eitaa logo
“حٰامیم~𝑴𝒖𝒔𝒊𝒄*+🤎
630 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
2.7هزار ویدیو
11 فایل
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🍪 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 1:[𖧧 @HaamimS1376 𖧧]🤏🏾 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 2 : [𖧧 @GandomAg92 𖧧]🤏🏾 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 :1404/9/4𖧧🦌 𝑶𝒖𝒓 𝒄𝒐𝒅𝒆 : 319𖧧✨ 𝑶𝒖𝒓 𝒉𝒐𝒖𝒔𝒆 : [𖧧 @avahaamim 𖧧]🤎
مشاهده در ایتا
دانلود
پایان راند سوم ✨
راند چهارم ✨
این استیکر ها رو بفرستید ✨ تایم : تا ۱۶:۲۵ وقت دارید ✨ آخرین نفر که بفرسته حذف میشه ✨ عکس قبول نمیکنم
ریحانه فرستاد ✅
ریحانه ✅ مهدیه ❌
پایان راند چهارم ✨
ریحانه برد 🥰🥰
رضایت قشنگشون 🌀
😇پایان چالش✨
⿻ب‍‌ای‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌ 🐈‍⬛️🐾↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ م‍‌‍‌ی‍‌‍‌ش‍‌‍‌ه‍‌‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌🐈‍⬛️🐾↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ اک‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ م‍‌ون‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ ش‍‌د 🐈‍⬛️🐾↶⋆ ⿻ق‍‌‍‌ص‍‌‍‌رم‍‌‍‌ون‍‌‍‌🐈‍⬛️🐾↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🐈‍⬛️🐾↶⋆
⿻ه‍‌ای‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌ 🦢✨↶⋆ ⿻ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ ش‍‌روع‍‌ م‍‌ی‍‌ش‍‌ه‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍🦢✨↶⋆ ⿻ب‍‌ری‍‌م‍‌ ب‍‌رای‍‌ ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ اک‍‌ل‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🦢✨↶⋆ ⿻ق‍‌ص‍‌رم‍‌ون‍‌🦢✨↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🦢✨↶⋆
“حٰامیم~𝑴𝒖𝒔𝒊𝒄*+🤎
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:56 Fasl:1 چشمانش براق یه حسی درونش به معنای خوش شانسی،شگفت زده، سوپر
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:57 Fasl:1 همه روی کاناپه نشسته بودن و حامی و آوین هم سر میز ناهارخوری چند دقیقه بعد آوین:بچه ها بلند شید چند تا عکس بگیریم حامی:... حامد:... جانا:عع آره بلند شید گندم:نه من لباس خوب ندارم ... حامد:بیا واسه ات لباس اوردم گندم:عی خدا کِی رفتی سمت کمد من حامد:تو کمد نبود که..تو رگال بود🤷🏻 گندم:خب حالا هرچی حامد:وقتی تو حموم داشتی تست خوانندگی با اهنگ های جناب صالحی میدادی🤷🏻😂😂 حامی:خواننده خانم تولدت مبارک 😆😅 گندم:مرسی😁 اوین:با اهنگای شوهرم😄🔪 جانا:با اهنگای داداشم🔪😂 حامد: و با اهنگای رفیقم🔪🤣 حامی:باشه باشه من متعلق به همتونم که با نگاه آوین حرفشو خورد و گفت:چیزه یعنی متعلق به اوینم جانا:اول داداش من بوداا😂 گندم:خب من برم لباسمو بپوشم گندم در اتاق آوین را باز کرد آوین تقریبا دو هفته در خانه ی حامی بود و تازه این اول زندگی مشترکشان بود اما در همین 2 هفته اتاق اوین پر شده بود از استیکر، قاب عکس دو نفرشان، عکس هایی با دوستاش، وسایل آرایشش، لباس‌هاش، فیگور هاش و... بعد از چند دقیقه نه چندان دور گندم از اتاق بیرون آمد لباس سفید توری خودش را پوشیده بود جانا:واووووچه قشنگ شدی آوین:مثل یه تیکه ماه شدی