سازه نیوشر شده از طرفدار و آقای صالحی 🤍✨
𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪
𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨
𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
سازه نیوشر شده 🌱
𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪
𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨
𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جدید فرید 🌀
𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪
𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨
𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
610K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسـتـوري جـدیـد حـامـیـم🌀
𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪
𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨
𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسـتـوري جـدیـد حـامـیـم🌀
𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪
𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨
𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسـتـوري جـدیـد حـامـیـم🌀
𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪
𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨
𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
استوری جدید حامیم🌀
𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪
𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨
𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
⿻های گرلم 🦢✨↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا شروع میشه گرلم🦢✨↶⋆
⿻بریم برای فعالیت اکلیلی گرلم🦢✨↶⋆
⿻قصرمون🦢✨↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🦢✨↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:63
Fasl:1
اوین کفش هاشو پوشید و از پله ها پایین رفت
در رو باز کرد و به سمت حامی حرکت کرد
در ماشین و باز کرد و نشست
اوین:ســلام
حامی:سلام خانمم
حامی پاشو روی پدال گاز فشار داد
توی مسیر استودیو
اوین:حامی(بچگونه)
حامی:جونم
اوین:من خوالکی میخوام(لوس)
حامی:خوراکی میخوای؟
اوین:اهوم
حامی:باشه(لپ اوینو کشید)
اوین:آی
حامی روبروی یک مارکت ایستاد
پیاده شد و داخل مغازه رفت
چند تا از خوراکی های مورد علاقه اوین رو خرید و بیرون امد:(مثل پاستیل،لواشک،چیپس،کاکائو)
اوین:خریدی؟
حامی:بله بفرمایین
اوین:مرسی دورت بگردم (لپ حامی و بوس کرد)
حامی لبخندی گرم زد
اوین دونه دونه خوراکی هاشو باز میکرد
یدونه پاستیل توی دهن حامی گزاشت
و بعد از چند دقیقا رسیدن
اوین:حامی صبر کن
حامی:بله
اوین:لباسم خوبه؟
حامی:مثل همیشه عالی
[خونه فرشته ورضا]
فرشته:اریانا شب خاله اینا میخوان بیان
اریانا:عه
فرشته:بیا کمکم
اریانا:باشه
اریانا رفت و کمک فرشته خونه رو مرتب کرد
[خونه جمال و زهرا]
چند ساعتی بود که نهال از دانشگاه برگشته بود
زهرا:دخترم ساعت چند میخوای بری کنسرت؟
نهال:عی وای ساعت7 باید اونجا باشیم و الان 5 و نیمه
زهرا:برو اماده شو
نهال از کمدش یک لباس انتخاب کرد و پوشید
موهاشو بست و عطرشو زد
[خونه لیلاوحمید]
جانا گوشی رو برداشت و به حامی زنگ زد
حامی:الو
جانا:سلام داداشی خوبی؟
حامی:مرسی جونم
جانا:میگم میتونی برام بلیط بگیری؟
حامی:بلیط میخوای؟!
جانا:هوم
حامی:چشم..پیش اوین برات یه بلیط اوکی میکنم
جانا:اممم میشه ردیف دوم؟
حامی:چرا دوم
جانا:چون دوستمم اونجاس
حامی:باشه زود بیااا دیره ها
جانا:چشم
حامی:بیام دنبالت
جانا:نه ممنون
حامی:کاری نداری؟
جانا:نه خدافظ
پایان مکالمه
اوین:کی بود؟!
حامی : جانا
اوین:اهان
حامی دست آوین رو گرفت و باهم به بک استیج رفتن
هنوز وقت بود تا مردم سالن رو پر کنند
اوین:سلام.
حامی:سلام
همه:سلام
حامی هنوز دست آوین رو گرفته بود
اوین روی یه صندلی که حامی واسش اورد نشست
حامی هم یه صندلی برای خودش اورد و کنار اوین نشست
خانی(در گوش حامی):الان خانمت فرار نمیکنه ها 😁
حامی:علیرضا بروو😄