eitaa logo
“حٰامیم~𝑴𝒖𝒔𝒊𝒄*+🤍
643 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
2.5هزار ویدیو
11 فایل
𝐖𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐨𝐮𝐫 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐞𝐥𖧧 ָ࣪🤍 𝐋𝐞𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫 𝟏 : @HaamimS1376𖧧 ָ࣪🎤 𝐋𝐞𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫 𝟐 : @GandomAg92𖧧 ָ࣪🖇 𝐒𝐭𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟒𝟎𝟒/𝟗/𝟒𖧧 ָ࣪🎬 𝐎𝐮𝐫 𝐜𝐨𝐝𝐞 : 𝟑𝟏𝟗𖧧 ָ࣪🎼 𝐎𝐮𝐫 𝐡𝐨𝐮𝐬𝐞 : https://eitaa.com/avaHAAMiM𖧧 ָ࣪
مشاهده در ایتا
دانلود
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:28 Fasl:1 اوین پیام رو دید و جواب داد سلام عشقم خوبی نگران من چرا گندم: خیلی وقته نیستی:) اوین: ببخشید این چند روز مشغول کار بودم گندم: فعلا اوین: فعلا __________ گذر زمانی چند روز بعد روز عقد؟15اردیبهشت امروز؟ 13 اردیبهشت حامی به اوین زنگ زد حامی:الو اوین:سلام فداتشم حامی:خدانکنه کجایی اوین:سرکارم حامی:خسته نباشید اوین:سلامت باشی حامی:عصر بیام دنبالت بریم خرید کنیم اوین:حله ، من باید برم حانی:برو دورت بگردم پایان مکالمه ساعت15:30 اوین آماده شد یه میکاپ ملیح و استایل قشنگ حامی هم آماده شد و رفت دنبال اوین حامی به اوین تک زد اوین اومد بیرون اوین:سلامم حامی:سلام دورت بگردم چطوری اوین:خوبم.‌‌...بریم؟خیلی ذوق دارم حامی:الهی فدای ذوق کردنات بشم من اوین:خدانکنه رسیدن به مغازه اوین:وای حامی این لباسه چه قشنگه حامی:برو بپوش ماهم اوین:خانم قیمت این کارتون چند 👩‍💼:16میلیون و 500 اوین:حامی قیمتش حامی:هیسسس یه شبه برو بپوش خودم حساب میکنم اوین:باشه
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:24 Fasl:1 حامی:فرید فرید:جونم حامی:این لیست اهنگ ها رو میخوام اوکیه ؟ فرید:آره داداش [کافه] 👩🏻:سلام خانم اوین:سلام بفرمایید 👩🏻:یدونه شیک نوتلا اوین:بله الان اماده میکنم بعد از چند دقیقه اوین:بفرمایید 👩🏻:مرسی [استودیو] حامی شروع کرد به خوندن فرید:به صدارو حامی:😉 اوین به حامی زنگ زد حامی:بچه ها صبر کنید حامی:سلام عشقم اوین:سلام خوبی حامی:چخبر اوین:سلامتی...توچخبر حامی:هیچی ماهم داریم تمرین میکنیم اوین: خب مزاحمت نمیشم حامی:ساعت ۱۲ میام دنبالت اوین:باشه عزیزم خداحافظ پایان مکالمه حامی:خب ادامه بدین [خونه فرشته و رضا] اریانا:مامان خونه تمیز شد فرشته:دست گلت درد نکنه اریانا:مامان من میرم حم.وم فرشته :برو [خونه لیلا و حمید] لیلا:حمید حمید:بله لیلا:عقد حامی اینا رو کِی بگیریم حمید:بزاریم ۱ ماه دیگه لیلا:دیر نیست حمید:نه بابا
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:29 Fasl:1 حامی:به به ملکه زندگیمو نگاه اوین:قشنگه؟! حامی:خیلیی اوین:هیی حامی حامی:چیشد اوین:اون کت و شلوار چقدر قشنگه🥺 حامی:برم پرو کنم؟! اوین:هوم حامی:خانم اون کت و شلوار رو بدید 👩‍💼:بفرمایید حامی:قیمتش 👩‍💼:15میلیون و 890 حامی:خب اوکیه حامی رفت اتاق پرو اوین:اوخودا چقدر قشنگ شدی حامی دست هاشو باز کرد اوین خودشو تو بغل حامی جا داد حامی:اخیشش چقدر احساس خوبی دارم اوین بیشتر خودشو تو بغل حامی قایم کرد اوین:خب بریم حساب کنیم؟ حامی:بریم _____ [باغ تالار] حامی:اینجا چطوره اوین:اینجا خیلی خوبه حامی:آقا ما اینجا رو برای عقدمون میخوایم 15 روز پنجشنبه ساعت 17 تا پاسی از شب 👨🏻‍💼:خیلیم عالی ..تزئینات ؟ حامی:خودمون تدارکات دیدیم 👨🏻‍💼:خیلی خب حامی:بعد از عقدمون حساب کنیم ایرادی نداره 👨🏻‍💼:نه مشکلی نداره...اینم کلید حامی:خیلی ممنون 👨🏻‍💼:من باید برن خدانگهدار حامی و اوین:خداحافظ حامی و اوین چرخی تکی باغ زدن نشستند روی تابی که آنجا بود باهام تاب میخوردن سر اوین روی شونه حامی حامی یه ب.و.س.ه ای نرم و عمیق از عشق به پیشانی اوین زد موبایل اوین زنگ خورد رضا:سلام کجایی اوین:سلام بابا با حامی اومدیم باغ اجاره کنیم رضا:اهان بعد از اون بیاین اینجا اوین:باشه حالا به حامی میگن رضا:مراقب خودت باش اوین:باشه کاری نداری رضا:نه خدانگهدار پایان مکالمه اوین:بابام میگه شب بیاین اونجا حامی:حرفی ندارم
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:25 Fasl:1 ساعت ۱۲ شد حامی رفت دنبال اوین اوین از کافه اومد بیرون سوار ماشین حامی شد اوین:سلام حامی:سلام اوین:خوبی حامی:وقتی کنار توم بهترم میشم اوین:حامی حامی:جونم اوین: میبری خونمون حامی:باشه حالا چرا اوین:مهمون داریم حامی:باشه پرنسس ساعت ۵ میام دنبالت اوین رسید خونه [خونه فرشته‌ و رضا ] اوین در رو باز کرد اوین:سلام فرشته:سلام مامان خسته نباشید اوین:مرسی اریانا:به عروس خانم اوین:مزه نریز اریانا:چشم اوین:من برم لباس بپوشم الان خاله اینا میاند اوین رفت تو اتاقش گوشیشو زد به شارژ لباس هاشو عوض کرد موهاشو شونه کرد و بست میکاپ هم کرد کم کم همه چیز آماده بود زنگ در زده شد دینگ دینگ اریانا در رو باز کرد خاله اوین و اریانا اومدند تو بعد از سلام و احوالپرسی سفره ناهار پهن شد همه مشغول غذا خوردن شدن گذر زمانی ساعت ۴ و نیم اوین برای کنسرت آماده شد حامی اومد دنبالش اوین از خونه اومد بیرون و سوار ماشین شد بعد از سلام و احوالپرسی و کمی حرف با حامی به سالن رسیدن
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:30 Fasl:1 ساعت تقریبا21:00 بود حامی و اوین توی ماشین پشت ترافیک بودن اوین خسته شده بود اوین:هوف حامی:یکم صبر کنی تموم شده بعد از 5 دقیقه ترافیک باز شد آنها به مسیر خود ادامه دادن اوین خوابیده بود حامی:نفسم بلندشو اوین[به صورت خواب آلود]:رسیدیم🥱 حامی:بله اوین دست به چشمان آبیش زد و از ماشین پیاده شد حامی هم پشت سرش راه افتاد اوین زنگ در رو زد دینگ دینگ [خونه رضا و فرشته] صدای زنگ امد رضا:کیه اوین:بابا ماایم رضا در رو باز کرد توی خونه بوی فسنجون پیچیده بود هردو وارد شدند اول آوین بعد حامی هردو روی مبل نشسته اند اوین رفت و یه لباس راحتی پوشید رضا:خب اقا حامی کجا هارفتین حامی:عه راستی ببخشید وسط حرفتون اوین اوین[از توی اشپزخونه]:بله حامی:لباسارو نیاوردی اوین:عه یادم رفت حامی:بعدا میارم ..ما رفیتم اول لباس خریدیم و آرایشگاه نوبت زدیم بعدش هم رفتیم یه باغ اجاره کردیم رضا:اهان قیمت لباسا چند شد اوین:بابا لباس من خیلی گرون بود حامی:نه بابا کلا یه شبه رضا:چند بود اوین:16 میلیون و 500 رضا:خوبه به قول حامی یه شبه راستی پسرم بعدا پولشو بهت میدم
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:26 Fasl:1 توی پارکینگ سالن پاشین پارک شد در ها باز شد هردو بیرون آمدند و به سمت استودیو حرکت کردن هنوز سالن جا داشت که پر بشه نور ها خیلی قشنگ و به ترتیب اوین تو دلش میگفت چه سلیقه ای بعد از چند دقیقه شماره معکوس 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 0 حامی با آی ستاره وارد شد قدم قدم پا به پات همه شهر رو قدم زدم و..... بعد از پایان اهنگ حامی:سلاممم طرفدارا:سلامم حامی:چطورین طرفدارا:عالی حامی:به کنسرت خودتون خوش اومدین بعد از صحبت با طرفدارها حامی رفت سراغ اهنگ یکیو دارم.....ازقصد....قلب‌منی.....نیمه ی گمشده من وقتی اهنگ نیمه ی گمشده من رو خوند با دست هاش اشاره به اوین می‌کرد اهنگ به پایان رسید حامی:خب یه خبر میخوام بهتون بدم یکی از طرفدار ها:چه خبری حامی:اینکه شما اول به احترام نامزد من یه دست و جیغ بزنید سالن پر از شوق شد اوین بلند شد حامی از استیج پایین اومد و به اوین دست داد و بغلش کرد یه بغلی که توش احساس امنیت بودو با صدای جیغ و دست زدن تکمیل میشد طرفدار:به به چه خانومه حامی:نوچ گفتم دیگه مال خودمه ها طرفدار:بابا بنازم اسمش چیه حامی:اگه بزارید حرفمو بزنم بهتون میگم...ایشون خانم که چی ملکه اوین هستن که دزد خوبی هست چون قلبمو به همین راحتی دزدید 😂🗿
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:31 Fasl:1 حامی:این چه حرفیه رضا:نه نمیشه اوین میز رو اماده کرده بود اوین:بابا...حامی بیاین حامی و رضا از جاشون بلند شدن و رفتن سر میز همه مشغول خوردن شام شدن [بعد از شام] اوین:بابا میشه من برم خونه حامی رضا:هوفف برو اوین:هورااا(ذوق) حامی:😊 فرشته:اوین اوین:بله فرشته: گندم زنگ میزنه بهت چرا جواب نمیدی نگرانته اوین:اوخ یادم نبود بهش زنگ بزنم اخه اون وقت تو فروشگاه بودیم فرشته:خب فردا بهش زنگ بزن اوین:چشم بعد از چند دقیقه حامی:خب من دیگه برم رضا:بودی حالا حامی:نه مرسی...اوین میخوای بیای اوین:اوم فرشته:بسلامت اوین:خدافظ [خونه لیلا و حمید] جانا:وای مامان باورم نمیشه که دوستم شده زن حامی مامان‌لیلا:انتظار نداشتی😁 جانا:هعیی باباحمید:جانا این کلید ماشین رو یادم باسه فردا بهت بدم که بری کارای مغازتو کنی جانا:باش [تو ماشین] اوین:حامی حامی:جون دلم اوین:قول میدی ولم نکنی حامی:عشقم این چه حرفیه معلومه که من بهتر از تو کسی رو پیدا نمیکنم اوین:🥲
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:32 Fasl:1 حامی:معلومه اوین:مرسی که هستی [خونه حامی] حامی کلید رو انداخت داخل قفل و وارد شدند اوین:چه بوی خوبی حامی:با اومدن تو قراره خوش بو ترم بشه اوین رفت تو اتاق حامی حامی هم رفت توی اشپزخونه اوین:حامی حامی:جونم اوین:گفته باشم رو تخت جای منه تو برو رو مبل بخواب حامی:وا خب دوتامون رو تخت باشیم اوین:باشه حامی:برو لباس های راحتیتو بپوش بعد بیا بیرون تا من برم بپوشم اوین:باشه اوین لباس هاشو پوشید حامی رفت داخل اتاق و لباس پوشید [خونه رضا و فرشته] اریانا در خونه رو زد فرشته:کیه اریانا:مامان منم فرشته در رو باز کرد اریانا:سلام رضا:کجا بودی دخترم اریانا:پیش دوستم هلنا رضا:اهان فرشته:غذا خوردی اریانا:آره مامانش غذا پخته بود ولی به خوش مزه گی غذاهای مامانم نمیشه فرشته:مرسی دخترم [خونه لیلا و حمید] جانا:وای مامان(داد) مامان لیلا:چبشد؟
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:33 Fasl:1 جانا:یادم رفت برای استادمون راه حل مسئله رو بفرستم مامان لیلا:جانا ترسیدم جانا:ببخشید [صبح روز بعد] نور به اتاق حامی تابید حامی بیدار شد و رفت صورتشو شست و بعدشم رفت صبحانه آماده کرد 5 دقیقه بعد اوین بیدار شد اومد پایین حامی:به بیدار شدی اوین:آره حامی:صبحت بخیر اوین:مرسی ..حامی حامی:جونم اوین:بازم دوستت دارم [خونه لیلا و حمید] جانا:سلام قشنگم گندم:سلام چطوری جانا:خوبم تو خوبی گندم:مرسی چه خبر از اوین جانا:نمیدونم گندم:نگرانشم جانا:منم بزار خبرشو از داداشم میگیرم گندم:باشه جانا:فعلا پایان مکالمه [خونه فرشته و رضا] رضا:من دارم میرم اریانا:خدافه فرشته:زود بیا رضا:باشه اریانا:مامان اوین چرا نیست فرشته:خونه حامیه اریانا:اهان منم شوهر میخوام فرشته:😐🙄 اریانا:راست میگم فرشته:برو به کارت برس اریانا اریانا:باشه😄
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:34 Fasl:1 [خونه حامی] گوشی حامی زنگ خورد حامی:الو جانم جانا:سلام داداشی حامی:خوبی جانا:خوبم تو خوبی(لحن بچگونه) حامی:منم خوبم جونم چیکار داری جانا:اوین کجاعه حامی:آوین خانم منظورته جانا:حالا خوبه دوستمه ها حامی:الانم زنه منه ها جانا:خب حالا ..کجاست هم من هم گندم نگرانشیم حامی:کنار منه جانا:دیشب کنارت بوده حامی:بله اجازتون جانا:شیطون بعدا بگو زنگ بزنه حامی:جانا خانم برید مزاحم نشین😁 جانا:من مزاحمم؟(بچگونه) حامی:اوخودا صداتو جانا:من دیگه مزاحمتم خدافظ حامی:عجب پایان مکالمه اوین:کی بود حامی:جانا..بعدا بهش زنگ بزن اوین:باوشع حامی:بیا صبحونه بخور [خونه آرزو و آرمان] ارزو:گندم مامان گندم:بله مامان ارزو:میری لباسارو از روی بند جمع کنی گندم:اره حتما ارمان:ارزو ارزو:بله ارمان:گندم چرا چند وقته ناراحته ارزو:نمیدونم احساس میکنم با اوین یا جانا قهره ارمان:بعید میدونم ارزو:بزار بعدا ازش میپرسم ارمان:باشه من برم اداره راستی اگه حامد اومد بهش بگو بره با گندم تاب بخوره از این حال در بیاد ارزو:باشع فعلا حامد دانشگاهه
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:35 Fasl:1 ساعت تقریبا 16:00 بود اوین خونه خودشون بود حامی هم خونه مامان لیلا اوین به گندم زنگ زد اوین:الو گندم:سلامم بلاخره یادی از ما کردی اوین:عشقم بخدا کار داشتم چخبر گندم:سلامتی نگرانت شدم اوین:نگران واسه چی اخه گندم:خب رفیقمی اوین:بوص بهت میگم عصر میای بریم پارک گندم: حله فعلا پایان مکالمه اوین بعد از آن زنگ زد به جانا جانا:الوو اوین:سلام خواهر شوهرم جانا:عیش چطوری اوین:خوبم شوهرم چطوره جانا:زنگ زدی که حال منو بپرسی یا حامی اوین:خب حالا جانا:اینجا نشسته و طبق معمول داره میخوره اوین:حواست بهش باشه جانا:چشم اوین:جانا میای عصر بریم پارک جانا:حله اوین:میبینمت پایان مکالمه ساعت 17:15 همه پارک بودند و بعد از سلام و احوالپرسی گندم:خب دخترا جانا و اوین:بله گندم:گرسنمه جانا:زنگ بزنیم به حامی بگیم واسمون خوراکی بخره بیاره اوین:از شوهرم جانا:خب حالا دادش منم هست جانا زنگ زد به حامی و گزاشت رو اسپیکر جانا:سلام دورت بگردم حامی:سلام نفسم جونم جانا:میشه برای منو اوین و گندم خوراکی بخری بیاری پارک لاله حامی:باشه گفتی اوین جانا:آره مگه چیه حامی:اون خوراکی جدا داره دست به خوراکی هاش نزنی ها جانا:ایش بدو خدافظ پایان مکالمه اوین:الهی جانا:عرر گندم:جانا ا.لاغ شدی جانا:بیش..عور😂 فف که سر،چند دقیقه بعد حامی رسید پارک وارد پارک شد بچه هارو دید و به طرفشان آمد اوین:سلام عشقم حامی:سلام قربونت بشم جانا:سلام داداشی حامی:سلام اجی قشنگم گندم:سلام حامی:سلام گندم خانم بفرما اینم خوراکی هاتون اوین اینا برا توعه به کسی نده جانا:من اونو میخوام 😭 حامی:ندی بهشا اوین:😂 گندم:😁 حامی:خب من برم اوین:نروو حامی:وایسم اوین:اوهوم حامی:باشه
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:36 Fasl:1 جانا:حامی حامی:بله جانا:بریم همگی شهربازی حامی:بریم گندم:من باید برم دیگه حامی:عه چرا اوین:نهه جانا:نلوو گندم:نمیتونم شب تنها بیرون برم حامی:یدونه داداش داشتید گندم:بله چطور حامی:حامد بودند؟ گندم:بله حامی:بگین بیاد ۵ تایی بریم گندم:بزارید ببینم گندم رفت اونطرف تا به حامد زنگ بزنه مکالمه حامد:سلام فندق گندم:سلام داداشی کجایی حامد:خونه گندم:میگم با دوستام بیرونم و یکیشون هم با نامزدشه میشه بیای همه بریم شهربازی حامد:هووف باشه الان میام فقط من خونه نبودم تو خیابون بودم😂 گندم:خیلی بدی زود بیا خدافه پایان مکالمه گندم رفت کنار آنها گندم:حله الان میاد اوین:هورااا حامی:جان😳 اوین:امم منظورم این بودکه گندم هم میاد،عع،تو مگه به من شک داری ؟ حامی:نه ندارم اوین : خب