4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسـتـوري جـدیـد حـامـیـم🌀
𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪
𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨
𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسـتـوري جـدیـد حـامـیـم🌀
𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪
𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨
𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
استوری جدید حامیم🌀
𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪
𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨
𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
⿻های گرلم 🦢✨↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا شروع میشه گرلم🦢✨↶⋆
⿻بریم برای فعالیت اکلیلی گرلم🦢✨↶⋆
⿻قصرمون🦢✨↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🦢✨↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:63
Fasl:1
اوین کفش هاشو پوشید و از پله ها پایین رفت
در رو باز کرد و به سمت حامی حرکت کرد
در ماشین و باز کرد و نشست
اوین:ســلام
حامی:سلام خانمم
حامی پاشو روی پدال گاز فشار داد
توی مسیر استودیو
اوین:حامی(بچگونه)
حامی:جونم
اوین:من خوالکی میخوام(لوس)
حامی:خوراکی میخوای؟
اوین:اهوم
حامی:باشه(لپ اوینو کشید)
اوین:آی
حامی روبروی یک مارکت ایستاد
پیاده شد و داخل مغازه رفت
چند تا از خوراکی های مورد علاقه اوین رو خرید و بیرون امد:(مثل پاستیل،لواشک،چیپس،کاکائو)
اوین:خریدی؟
حامی:بله بفرمایین
اوین:مرسی دورت بگردم (لپ حامی و بوس کرد)
حامی لبخندی گرم زد
اوین دونه دونه خوراکی هاشو باز میکرد
یدونه پاستیل توی دهن حامی گزاشت
و بعد از چند دقیقا رسیدن
اوین:حامی صبر کن
حامی:بله
اوین:لباسم خوبه؟
حامی:مثل همیشه عالی
[خونه فرشته ورضا]
فرشته:اریانا شب خاله اینا میخوان بیان
اریانا:عه
فرشته:بیا کمکم
اریانا:باشه
اریانا رفت و کمک فرشته خونه رو مرتب کرد
[خونه جمال و زهرا]
چند ساعتی بود که نهال از دانشگاه برگشته بود
زهرا:دخترم ساعت چند میخوای بری کنسرت؟
نهال:عی وای ساعت7 باید اونجا باشیم و الان 5 و نیمه
زهرا:برو اماده شو
نهال از کمدش یک لباس انتخاب کرد و پوشید
موهاشو بست و عطرشو زد
[خونه لیلاوحمید]
جانا گوشی رو برداشت و به حامی زنگ زد
حامی:الو
جانا:سلام داداشی خوبی؟
حامی:مرسی جونم
جانا:میگم میتونی برام بلیط بگیری؟
حامی:بلیط میخوای؟!
جانا:هوم
حامی:چشم..پیش اوین برات یه بلیط اوکی میکنم
جانا:اممم میشه ردیف دوم؟
حامی:چرا دوم
جانا:چون دوستمم اونجاس
حامی:باشه زود بیااا دیره ها
جانا:چشم
حامی:بیام دنبالت
جانا:نه ممنون
حامی:کاری نداری؟
جانا:نه خدافظ
پایان مکالمه
اوین:کی بود؟!
حامی : جانا
اوین:اهان
حامی دست آوین رو گرفت و باهم به بک استیج رفتن
هنوز وقت بود تا مردم سالن رو پر کنند
اوین:سلام.
حامی:سلام
همه:سلام
حامی هنوز دست آوین رو گرفته بود
اوین روی یه صندلی که حامی واسش اورد نشست
حامی هم یه صندلی برای خودش اورد و کنار اوین نشست
خانی(در گوش حامی):الان خانمت فرار نمیکنه ها 😁
حامی:علیرضا بروو😄
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:64
Fasl:1
خانی:😅
مهراد:تمرین نمیکنیم؟؟
حامی:اونموقع تمرین کردیم دیگه
هستی.سپاسی:راست میگه یکم استراحت کنیم
ارش:بعلهه😂
حامی:🙄
[توی مسیر]
جانا و نهال در راه به هتل اسپیناس بودند
اهنگ:
مــن خاطــراتم باتــورو هرشـب مــرور مـیکنم
میـمـیرم از دوریــت ولـی حـفـظ غـرور مـیکنم
اینجـای خــالـیت تو دلـم باخـودتـم پر نمـیشـه
باایــن هـمـه از تـو دلـم هـنوز دلخـور نمـیشـه
[سالن اسپیناس]
کم کم جمعیت بیشتر میشد
صدای خوشحالی به گوش میرسید
جانا و نهال کنار هم نشسته بودند
اوین هم ردیف اول
حامی هم آماده شده بود تا چند دقایق دیگر بر روی استیج بیایند..؛
اعضای بند کم کم روی استیج امدند
شماره معکوس
10..9..8..7..6..5..4..3..2..1..0
حامی برروی استیج امد
حامی:قـدم قـدم
مردم:پابه پات هـمـه شهررو قـدم زدم
حامی:زیر بارون تو خــیابون بدون چـتر چه حالی داشـت
مردم:باتو قـدم زدن
و ادامه اهنگ
اهنگ به پایان رسید
حامی:سـلــام
مردم:سلـام
حامی:به کنسرت خودتون خوش اومدید به افتخار خودتون👏🏻
مردم:👏🏻
حامی بعد از چند دقیقا اهنگ را خوند
حامی:یه سری سیاه و سفید و خوبن
مردم:مثل برف لای موهات..مثل کلاویه
حامی:های پیانو مثل اون دوتا چشمات
مردم:مثل ترکیبه
حامی:یه شال سفید با موهای مشکی فرفریت
و ادامه اهنگ...