eitaa logo
زیـبـآیـے نـور☀️
684 دنبال‌کننده
5.4هزار عکس
3.2هزار ویدیو
11 فایل
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🌕 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 1:[𖧧 @HaamimS1376 𖧧]🌼 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 2 : [𖧧 @GandomAg92 𖧧]🌼 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 :1404/9/4𖧧🐥 𝑶𝒖𝒓 𝒄𝒐𝒅𝒆 : 319𖧧✨🎫 𝒄𝒐𝒅𝒆:148📝
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
269.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جدید شازده پسر 🥹. خوش اومدی قلب من🩶 𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🌕 𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🌼 𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🐥✨ 𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ]💛
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سـلـآܩ قـشـنـگـآااا🤏🏻 صـبـحـتـون بــہ زیـبـآیـیـش🧑🏻‍🦱✨ بـریــܩ بـرآیـ ؋ــعـآلـیـت🛐 چـطـوریــב رنـگـیـن کـܩون هـآ🤍 صـبـحـتـون بـخـیـر🌱 https://eitaa.com/avaHAAMiM
سلام 💘
338.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جدید شازده پسر 🍓 . 𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🌕 𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🌼 𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🐥✨ 𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ]💛
تازه نشر :) ✨ 𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🌕 𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🌼 𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🐥✨ 𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ]💛
تازه نشر :) ✨ 𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🌕 𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🌼 𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🐥✨ 𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ]💛
⿻ه‍‌ای‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌ 🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ ش‍‌روع‍‌ م‍‌ی‍‌ش‍‌ه‍‌ گ‍‌رل‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ب‍‌ری‍‌م‍‌ ب‍‌رای‍‌ ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ اک‍‌ل‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ق‍‌ص‍‌رم‍‌ون‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:95 Fasl:1 اما صحبتی نه...! حمید و رضا خوابیده بودند لیلا:حامی حامی:بله لیلا:برای عروسی تالار و اینا اماده کردید؟ حامی:اره امادس.راستی اوین کارت عروسی اوین:خب بیا ساعت ۵ و ۶ بریم... حامی:اره..فکر خوبیه جانا:اوین کارت عروسیتون رو میخواین چه رنگی کنین؟ حامی:صورتی😁 اوین:🤣 فرشته:با پاپیون😄 لیلا:😁😁 اریانا:چه‌رنگ خوبی😂 جانا:با اوین بودم😅😒 حامی:با اوین بودم😏(ادای جانا رو دراورد) جانا یک بالشت به حامی پرت کرد حامی:اخ صورتم لیلا:نکن جانا😆 اوین:شوشوم رو کشتی😅 حامی:شوشو؟😀 اوین:اهوم😃 اریانا:شوشو تو🫵🏻آیدل خیلی هام هست اوین:نه فقط مال منه🥺 حامی:من مال توعم😉 اوین:بچه گول میزنی؟ حامی:هوا چه خوبه اوین:اره تو سرمااا جانا:اصلا داداش منه ...ها چیزه من داداش ندارم اوین نگاهی به حامی کرد حامی سرش را پایین انداخت سکوت خانه را فرا گرفت حامی میخواست حرفی بزند اما اینجا جای مناسبی نبود.! عصر همان روز اوین و حامی برای کارت عروسی به مغازه رفتن و باید تا شب کارت هارو پخش میکردن شب شد تقریبا ساعت ۱۱ حامی و اوین خسته روی کاناپه نشسته بودن حامی:خب عروس خانم اوین:بله🙂 حامی:شام چی سفارش بدم؟ اوین:امممم...همبررر حامی:چشمم✨🤏🏻 اوین:مسییی حامی:فداتشم..من خو اوین:خدانکنه..حامی حامی:جونم اوین:قول میدی درطی زندگیمون عاشق کسی نشی..؟ حامی کمی مکث کرد و بعد جواب داد -:میدونی هزار تا هم بیشتر دختر روی کره زمین وجود داره و من بین اون همه دختر تورو انتخاب کردم چون فرق میکردی اوین:خب نظرت که عوض نمیشه حامی:نه تا اخر عمرم.. اوین لبخندی زد بعد از 15 دقیقه بعد. پیک غذا هارو جلوی در اورد حامی تادم در رفت برای گرفتن غذاها و در همین فاصله آوین میز رو چید حامی با غذا وارد خونه شد