eitaa logo
“حٰامیم~𝑴𝒖𝒔𝒊𝒄*+🤎/نفور
632 دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
2.6هزار ویدیو
11 فایل
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🍪 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 1:[𖧧 @HaamimS1376 𖧧]🤏🏾 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 2 : [𖧧 @GandomAg92 𖧧]🤏🏾 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 :1404/9/4𖧧🦌 𝑶𝒖𝒓 𝒄𝒐𝒅𝒆 : 319𖧧✨ 𝑶𝒖𝒓 𝒉𝒐𝒖𝒔𝒆 : [𖧧 @avahaamim 𖧧]🤎
مشاهده در ایتا
دانلود
من به تو فکر کردم :)🤍
من ‌میدونم‌ که ‌دیگه ‌جا‌ برا‌م ‌نی!(:🫠🖤
نگو سرنوشت ، بگو با دست نوشت!🥀
خیلي آدما عجیب شدن! عقرب جلوشون سجده میکنه ، بعد استوری میزارن از آدماي سمی دوری کنید 🙇🏼‍♀
مامانم میگه دختر خوبی نیستی، در صورتی که من هنوز چاییمو با نبات میخورم.
وطنِ من با تمامِ غم هایش ‌ ، زیباست :)
حالِ هر سرزمین را باید از حالِ  زن‌هایش شناخت.‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
⿻ب‍‌ای‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌ 🌷🌱↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ م‍‌‍‌ی‍‌‍‌ش‍‌‍‌ه‍‌‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌🌷🌱↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ اک‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ م‍‌ون‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ ش‍‌د 🌷🌱↶⋆ ⿻ق‍‌‍‌ص‍‌‍‌رم‍‌‍‌ون‍‌‍‌🌷🌱↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🌷🌱↶⋆
⿻ه‍‌ای‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌ 🫀🫂↶⋆ ⿻ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ ش‍‌روع‍‌ م‍‌ی‍‌ش‍‌ه‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🫀🫂↶⋆ ⿻ب‍‌ری‍‌م‍‌ ب‍‌رای‍‌ ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ اک‍‌ل‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🫀🫂↶⋆ ⿻ق‍‌ص‍‌رم‍‌ون‍‌🫀🫂↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🫀🫂↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:54 Fasl1 حامی لیوان رو صاف کرد و مقداری نوشابه داخل لیوان ریخت و به آوین داد اوین《مرسی》گفت و جرعه،جرعه نوشابه را خورد حامی با لبخند گرم و مهربانی همیشگی به اوین‌یک دل سیر نگاه میکرد انگاری تا به حال ماه رو انقدر از نزدیک ندیده بود ...بعد از چند دقیقه غذا به پایان رسید... حامی به کمک اوین سفره را جمع کردند اینبار نه تنها آوین بلکه حامی هم ظرف شست حامی و آوین با بازی کردند ظرف هارو شستند آوین تکه ای کَف روی گونه های حامی و دماغش کشید حامی خندید و با چشمکی که به آوین زد تکه کف دیگری برداشت و به دماغ آوین زد آوین کف رو از گونه حامی‌وخودش پاک کرد ظرف ها شسته شده بود حامی روی کاناپه دراز کشیده بود آوین مثل یک بچه به طرف حامی آمد خودش رو روی حامی انداخت حامی:هی ترسیدم اوین:نترس 😂 حامی:مینی بچه اوین: 🤨 حامی : به بغل به ما میدی حالا ؟ آوین : نُچ حامی : مگه میشه بیا بغلم ببینم حامیم محکم آوین رو بغل کرد _______ چند ساعت بعد زنگ در خورد دینگگگ......دینگگگگ حامی در رو باز کرد جانا از پله های خونه آمد بالا حامی:سلام جانا:سلام داداشی دلم برات تنگ شده بود(حامی رو بـــ.ـغــ..ـل کرد) حامی هم محکم جانا رو بــ.ــغـ.ــل کرد آوین:به سلام جانا از بــ.ــغـ.ــل حامی جدا شد حامی به سمت آوین چرخید جانا:سلام زن داداش آوین:موقع صحنه احساسی اومدم😐 حامی:نه عشقم جانا:خب اینم وسایل فقط زودتر دست به کار شیم حامی:چشم شما امر بفرما😁 آوین:😕😒🚶🏻‍♀ حامی: قهر نکن باهام آوین: ....... حامی به سمت آوین حرکت کرد دستش را لای موهای نیمه باز آوین برد و یه بوسه ای نرم روی موهای طلایی آوین زد آوین لبخند ملیحی زد جانا:بسه دیگه حامی:اممم خب دیگه بادکنکارو بده بهم جانا:نمیدم حامی:خب نده خانم 𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲 𖧧 ָ࣪ 🤍 𝐏𝐥𝐞𝐚𝐬𝐞 𝐟𝐨𝐫𝐰𝐚𝐫𝐝 𖧧 ָ࣪ 🎤 𝐁𝐚𝐫𝐚𝐲𝐞 𝐦𝐚𝐧 𝐡𝐚𝐧𝐨𝐨𝐳 𝐠𝐡𝐚𝐬𝐡𝐚𝐧𝐠𝐞 𝐝𝐢𝐝𝐚𝐧𝐞𝐭 𖧧 ָ࣪🎧 𝐣𝐨𝐢𝐧: https://eitaa.com/avaHAAMiM 𖧧 ָ࣪🎼
⿻ب‍‌ای‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌ 🫀🫂↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ م‍‌‍‌ی‍‌‍‌ش‍‌‍‌ه‍‌‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌🫀🫂↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ اک‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ م‍‌ون‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ ش‍‌د 🫀🫂↶⋆ ⿻ق‍‌‍‌ص‍‌‍‌رم‍‌‍‌ون‍‌‍‌🫀🫂↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🫀🫂↶⋆
⿻ه‍‌ای‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌ 🪄✨↶⋆ ⿻ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ ش‍‌روع‍‌ م‍‌ی‍‌ش‍‌ه‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌✨🪄↶⋆ ⿻ب‍‌ری‍‌م‍‌ ب‍‌رای‍‌ ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ اک‍‌ل‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🪄✨↶⋆ ⿻ق‍‌ص‍‌رم‍‌ون‍‌🪄✨↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🪄✨↶⋆