eitaa logo
زیـبـآیـے نـور☀️
689 دنبال‌کننده
5.3هزار عکس
3.1هزار ویدیو
11 فایل
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🌕 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 1:[𖧧 @HaamimS1376 𖧧]🌼 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 2 : [𖧧 @GandomAg92 𖧧]🌼 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 :1404/9/4𖧧🐥 𝑶𝒖𝒓 𝒄𝒐𝒅𝒆 : 319𖧧✨🎫 𝒄𝒐𝒅𝒆:148📝
مشاهده در ایتا
دانلود
پیام ناشناس𓆝 خیلی خوشحالم چون مامانم گفته که یا کنسرت اصفهان رو میبرمت یا کنسرت تهران فقط یه شرط گذاشته که اگه اوضاع کشور خوب بود میتونی بری و من هر شب دعا میکنم که ت•ر•ا•م•پ حمله نکنه😂🤣🤲🏻 𓆝 𓆟 𓆞 𓆝 𓆟 آوین:😂🤣🎀
پیام ناشناس𓆝 انیمه میبینی؟ فن انیمه وانپیس هستی؟ گپ زدیم میای؟ منمممم عاشقققق حامیمممم هستمممم از ۶ سالگی عاشقش بودم 🤤🤵🏽‍♀️ 𓆝 𓆟 𓆞 𓆝 𓆟 آوین: نه نمی‌بینم نه نیستم نه نمیام 😂 باریکلا به تو 🤏🏾
پیام ناشناس𓆝 هو هو پارت داریم 💃🏻💃🏻 𓆝 𓆟 𓆞 𓆝 𓆟 آوین:😂😂
پیام ناشناس𓆝 چالشمون نشه ؟ 𓆝 𓆟 𓆞 𓆝 𓆟 آوین:به شرط کویر نشدن
پیام ناشناس𓆝 لب ساحل 𓆝 𓆟 𓆞 𓆝 𓆟 آوین:زیر نور ماه کامل 🌕
پایان ناشناس
به به ۳۰۰ تا شد 💕
خب بریم بهتون پارت بدیم
⿻ه‍‌ای‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌ 🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ ش‍‌روع‍‌ م‍‌ی‍‌ش‍‌ه‍‌ گ‍‌رل‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ب‍‌ری‍‌م‍‌ ب‍‌رای‍‌ ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ اک‍‌ل‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ق‍‌ص‍‌رم‍‌ون‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:86 Fasl:1 آوین:چشمای دخترا همیشه مثل عقابه😁 حامی:به به...واقعا باریکلا به شما دخترا🤌🏻 آوین:مسخره میکنی؟ حامی:نه‌‌‌... آوین:باشه برو حموم..بعدش غذا سفارش بده حامی:فکر کردم‌میخوای‌بگی بروحموم‌بعدش غذا آمادس😮‍💨😄 آوین:نه آقای صالحی😅 حامی بوسه‌ای روی موهای آوین زد و به سمت حموم حرکت کرد یه دقیقه روبرو جانا ایستاد مکث کوتاهی کرد -:راستی جانا جانا:بله حامی:نمیخوای به خانواده نهال بگی؟ جانا:به خانوادش..؟نمیدونم..هنوز که خود نهالو پیدا نکردند...راستی از کجا فهمیدن نهالو کـ.ـشتـ.ـن؟چه نشونه ای پیدا کردند؟ حامی:جانا بلاخره که باید بفهمن.....راست میگی ولی اونا کارشون حرفه ای هست جانا:ولی حامی من میگم یه اشتباهی شده حامی:جانا چه اشتباهی؟ جانا:تروخدا به سرهنگه زنگ بزن...نشونه ای که دلیل فوت نهال شده رو بپرس حامی:باشه آوین:چی میگین شماها جانا:اوین من امید دارم که یا نهال زنده‌اس یا... آوین:فداتشم اونا کاربلدن جانا:بزار فعلا حامی بهشون زنگ بزنه آوین:باشه حامی شماره سرهنگ نجفی رو گرفت بــــــــــوق بـــــــــــــــــوق سرهنگ:سلام بفرمایین حامی:سلام اقای نجفی سرهنگ:عه شمایین آقای صالحی؟ حامی:بله..راستش مزاحم شدم که بپرسم چه نشونه‌ای مرگ نهالو تعیین میکنه؟ سرهنگ:مأمور های ما دقیق و کاربلد هستن ما هنوز درحال جستجو هستیم حامی:و اگر که جسد نهال رو پیدا نکردیم و یا هیچ نشونه ای، چجوری باید روز خاکسپاری و حتی به پدر و مادرش خبر و اثباتش کنیم..که نهال فوت شده؟ سرهنگ مکث کوتاهی کرد و ادامه داد -:کاملا درست می‌فرمایید اما ما هنوز دست برنداشتیم از تلاش..ما داریم تلاشمون رو میکنیم..شما به خانواده‌اش خبر بدین..تا ماهم بتونیم با تلاش نشونه‌ای چیزی پیدا کنیم حامی:چشم..ما سعی میکنیم که خانواده‌ش را متوجه‌موضوع کنیم سرهنگ:خیلی ممنون از همکاری شما.. حامی:خواهش میکنم..مزاحمتون نمیشم خدانگهدار سرهنگ:خدا نگهدار تماس به پایان رسید حامی:دیدی چیگفت جانا؟ جانا:اره شنیدم.. آوین:فقط کی میخواد به خانواده‌اش بگه؟ جانا:حامی حامی:من بگم؟من چی باید بهشون بگم؟ جانا:کل موضوع رو حامی:باشه الان ظهره..من برم حموم بیام ناهار بخوریم عصر که شد زنگ میزنم آوین:ناهار از بیرون دیگه؟😁😭 حامی:بله😒😁 جانا:باش برو جانا دستش را لای موهای نیمه بازش کشید و به تلویزیون خیره شد گویا چنان که نهال و جانا کلی خاطره داشتند و هیچ کدام نمیخواستند شاهد روزی باشند که فقط خاطره های دونفره شان یادی از دیگری کنه!ولی خب انگار قسمت بود..سرنوشت بسیاری سخته...همچنان تلخ..
⿻ب‍‌ای‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌ 🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ م‍‌‍‌ی‍‌‍‌ش‍‌‍‌ه‍‌‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ اک‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ م‍‌ون‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ ش‍‌د🍋🌿↶⋆ ⿻ق‍‌‍‌ص‍‌‍‌رم‍‌‍‌ون‍‌‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆