کتابخونهیزیرشیروونی.
📫 پیام ناشناس جدید ارشد من یه ایده دارم ولی خب نمیدونم خوب باشه توی غالب همین کلبه و بقیه قاتلک ها
آخه چیز خاصی نبوده که بخوام راجع بهش بنویسم.
نبودم چون حرفی نداشتم و حرفی ندارم که راجع به حرفی نداشتن بزنم.😭
هدایت شده از نامهها.
📫 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/atticlibrary/960
تنها کمکی که میتونم بهت بکنم(وی خودشم همین مشکل رو داره...) : start your story with this sentence:
There used to be six of us...now I'm" alone"
هدایت شده از نامهها.
📫 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/atticlibrary/960
زنی هر روز صبح یک یادداشت روی یخچال میبیند که دستخط خودش است، ولی هیچکدام را به یاد نمیآورد نوشته باشد. آخرین یادداشت: "امروز به هیچکس اعتماد نکن. حتی به من."
هدایت شده از نامهها.
📫 پیام ناشناس جدید
راجب یه جنگل که به جنگل مرگ معروفه. یه روز جنگ میشه دشمن شهرو محاصره میکنه و تنها راه فرار اون جنگلیه که حتی دشمنا هم جرئت ندارم برن توش. و حالا مردم شهر توافق کردن قوی ترین مرد شهر بره توی جنگل و اونجارو بررسی کنه. اگه بتونه برگرده مردم نجات پیدا میکنن، اگه برنگرده هم که هیچ..
میتونی اتفاقات قبل رو توصیف کنی و ماجرای اون جنگلو
هدایت شده از نامهها.
📫 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/atticlibrary/978 حاجی حالا دیگه نوبت توعه که شروع کنی🌝
هرجوری در اومد خوبه، مهم اون نوشتنه و شروع کاره
اتفاقا دیشب رسما نصفه شب بود که یه چیزی به ذهنم رسید ولی نشد بنویسمش.