⿻های گرلم 🍋🌿↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا_ادرمان شروع میشه گرل🍋🌿↶⋆
⿻بریم برای فعالیت اکلیلی گرلم🍋🌿↶⋆
⿻قصرمون🍋🌿↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:79
Fasl:1
حامد:الان ثابت شد
گندم:خدارشکر
حامد:😉
[خونه آوین و حامی ]
حامی یک لیوان چای را برداشت و جرعه ای از آن نوشید
جانا غرق فیلم بود که گوشیاش زنگ خورد
نهال بود
جانا تماس را جواب داد
-:الو
صدای یک مرد غریبه:سلام...خانم صالحی
جانا:ش...شما
مرد غریبه:دوست نهال؟
جانا:بله..بفرما..گوشی نهال چرا دست خودش نیس
مردغریبه:سریع 1 میلیارد بدین تا نهالو برگردونم
جانا:ن..نهال😭
مردغریبه:فقط زود
و قطع کرد
حامی:چیشد؟
جانا:ن...نهال و دزدیدن😭
اوین:عه نه
حامی:کی بود؟
جانا کامل تماس رو با گریه توضیح میداد
حامی:بلند شید بریم کلانتری
جانا:بریم
جانا با کلی اشک روی گونه هاش کفش هایش را پوشید
جانا تمام مسیر را گریه میکرد و تمام فکر و ذهنش به نهال بود
سوال هایی توی ذهنش نقش بسته بود
چرا نهال؟
نهال چیکار کرده مگه؟
نهال بی گناه
من حتما کمکش میکنم
جانا پشت پلک هایش چهره نهال نمایش داده میشد
موهای لخت خرمایی،چشمان مشکی نهالو....
حامی روبرو کلانتری ترمز کرد
همه پیاده شدند و به سمت درب ورودی حرکت کردن
و چند دقیقه بعد وارد اتاق شدند
حامی:سلام
سرهنگ:سلام!
حامی:ما یه مسکلی داریم
سرهنگ:بفرمایین
جانا با تمام جزئیات کامل موضوع را تپضیح داد
سرهنگ:خیلی عجیبه!اما ما میتوانیم اون مرد را پیدا کنیم...هرچه زودتر بهتره تا بلایی سرش نیاورده...نشانی چیزی ازش ندارید؟
جانا:نه🥺
سرهنگ:....خب نهال چه شکلی بود؟
جانا:موهای خرمایی،چشم هاش مشکی و کشیده بود
تنیس کار میکرد.
سرهنگ:فامیل؟
جانا:متقی
سرهنگ : ما پرونده ااش را پیدا و درست میکنیم..و شما اقای صالحی ۲ روز دیگه تشریف بیارین
حامی:جناب سرهنگ یعنی چی ۲ روز دیگه..بحث جونش درمیون اگه دیر بجنبیم ممکنه بلایی سرش بیاره..
اوین:جناب سرهنگ ما هرچه زود تر باید پیداش کنیم..خانوادش بیخبرن
جانا:خانوادش...خانوادش به یه سفر خارجه رفتند😔🥺
سرهنگ:کاملا متوجهام..اگر موافق هستید ما یه عملیاتی انجام بدیم
سرهنگ از جایش بلند شد و روبه حامی گفت
-:قبوله
حامی:قبوله
سرهنگ از اتاق بیرون رفت و حامی،اوین و جانا دنبالش راه افتادن
سرهنک وارد یکی از اتاق ها شد
اتاقی نسبتا تاریک..بوی کاغذ و قهوه تلخ...
سرهنگ شماره نهال را در کامپیوتر ان اتاق زد و یک لوکیشن بالا امد
سرهنگ تعجب کرد..
-خانم متقی یا نهال..الان یکی از جاده های تهران و توی یک محوطه کارگاهی هستند
سریع باید بریم
حامی زیر لب:محوطه کارگارهی
سرهنک چندتا از همکارانش را صدا کرد تا در ادامه ماموریت کمک انها باشند
همه در ماشین نشسته بودند و طبق لوکیشن میرفتن
کمکم مسیر ترسناک میشد
درختهایی کنار جاده،وسکوتی که تنها صدای ماشین و جیرجیرک ها به گوش میرسید
جاناسرش رابه شیشه ی ماشین تکیه داده بود و قطره های اشک روی گونه اش میریخت
دست حامی روی پای جانا قرار گرفت
حامی:نگران نباش(اروم)
اوین توی گوشی بود ..و متوجه شد دیگه خط نمیده
به جایی ترسناک و مهیب رسیده بودن
⿻بای گرلم 🍋🌿↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا_ادرمان تموم میشه گرلم🍋🌿↶⋆
⿻فعالیت اکلیلی مون تموم شد🍋🌿↶⋆
⿻قصرمون🍋🌿↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆
⿻های گرلم🕯⛓ ↶⋆
⿻فعالیت #اد_آوین_مهلا شروع میشه گرل🕯⛓↶⋆
⿻بریم برای فعالیت اکلیلی گرلم🕯⛓↶⋆
⿻قصرمون🕯⛓↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🕯⛓ ↶⋆
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام قشنگااای من 😶🌫
ناشناس،اونم مشترک👐🏾
ما؟!آوین،مهلا🍋
چالش خط قرمز چنل ماس😂
چالش امشب ؟! با یه استیکر یوتویوبر مورد علاقت رو به ما نشون بده تا ما حدس بزنیم✨
کویر ؟ در شأن شما نیست🌕
منتظر حرف های قشنگ شما هستیم🌸
لینک :
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_q1qvck3&btn=هرچی.دوست.داری.به.من.و.مهلا.بگو.𖤐˚..࣪