★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:22
Fasl:1
اوین:به چه کردی
حامی:😊بیا بخور و ببرمت
اوین نشست روی صندلی و مشغول خوردن صبحانه شدند
بعد از خورد صبحانه اوین آماده شد و گفت:حامی بریم
حامی:برو کفش هاتو بپوش و بریم
هردو وارد پارکینگ شدند
سوار ماشین شدند و راه افتادن
بعد از چند دقیقه رسیدند
حامی:فقط برای من یدونه قهوه نمیاری
اوین:نمیای تو
حامی:نه عشقم
اوین:اوکی الان میام
اوین رفت داخل
اولین کسی که چهره اشو دید سپهر بود
تنش لرزید
اوین رفت کنار مدیر آنجا
اوین:سلام
👱🏼♂:سلام
اوین:من قهوه درست کنم ببرم برای نامزدم
👱🏼♂:مبارکتون باشه بله چرا که نه
اوین:سلامت باشید
اوین قهوه رو درست کرد
داشت قهوه رو میبرد که سپهر جلوشو گرفت
اوین:س..سلام
سپهر:به سلام دخترعمو
اوین:سپهر برو کنار کار دارم
سپهر:خوشگلم وایسا کارت دارم
اوین:من خوشگل تو نیستم
سپهر:پس خوشگل کی هستی
اوین:نامزد دارم حتی دیشب هم اومد نامزدی
سپهر:باید طلاقتو بگیری ازش
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:27
Fasl:1
کنسرت به پایان رسید
حامی رفت بک استیج
اوین هم رفتم توی ماشین نشست
بعد از ۳۰دقیقه حامی اومد
حامی:خب بریم
اوین:بریم فداتشم
حامی:چقدر امشب قشنگ شدی
اوین:نبودم
حامی:قشنگ تر بودی
اوین:اهان
حامی:بغلت که کردم حس خوبی داشتم
اوین:میدونی من چه حسی داشتم
حامی:چه حسی
اوین:حس آرامش
حامی دست اوین رو گرفت
اوین به خودش فکر میکرد که چقدر قراره با
حامی زیر یه سقف
زندگی کنه و خوشبگذره
حتی فکر کردن بهش هم جالب بود
کم کم رسیدن
اوین رفت خونه خودشون
سلام به مامان و اینا کردو رفت تو اتاقش
هنوز به رفتار حامی تو کنسرت فکر میکرد
و کلی ذوق
گندم بهش پیام داد
سلام دورت بگردم خوبی کجایی
نگرانت شدم ...
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:23
Fasl:1
اوین:میفهمی چی میگی ما نامزد همیم
سپهر:اون عشقی که نسبت من به تو هست به اون نیست
همون لحظه حامی وارد شد
حامی:سلام😒
سپهر:سلام
حامی:اوین بریم
سپهر:اوین هیچ جا نمیاد
اوین تا اومد حرف بزنه حامی حرفشو قطع کرد و با خون سردی گفت:آقا سپهر زنمه از زندگی ما برو بیرون
سپهر ساکت موند و از کافه رفت بیرون
حامی:هوف اوین هر موقع اومد بهم زنگ یا پیام بده
اوین:مگه تو تمرین نمیری
حامی:من بخاطر تو و عشقی که بهت دارم برای آرامشت هرکاری میکنم
اوین:مرسی من دیگه برم کلی مشتری اومده
حامی:برو نفسم
اوین رفت و حامی هم از کافه اومد بیرون
سوار ماشین شد و رفت استادیو
[خونه لیلا و حمید]
لیلا:جانا دانشگاهت دیر شد
جانا:مامان ساعت ۹ کلاسه بزار بخوابم
لیلا:جانا ۱۰ و نیمه
جانا:باشه
جانا بلند شد رفت صورتشو شست و صبحانشو خورد و رفت دانشگاه
[خونه فرشته و رضا]
فرشته:اریانا
اریانا:بله مامان
فرشته:بدو خونه رو مرتب کن برا ظهر خاله اینا میاند
اریانا:باشه مامان
____
حامی رسید استادیو
ارش:به اقا دامادمون اومد
حامی:😄سلام به همه
مهراد:سلام
حامی:خب بسه بریم کلی کار داریم من برم استیج رو ببینم
حامی رفت رو استیج
👨🏻🔧:سلام آقای صالحی چطوره
حامی:عالیه
👨🏻🔧:فقط نور پردازی میخوره به صورتتون ایرادی نداره
حامی:نه خوبه
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:28
Fasl:1
اوین پیام رو دید و جواب داد
سلام عشقم خوبی نگران من چرا
گندم:
خیلی وقته نیستی:)
اوین:
ببخشید این چند روز مشغول کار بودم
گندم:
فعلا
اوین:
فعلا
__________
گذر زمانی
چند روز بعد
روز عقد؟15اردیبهشت
امروز؟ 13 اردیبهشت
حامی به اوین زنگ زد
حامی:الو
اوین:سلام فداتشم
حامی:خدانکنه کجایی
اوین:سرکارم
حامی:خسته نباشید
اوین:سلامت باشی
حامی:عصر بیام دنبالت بریم خرید کنیم
اوین:حله ، من باید برم
حانی:برو دورت بگردم
پایان مکالمه
ساعت15:30
اوین آماده شد یه میکاپ ملیح و استایل قشنگ
حامی هم آماده شد و رفت دنبال اوین
حامی به اوین تک زد
اوین اومد بیرون
اوین:سلامم
حامی:سلام دورت بگردم چطوری
اوین:خوبم....بریم؟خیلی ذوق دارم
حامی:الهی فدای ذوق کردنات بشم من
اوین:خدانکنه
رسیدن به مغازه
اوین:وای حامی این لباسه چه قشنگه
حامی:برو بپوش ماهم
اوین:خانم قیمت این کارتون چند
👩💼:16میلیون و 500
اوین:حامی قیمتش
حامی:هیسسس یه شبه برو بپوش خودم حساب میکنم
اوین:باشه
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:24
Fasl:1
حامی:فرید
فرید:جونم
حامی:این لیست اهنگ ها رو میخوام اوکیه ؟
فرید:آره داداش
[کافه]
👩🏻:سلام خانم
اوین:سلام بفرمایید
👩🏻:یدونه شیک نوتلا
اوین:بله الان اماده میکنم
بعد از چند دقیقه
اوین:بفرمایید
👩🏻:مرسی
[استودیو]
حامی شروع کرد به خوندن
فرید:به صدارو
حامی:😉
اوین به حامی زنگ زد
حامی:بچه ها صبر کنید
حامی:سلام عشقم
اوین:سلام خوبی
حامی:چخبر
اوین:سلامتی...توچخبر
حامی:هیچی ماهم داریم تمرین میکنیم
اوین: خب مزاحمت نمیشم
حامی:ساعت ۱۲ میام دنبالت
اوین:باشه عزیزم خداحافظ
پایان مکالمه
حامی:خب ادامه بدین
[خونه فرشته و رضا]
اریانا:مامان خونه تمیز شد
فرشته:دست گلت درد نکنه
اریانا:مامان من میرم حم.وم
فرشته :برو
[خونه لیلا و حمید]
لیلا:حمید
حمید:بله
لیلا:عقد حامی اینا رو کِی بگیریم
حمید:بزاریم ۱ ماه دیگه
لیلا:دیر نیست
حمید:نه بابا
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:29
Fasl:1
حامی:به به ملکه زندگیمو نگاه
اوین:قشنگه؟!
حامی:خیلیی
اوین:هیی حامی
حامی:چیشد
اوین:اون کت و شلوار چقدر قشنگه🥺
حامی:برم پرو کنم؟!
اوین:هوم
حامی:خانم اون کت و شلوار رو بدید
👩💼:بفرمایید
حامی:قیمتش
👩💼:15میلیون و 890
حامی:خب اوکیه
حامی رفت اتاق پرو
اوین:اوخودا چقدر قشنگ شدی
حامی دست هاشو باز کرد
اوین خودشو تو بغل حامی جا داد
حامی:اخیشش چقدر احساس خوبی دارم
اوین بیشتر خودشو تو بغل حامی قایم کرد
اوین:خب بریم حساب کنیم؟
حامی:بریم
_____
[باغ تالار]
حامی:اینجا چطوره
اوین:اینجا خیلی خوبه
حامی:آقا ما اینجا رو برای عقدمون میخوایم 15 روز پنجشنبه ساعت 17 تا پاسی از شب
👨🏻💼:خیلیم عالی ..تزئینات ؟
حامی:خودمون تدارکات دیدیم
👨🏻💼:خیلی خب
حامی:بعد از عقدمون حساب کنیم ایرادی نداره
👨🏻💼:نه مشکلی نداره...اینم کلید
حامی:خیلی ممنون
👨🏻💼:من باید برن خدانگهدار
حامی و اوین:خداحافظ
حامی و اوین چرخی تکی باغ زدن
نشستند روی تابی که آنجا بود
باهام تاب میخوردن
سر اوین روی شونه حامی
حامی یه ب.و.س.ه ای نرم و عمیق از عشق به پیشانی اوین زد
موبایل اوین زنگ خورد
رضا:سلام کجایی
اوین:سلام بابا با حامی اومدیم باغ اجاره کنیم
رضا:اهان بعد از اون بیاین اینجا
اوین:باشه حالا به حامی میگن
رضا:مراقب خودت باش
اوین:باشه کاری نداری
رضا:نه خدانگهدار
پایان مکالمه
اوین:بابام میگه شب بیاین اونجا
حامی:حرفی ندارم
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:25
Fasl:1
ساعت ۱۲ شد
حامی رفت دنبال اوین
اوین از کافه اومد بیرون
سوار ماشین حامی شد
اوین:سلام
حامی:سلام
اوین:خوبی
حامی:وقتی کنار توم بهترم میشم
اوین:حامی
حامی:جونم
اوین: میبری خونمون
حامی:باشه حالا چرا
اوین:مهمون داریم
حامی:باشه پرنسس ساعت ۵ میام دنبالت
اوین رسید خونه
[خونه فرشته و رضا ]
اوین در رو باز کرد
اوین:سلام
فرشته:سلام مامان خسته نباشید
اوین:مرسی
اریانا:به عروس خانم
اوین:مزه نریز
اریانا:چشم
اوین:من برم لباس بپوشم الان خاله اینا میاند
اوین رفت تو اتاقش
گوشیشو زد به شارژ
لباس هاشو عوض کرد
موهاشو شونه کرد و بست
میکاپ هم کرد
کم کم همه چیز آماده بود
زنگ در زده شد
دینگ دینگ
اریانا در رو باز کرد
خاله اوین و اریانا اومدند تو
بعد از سلام و احوالپرسی
سفره ناهار پهن شد
همه مشغول غذا خوردن شدن
گذر زمانی
ساعت ۴ و نیم
اوین برای کنسرت آماده شد
حامی اومد دنبالش
اوین از خونه اومد بیرون و سوار ماشین شد
بعد از سلام و احوالپرسی و کمی حرف با حامی به سالن رسیدن
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:30
Fasl:1
ساعت تقریبا21:00 بود
حامی و اوین توی ماشین پشت ترافیک بودن
اوین خسته شده بود
اوین:هوف
حامی:یکم صبر کنی تموم شده
بعد از 5 دقیقه ترافیک باز شد
آنها به مسیر خود ادامه دادن
اوین خوابیده بود
حامی:نفسم بلندشو
اوین[به صورت خواب آلود]:رسیدیم🥱
حامی:بله
اوین دست به چشمان آبیش زد و از ماشین پیاده شد
حامی هم پشت سرش راه افتاد
اوین زنگ در رو زد
دینگ دینگ
[خونه رضا و فرشته]
صدای زنگ امد
رضا:کیه
اوین:بابا ماایم
رضا در رو باز کرد
توی خونه بوی فسنجون پیچیده بود
هردو وارد شدند
اول آوین
بعد حامی
هردو روی مبل نشسته اند
اوین رفت و یه لباس راحتی پوشید
رضا:خب اقا حامی کجا هارفتین
حامی:عه راستی ببخشید وسط حرفتون اوین
اوین[از توی اشپزخونه]:بله
حامی:لباسارو نیاوردی
اوین:عه یادم رفت
حامی:بعدا میارم ..ما رفیتم اول لباس خریدیم و آرایشگاه نوبت زدیم
بعدش هم رفتیم یه باغ اجاره کردیم
رضا:اهان قیمت لباسا چند شد
اوین:بابا لباس من خیلی گرون بود
حامی:نه بابا کلا یه شبه
رضا:چند بود
اوین:16 میلیون و 500
رضا:خوبه به قول حامی یه شبه
راستی پسرم بعدا پولشو بهت میدم
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:26
Fasl:1
توی پارکینگ سالن پاشین پارک شد
در ها باز شد
هردو بیرون آمدند
و به سمت استودیو حرکت کردن
هنوز سالن جا داشت که پر بشه
نور ها خیلی قشنگ و به ترتیب
اوین تو دلش میگفت
چه سلیقه ای
بعد از چند دقیقه شماره معکوس
10
9
8
7
6
5
4
3
2
1
0
حامی با آی ستاره وارد شد
قدم قدم پا به پات همه شهر رو قدم زدم و.....
بعد از پایان اهنگ
حامی:سلاممم
طرفدارا:سلامم
حامی:چطورین
طرفدارا:عالی
حامی:به کنسرت خودتون خوش اومدین
بعد از صحبت با طرفدارها حامی رفت سراغ اهنگ یکیو دارم.....ازقصد....قلبمنی.....نیمه ی گمشده من
وقتی اهنگ نیمه ی گمشده من رو خوند با دست هاش اشاره به اوین میکرد
اهنگ به پایان رسید
حامی:خب یه خبر میخوام بهتون بدم
یکی از طرفدار ها:چه خبری
حامی:اینکه شما اول به احترام نامزد من یه دست و جیغ بزنید
سالن پر از شوق شد
اوین بلند شد
حامی از استیج پایین اومد و به اوین دست داد و بغلش کرد
یه بغلی که توش احساس امنیت بودو با صدای جیغ و دست زدن تکمیل میشد
طرفدار:به به چه خانومه
حامی:نوچ گفتم دیگه مال خودمه ها
طرفدار:بابا بنازم اسمش چیه
حامی:اگه بزارید حرفمو بزنم بهتون میگم...ایشون خانم که چی ملکه اوین هستن که دزد خوبی هست چون قلبمو به همین راحتی دزدید 😂🗿
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:31
Fasl:1
حامی:این چه حرفیه
رضا:نه نمیشه
اوین میز رو اماده کرده بود
اوین:بابا...حامی بیاین
حامی و رضا از جاشون بلند شدن و رفتن سر میز
همه مشغول خوردن شام شدن
[بعد از شام]
اوین:بابا میشه من برم خونه حامی
رضا:هوفف برو
اوین:هورااا(ذوق)
حامی:😊
فرشته:اوین
اوین:بله
فرشته: گندم زنگ میزنه بهت چرا جواب نمیدی نگرانته
اوین:اوخ یادم نبود بهش زنگ بزنم اخه اون وقت تو فروشگاه بودیم
فرشته:خب فردا بهش زنگ بزن
اوین:چشم
بعد از چند دقیقه
حامی:خب من دیگه برم
رضا:بودی حالا
حامی:نه مرسی...اوین میخوای بیای
اوین:اوم
فرشته:بسلامت
اوین:خدافظ
[خونه لیلا و حمید]
جانا:وای مامان باورم نمیشه که دوستم شده زن حامی
مامانلیلا:انتظار نداشتی😁
جانا:هعیی
باباحمید:جانا این کلید ماشین رو یادم باسه فردا بهت بدم که بری کارای مغازتو کنی
جانا:باش
[تو ماشین]
اوین:حامی
حامی:جون دلم
اوین:قول میدی ولم نکنی
حامی:عشقم این چه حرفیه معلومه که من بهتر از تو کسی رو پیدا نمیکنم
اوین:🥲
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:32
Fasl:1
حامی:معلومه
اوین:مرسی که هستی
[خونه حامی]
حامی کلید رو انداخت داخل قفل و وارد شدند
اوین:چه بوی خوبی
حامی:با اومدن تو قراره خوش بو ترم بشه
اوین رفت تو اتاق حامی
حامی هم رفت توی اشپزخونه
اوین:حامی
حامی:جونم
اوین:گفته باشم رو تخت جای منه تو برو رو مبل بخواب
حامی:وا خب دوتامون رو تخت باشیم
اوین:باشه
حامی:برو لباس های راحتیتو بپوش بعد بیا بیرون تا من برم بپوشم
اوین:باشه
اوین لباس هاشو پوشید
حامی رفت داخل اتاق و لباس پوشید
[خونه رضا و فرشته]
اریانا در خونه رو زد
فرشته:کیه
اریانا:مامان منم
فرشته در رو باز کرد
اریانا:سلام
رضا:کجا بودی دخترم
اریانا:پیش دوستم هلنا
رضا:اهان
فرشته:غذا خوردی
اریانا:آره مامانش غذا پخته بود ولی به خوش مزه گی غذاهای مامانم نمیشه
فرشته:مرسی دخترم
[خونه لیلا و حمید]
جانا:وای مامان(داد)
مامان لیلا:چبشد؟
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:33
Fasl:1
جانا:یادم رفت برای استادمون راه حل مسئله رو بفرستم
مامان لیلا:جانا ترسیدم
جانا:ببخشید
[صبح روز بعد]
نور به اتاق حامی تابید
حامی بیدار شد و رفت صورتشو شست و بعدشم رفت صبحانه آماده کرد
5 دقیقه بعد
اوین بیدار شد
اومد پایین
حامی:به بیدار شدی
اوین:آره
حامی:صبحت بخیر
اوین:مرسی ..حامی
حامی:جونم
اوین:بازم دوستت دارم
[خونه لیلا و حمید]
جانا:سلام قشنگم
گندم:سلام چطوری
جانا:خوبم تو خوبی
گندم:مرسی چه خبر از اوین
جانا:نمیدونم
گندم:نگرانشم
جانا:منم بزار خبرشو از داداشم میگیرم
گندم:باشه
جانا:فعلا
پایان مکالمه
[خونه فرشته و رضا]
رضا:من دارم میرم
اریانا:خدافه
فرشته:زود بیا
رضا:باشه
اریانا:مامان اوین چرا نیست
فرشته:خونه حامیه
اریانا:اهان منم شوهر میخوام
فرشته:😐🙄
اریانا:راست میگم
فرشته:برو به کارت برس اریانا
اریانا:باشه😄