eitaa logo
زیـبـآیـے نـور☀️
641 دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
2.8هزار ویدیو
11 فایل
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🌕 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 1:[𖧧 @HaamimS1376 𖧧]🌼 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 2 : [𖧧 @GandomAg92 𖧧]🌼 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 :1404/9/4𖧧🐥 𝑶𝒖𝒓 𝒄𝒐𝒅𝒆 : 319𖧧✨🎫 𝑶𝒖𝒓 𝒉𝒐𝒖𝒔𝒆 : [𖧧 @avahaamim 𖧧]💛
مشاهده در ایتا
دانلود
سازه نیوشر شده 🌱 𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪 𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾 𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨ 𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جدید فرید 🌀 𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪 𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾 𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨ 𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
610K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسـتـوري جـدیـد حـامـیـم🌀 𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪 𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾 𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨ 𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسـتـوري جـدیـد حـامـیـم🌀 𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪 𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾 𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨ 𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسـتـوري جـدیـد حـامـیـم🌀 𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪 𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾 𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨ 𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
استوری جدید حامیم🌀 𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪 𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾 𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨ 𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
⿻ه‍‌ای‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌ 🦢✨↶⋆ ⿻ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ ش‍‌روع‍‌ م‍‌ی‍‌ش‍‌ه‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍🦢✨↶⋆ ⿻ب‍‌ری‍‌م‍‌ ب‍‌رای‍‌ ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ اک‍‌ل‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🦢✨↶⋆ ⿻ق‍‌ص‍‌رم‍‌ون‍‌🦢✨↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🦢✨↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:63 Fasl:1 اوین کفش هاشو پوشید و از پله ها پایین رفت در رو باز کرد و به سمت حامی حرکت کرد در ماشین و باز کرد و نشست اوین:ســلام حامی:سلام خانمم حامی پاشو روی پدال گاز فشار داد توی مسیر استودیو اوین:حامی(بچگونه) حامی:جونم اوین:من خوالکی میخوام(لوس) حامی:خوراکی میخوای؟ اوین:اهوم حامی:باشه(لپ اوینو کشید) اوین:آی حامی روبروی یک مارکت ایستاد پیاده شد و داخل مغازه رفت چند تا از خوراکی های مورد علاقه اوین رو خرید و بیرون امد:(مثل پاستیل،لواشک،چیپس،کاکائو) اوین:خریدی؟ حامی:بله بفرمایین اوین:مرسی دورت بگردم (لپ حامی و بوس کرد) حامی لبخندی گرم زد اوین دونه دونه خوراکی هاشو باز میکرد یدونه پاستیل توی دهن حامی گزاشت و بعد از چند دقیقا رسیدن اوین:حامی صبر کن حامی:بله اوین:لباسم خوبه؟ حامی:مثل همیشه عالی [خونه فرشته ورضا] فرشته:اریانا شب خاله اینا میخوان بیان اریانا:عه فرشته:بیا کمکم اریانا:باشه اریانا رفت و کمک فرشته خونه رو مرتب کرد [خونه جمال و زهرا] چند ساعتی بود که نهال از دانشگاه برگشته بود زهرا:دخترم ساعت چند میخوای بری کنسرت؟ نهال:عی وای ساعت7 باید اونجا باشیم و الان 5 و نیمه زهرا:برو اماده شو نهال از کمدش یک لباس انتخاب کرد و پوشید موهاشو بست و عطرشو زد [خونه لیلاوحمید] جانا گوشی رو برداشت و به حامی زنگ زد حامی:الو جانا:سلام داداشی خوبی؟ حامی:مرسی جونم جانا:میگم میتونی برام بلیط بگیری؟ حامی:بلیط میخوای؟! جانا:هوم حامی:چشم..پیش اوین برات یه بلیط اوکی میکنم جانا:اممم میشه ردیف دوم؟ حامی:چرا دوم جانا:چون دوستمم اونجاس حامی:باشه زود بیااا دیره ها جانا:چشم حامی:بیام دنبالت جانا:نه ممنون حامی:کاری نداری؟ جانا:نه خدافظ پایان مکالمه اوین:کی بود؟! حامی : جانا اوین:اهان حامی دست آوین رو گرفت و باهم به بک استیج رفتن هنوز وقت بود تا مردم سالن رو پر کنند اوین:سلام. حامی:سلام همه:سلام حامی هنوز دست آوین رو گرفته بود اوین روی یه صندلی که حامی واسش اورد نشست حامی هم یه صندلی برای خودش اورد و کنار اوین نشست خانی(در گوش حامی):الان خانمت فرار نمیکنه ها 😁 حامی:علیرضا بروو😄
استایل حامی
استایل اوین
استایل جانا