جز بدترین حالت ها وقتیه که یکی از مهم ترین آدمهای زندگیت که ازت دوره، حالش بده و تو کاری از دستت بر نمیاد جز خیره شدن به صفحه چت. انگار ناتوان ترین آدمی هستی که از درون داره خودخوری میکنه و هیچ کاری از دستش برنمیاد. و کلی فکر میاد سراغت که نکنه اتفاقی واسش بیوفته، نکنه زیاد گریه کنه چشماش درد بگیره، نکنه سردرد بگیره و نتونه بخوابه، نکنه کسی نباشه بغلش کنه آرومش کنه. در نهایت"ولی تو کنارش نیستی که آرومش کنی"تیر آخرو میزنه.
وقتایی که میگم فلان کارو میکنم ولی نمیکنم واقعا از خودم ناراحت و متاثر میشم، باید خودمو توی فشار قرار بدم تا انجامش بدم حتما
واقعا نمیتونستم جلوی اشکاشو بگیرم چون خودمم بابت همون موضوعات میشینم گریه میکنم و گذاشتم راحت گریه کنه و خودمم باهاش گریه کردم، امیدوارم بگذره و اتفاقای خوبی بیوفته برامون🤍
دوست واقعاً نقش موثری توی زندگی داره، میشینی باهاش درمورد هرچیزی که اذیتت کرده صحبت میکنی و حداقل کمی آروم میشی. دوستها واقعا دوستداشتنی هستن، توی زندگیتون همیشه دوست باشید. و دوست داشته باشید