد و در فلان میدان کار میکند، ولی چقدر چقدر برای زن خود طلا میخرد، به نظر شما علتش چیست؟
●چرا من باید اینطور باشم و او باید آنطور باشد؟.
🔸 بعد یک لحظه به نظر من آمد و از ایشان پرسیدم که چندتا بچه داری؟ گفت که آقا دوتا پسر دارم اما دستهی گل، یکی از آنها در رشتهی فلان در کشور اول شده است و یکی دیگر هم در رشتهی فلان.
🔹 گفتم که برادرتو چندتا بچه دارد؟ گفت که او هم چندتا دارد اما از چهار تا بچه، سه نفر به اعتیاد و این حرفها مبتلا شدند، گفتم: آیا همین برای تو کافی نیست؟ همین برای شما درس نیست؟ اگر تو داری زحمت میکشی خدای متعال هم زندگی تو را آبرومندانه دارد میگذراند،
فرزند صالح و سالم هم به تو داده است، چون میگویی هم دین آنها خوب است و هم از جهت رشد علمی خوب رشد کردند.
کد ۴۳۷۱
هرآنچه داری شکر کن بهش. هیچ وقت داشته های دیگران را ظاهر نبین و غصه نخور
چون برخی #خدا را در زندگیشان ندارند.
شکرگزاری یک نعمت الهی ست.
┄┅═✧❁ااا❁✧═┅┄
🔺 حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ#جعفر_ناصری
#امام_زمان
#داستان_واقعی
#شکرگزاری
━⊰🌼🦋🌼⊱━━
https://eitaa.com/joinchat/1569587359C2ee9dbd2e9
✳️#داستان_واقعی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
♨️برکت در زندگی میخواهی؟؟
🔹علی باباخانی [خیاط لباس علما ] می گفت:
یک روز برای اندازه زدن لباس مرحوم آیت الله مرعشی نجفی به منزل ایشان رفته بودم.
وقتی به آن جا رسیدم وقت اذان شد و حضرت آقا در حال آماده شدن برای رفتن به نماز بود، عرض کردم:
_آقا! یک دقیقه صبر کنید تا عبا را بر دوش تان انداخته، آن را اندازه بزنم!
_ آقا دست من را گرفته فرمودند:
نگذار شیطان ما را از نماز #اول_وقت غافل کند، بیا به نماز برویم بعد که آمدیم اندازه بگیر!
🌷عزیزان ...
به یاد جملهٔ زیبای رئیس جمهور شهید، محمدعلی رجایی افتادم،میفرمودند:
«به نماز نگویید کار دارم ، به کار بگویید وقت نماز است»
یا به عبارت دیگر:
«به نماز نگویید کار دارم، به کار بگویید که نماز دارم»
🌷عزیزان گرامی...
یکی از صالحان دعا میکرد:
خدایا در روزی ام برکت قرار ده!
کسی پرسید: چرا نمی گویی روزی ام ده؟
گفت:روزی را خدا برای همه ضمانت کرده است اما من بـرکت را در رزق طلب می کنم چیزی است که خدا به هرکس بخواهد می دهد(نه به همگان) .
🌷عزیزان ...
برکت اگر در مال بیاید ، زیادش می کند.
اگر در فرزند بیاید،صــالحش می کند.
اگر در جسم بیاید، قوی و سالمش می کند.
و ...
مهم ترین و قوی ترین عامل برکت در زندگی و روزی انسان، نماز را #اول_وقت به جا آوردن است.
🔹آیت الله شیخ مهدی مازندرانی رحمةالله علیه میفرمودند:
.نماز را اول وقت بخوانید! خداوند هرچه بخواهید،به شما می دهد.
سپس می فرمود:
هنگام نماز، اگر کار را بر نماز مقدم بدارید،مطمئن باشید،از آن کار خیری نمی بینید و بهره ای نخواهید برد.
به عبارت دیگر برکتی در آن کار نیست و برکتی را نخواهید دید.
#امام_زمان
#امام_زمانتان_را_یاد_کنید
#داستان
━⊰🌼🦋🌼⊱━━
https://eitaa.com/joinchat/1569587359C2ee9dbd2e9
🛑#شناخت_امام
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
#خواب_معنوی
#ارسالی_ازدوستان
🌷میدونین دوستای عزیزم یک حرفی می
خواهم بهتون بزنم که واقعا ازش خجالت میکشم،خود امام زمان منو ببخشه،انشالله😔
_واقعیتش من اصلا اعتقاد به امام زمان نداشتم برام عجیب بود چرا بعضی ها امام زمان رو دوست دارن اصلا از کجا میدونن ایشون وجود داره،و از این فکرهای بیخود زیاد داشتم،خلاصه که من در زمانی که باردار بودم و حال خوبی اصلا نداشتم یک روز یک کلیپ ساده بدون متن در حد چند ثانیه از امام زمان دیدم و فقط برای هزارم ثانیه دلم شکست که نکنه ایشون وجود داره و واقعا تنهاست و غریبه،فقط در همین حد،
_شب خواب دیدم که یک پیرمرد اومد و بهم گفت من از طرف امام زمان اومدم و از ایشون برات یک پیغام دارم من واقعا تعجب کردم گفتم امام زمان برای من پیغام فرستاده،من خیلی گناهکارم و با خجالت توی دلم گرفتم حتی من به وجودشون شک دارم😔
_گفت دخترم ایشون بهت سلام رسونده و گفته اصلا نترسی و اینکه من مراقبت هستم
🔹وای نمیدونین چقدر از خجالت آب شدم چقدر شرمنده بودم،دو روز بعد فهمیدم بارداري خارج از رحم داشتم و خطر از بیخ گوشم گذشته و خدا میدونه چقدر اون شرایط برام خطرناک بوده،ولی مطمئنم که امام زمان کمکم کرده و گرنه خدا میدونست چه سرنوشتی در انتظارم بوده،بعد از این اتفاقات فقط شرمنده آقا امام زمان بودم و پیگیر ذکرها و دعاهایی که به ایشون ختم میشد،بلاخره با گفتن ذکر ونام و یاد امام .شناخت وبه معرفت رسیدن او میشود
حضور امام_زمان را حس کرد.
🦋💞🦋
#امام_زمان
#داستان_واقعی
#شناخت
━⊰🌼🦋🌼⊱━━
https://eitaa.com/joinchat/1569587359C2ee9dbd2e9
❣[عطرظهورقائـم۱۲]❣
※ #مجموعه_داستان #همه_نمیرسند_۱ | ماجرای کسانی که به عاشورا نرسیدند، و یا پشت ک
25.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑#کلیپ
✅#نمایش_آیینی «همه نمیرسند»
ماجرای زندگی کسانی که دعوت امام را رد کردند!
🔻شب اول: عبیدالله بن حر جُعفی
که عاقبت در فُرات خودکشی میکند!
• اجرا و ضبط: مراسم شب اول محرم / آستان شیخ صدوق
#امام_زمان
#داستان_واقعی
#امام_حسین
━⊰🌼🦋🌼⊱━━
https://eitaa.com/joinchat/1569587359C2ee9dbd2e9
24.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️#کلیب
🛑#نمایش_آیینی «همه نمیرسند»
ماجرای زندگی کسانی که دعوت امام را رد کردند!
🔻 شب دوم: محمد بن حَنَفیهِ
فرزند امیرمؤمنان بود ولی از یاری امام زمانش جا ماند.
• اجرا و ضبط: مراسم شب دوم محرم / آستان شیخ صدوق علیهالسلام
#امام_زمان
#داستان_واقعی
#امام_حسین
━⊰🌼🦋🌼⊱━━
https://eitaa.com/joinchat/1569587359C2ee9dbd2e9
32.51M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅#کلیپ
🔸#نمایش_آیینی «همه نمیرسند»
ماجرای زندگی کسانی که دعوت امام را رد کردند!
🔻 شب سوم: عبدالله بن عُمَر
که در انتخاب خود سعی میکرد بیطرف باشد.
• اجرا و ضبط: مراسم شب سوم محرم / آستان شیخ صدوق علیهالسلام
#امام_زمان
#داستان_واقعی
#امام_حسین
━⊰🌼🦋🌼⊱━━
https://eitaa.com/joinchat/1569587359C2ee9dbd2e9
33.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑#کلیپ
_#نمایش_آیینی «همه نمیرسند»
ماجرای زندگی کسانی که دعوت امام را رد کردند!
🔻 شب چهارم: عبدالله بن مطیع
مردی که با «آب» امتحان شد و بعد از شهادت سیدالشهداء علیهالسلام به تشنگی مدام مبتلا گشت.
• اجرا و ضبط: مراسم شب چهارم محرم / آستان شیخ صدوق علیهالسلام
#امام_زمان
#داستان_واقعی
#امام_حسین
━⊰🌼🦋🌼⊱━━
https://eitaa.com/joinchat/1569587359C2ee9dbd2e9
توسلات مهدوی04-Tavasol Doaye Alavi Mesri.mp3
زمان:
حجم:
4.19M
🛑#پادکست_روز
🔹#داستان_واقعی
_ما که نداریم به غیر از تو کس
_ای شه خوبان، تو به فریاد رس
🔸داستان توسل یکی از سادات اهل مصر به محضر امام عصر علیه السلام و دریافت دستورالعملی گره گشا از آن حضرت.
#دعای_علوی_مصری برای رفع شر
ودشمن هست....
#توسلات_مهدوی
#امام_زمان
#تشرف
━⊰🌼🦋🌼⊱━━
https://eitaa.com/joinchat/1569587359C2ee9dbd2e9
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄
✅#یادداشت
#تشرف
♨️چرا امام زمان نمیآیند؟
🔸در كتابی خواندم، شايد در حدود دويست، سيصد سال پيش جمعی از صلحا در نجف اشرف مجتمع بودند از آدم های بسيار خوب و مقدّس.
🔸روزى با خودشان نشستند و گفتند: "چرا امام نمی آيد"؟ در صورتی كه ما بيش از سيصد و سيزده نفر كه او لازم دارد هستيم.
به اين فكر افتادند كه سرّ تأخير در ظهور را به دست آورند. تصميمشان بر اين شد كه از بين خودشان يك نفر را كه به تأييد همه خوبترينشان هست، انتخاب كنند و او را بفرستند در مسجد كوفه يا سهله تا اعتكاف كند و از خود امام بخواهد كه سرّ تأخير در ظهور را بيان بفرمايد.
🔸جمعيّت خودشان را به دو قسمت تقسيم كردند و قسمت بهتر را باز به دو قسمت و همچنين تا آن فرد آخر را كه از همه بهتر و مقدّس تر و زاهد تر بود انتخاب كردند كه او به مسجد سهله يا مسجد كوفه برود.
او هم رفت و بعد از دو سه روزی برگشت.
پرسيدند چه طور شد؟
🔸گفت: راست مطلب اين كه من وقتى از نجف بيرون رفتم و رو به مسجد سهله راه افتادم با كمال تعجّب ديدم شهرى بسيار آباد و خرّم در مقابل من ظاهر شد.
جلو جلو رفتم پرسيدم: اينجا كجاست؟
گفتند: اين شهر صاحب الزمان است و امام ظهور كرده است.
بسيار خوشحال شدم و شتابان به در خانهی امام رفتم. كسى آمد و گفتم: به امام بگو فلانى آمده و اذن ملاقات مى خواهد. او رفت و برگشت و گفت: آقا مى فرمايند: شما فعلاً خسته اى، از راه رسيدهای . برو فلان خانه (نشانى دادند) آنجا مرد بزرگى هست.
ما دختر او را براى شما تزويج كرديم. آنجا باش و هر وقت احضار كرديم، بيا.
من خوشحال شدم. به آن آدرس رفتم و خانه را پيدا كردم. از من خيلى پذيرايی كردند و آن دختر را به اتاق من آوردند، هنوز ننشسته بودم كه درِ اتاق را زدند.
🔸 گفتم: كيست؟
گفت: مأمور از طرف امام، می فرمايند: "بيا! مى خواهيم قيام كنيم و شما را به جايى بفرستيم."
گفتم: به امام بگو امشب را صبر كنيد.
گفت: فرموده اند: "همين الآن بيا."
گفتم: بگو من امشب نمیآيم!
تا اين را گفتم ديدم هيچ خبرى نيست. نه شهرى هست، نه خانهاى هست و نه عروسى.
من هستم و صحراى نجف؛
🔸معلوم شد مكاشفه ای بوده و خواستهاند به ما بفهمانند كه ما هنوز #آمادگی برای آمدن امام زمان نداريم.
🖋آیت الله #استاد_ضیا_آبادی
#امام_زمان
#داستان_واقعی
#تشرف
━⊰🌼🦋🌼⊱━━
https://eitaa.com/joinchat/1569587359C2ee9dbd2e9
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄
🛑#داستان_واقعی
▪️ روزى امام حسن مجتبى عليهالسلام در يكى از باغستانهاى شهر مدينه قدم میزدند
كه ناگاه چشمشان به یک غلام سياه چهره
افتاد كه نانى در دست دارد و یک لقمه
خودش میخورد و یک لقمه هم به سگى
كه كنارش بود میداد تا آنكه نان تمام شد.
حضرت با ديدن چنين صحنهاى به غلام
خطاب كرد و فرمودند: چرا نان را به سگ دادى و مقدارى از آن را براى خود ذخيره نكردى؟
غلام به حضرت پاسخ داد:
زيرا چشمهاى من از چشمهاى ملتمسانه
سگ خجالت كشيد و من حيا كردم اينكه
من نان بخورم و آن سگ گرسنه بماند
امام حسن عليهالسلام فرمودند:
ارباب تو كيست؟
پاسخ گفت: مولاى من ابان بن عثمان است
حضرت فرمودند: اين باغ مال چه كسى است؟
غلام جواب داد:
اين باغ مال ارباب و مولايم میباشد.
پس از آن حضرت اظهار داشتند تو را به
خدا سوگند میدهم كه از جايت برنخيزى
تا من بازگردم
سپس حضرت حركت نمودند
و به سمت ارباب غلام رفتند
و ضمن گفتگوهايى با ابان بن عثمان،
غلام و همچنين باغ را از او خريدارى نمودند
و سپس به جانب غلام بازگشتند
و به او فرمودند: اى غلام من تو را از مولايت خريدم.
پس ناگاه غلام از جاى خود برخاست
و محترمانه ايستاد، سپس حضرت در ادامه
سخنان خود اظهار نمودند:
اين باغ را هم خريدارى كردم و هم اكنون
تو را در راه خداوند متعال آزاد نموده
و اين باغ را نيز به تو بخشيدم.
✨✨✨✨✨
📚 احقاق الحقّ
#امام_زمان
#امام_حسن
➖➖➖➖➖➖
💫 آقا جان يا اَبا مُحَمَّد يا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ، اَيُّهَا الْمُجْتَبي يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ،
چشمان ملتمسانه ما نیز به دست کریمانه شماست،
بر ما یتیمان نظری کنید،
مادی و معنوی محتاج نظری از جانب شما هستیم. 😭😭😭
━⊰🌼🦋🌼⊱━━
https://eitaa.com/joinchat/1569587359C2ee9dbd2e9
23.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✳️#کلیپ
ادامه ی داستان
🔸#نمایش_آیینی «همه نمیرسند»
ماجرای زندگی کسانی که دعوت امام را رد کردند!
🔻 شب پنجم: بِشر بن غالب اسدی
کسی که امام را دید، راه بهشت را هم از او پرسید، ولی جواب امام را نفهمید و.... جا ماند!
• اجرا و ضبط: مراسم شب پنجم محرم / آستان شیخ صدوق علیهالسلام
#امام_زمان
#داستان_واقعی
#امام_حسین
━⊰🌼🦋🌼⊱━━
https://eitaa.com/joinchat/1569587359C2ee9dbd2e9